اخبار مربوط به «یادداشت مادرانه»

طفل معصومم تمام این مدت با عشق شیرت دادم و با ذکر خدا، امید دارم که خداوند عشق اهل بیت را روز به روز در قلبت جاری و ساری نماید…

تاریخ ارسال: ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۳ - - برچسب‌ها: ٬ ٬ ٬ ٬ ٬ ٬ ٬

آرام می شوم. خدا آرامم می کند با او…چراغی توی تاریکی دلم روشن می شود و کودکم به من نزدیک می شود دوباره.

تاریخ ارسال: ۱۱ اسفند ۱۳۹۲ - - برچسب‌ها: ٬ ٬ ٬

نویسنده: مریم هرندی خدایا! من مبهوت توام! یعنی از وقتی یه موجود کوچولو رو بهم دادی بیشتر مبهوت تو شدم. اون روز که محمد تلاااااااااااااش میکرد بغلته واقعا متحیر قدرت خدا بودم که نه ما چیزی یادش دادیم نه کسه دیگه فقط خداست که این قدرت رو تو وجودش قرار داده یا اون زمان که […]

تمام کارهای نیمه‌تمام زندگی‌ام را یاد خودم می‌اندازم و به بی‌عرضگی و تنبلی و بی‌برنامه بودن خودم فحش می‌دهم. بعد دلم برای خودم می‌سوزد و شرایط نامناسبی که منجر به شکستم شده برای خودم تعریف می‌کنم تا کمی از دردم کم شود. اما دلم برای خودم می‌سوزد و ..

تاریخ ارسال: ۲۷ بهمن ۱۳۹۲ - - برچسب‌ها: ٬ ٬

ما این را دوست نداشتیم، و خدا می دانست!

دنیای من عوض شد. رنگ دخترانه گرفت به خودش. بهار شد انگار.

تاریخ ارسال: - - برچسب‌ها: ٬ ٬ ٬ ٬

هیچ وقت منتی برای هیچ کاری سرمان نگذاشته. هیچ وقت غر نزده که «این همه زحمت کشیدم که حالا…»

تاریخ ارسال: ۲۱ خرداد ۱۳۹۲ - - برچسب‌ها: ٬ ٬

فرض کنید ما در جمعی باشیم و یکی از خانمها به ما خبر بدهد که برای چهارمین‌بار باردار است. عکس‌العمل ما چه خواهد بود؟

تاریخ ارسال: ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ - - برچسب‌ها: ٬ ٬ ٬ ٬ ٬ ٬

بیایید این بار شما نویسنده ی این مطلب باشید. از مادری تان بنویسید.

تاریخ ارسال: ۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ - - برچسب‌ها: ٬ ٬ ٬