اخبار مربوط به «محمدرضا سرشار»

در زمان‌های دور در حاشیه‌ی یک ده، دو برادر در یک کلبه‌ی گلی فرسوده زندگی می‌کردند. تنها دارایی آنان یک گاو نر و دو قطعه زمین بود. برادر کوچک این گاو را خیلی دوست می‌داشت…

قصه از زبان فیلی تربیت شده نقل می‌گردد. او با دوستان خود در جنگل گرفتار شکارچیان می‌شود. سربازانی کارشان رام کردن آن‌هاست. روزی سردار سربازان بر پشت فیل داستان می‌‌نشیند و با سپاه خود قصد حمله به خانه‌ی کعبه را دارد.