تفاهم می تواند تفاوت تحصیلاتی را از بین ببرد

آنچه که مسلم است، در ازدواج ملاکهای زیادی است که باید طرفین آنها را بررسی کرده و با توجه به اهمیت هر کدام از آنها، برای انتخاب فرد شایسته اقدام کنند. به جهت حساس بودن موقعیت ازدواج، ملاک های زیادی برای ازدواج وجود دارد که یکی از آنها میزان و سطح تحصیلات است. ایده آل […]

آنچه که مسلم است، در ازدواج ملاکهای زیادی است که باید طرفین آنها را بررسی کرده و با توجه به اهمیت هر کدام از آنها، برای انتخاب فرد شایسته اقدام کنند. به جهت حساس بودن موقعیت ازدواج، ملاک های زیادی برای ازدواج وجود دارد که یکی از آنها میزان و سطح تحصیلات است. ایده آل است که نوع تحصیلات نیز داخل در دایره سنجش باشد و افراد سعی کنند از این نظر نیز با یکدیگر هماهنگی داشته باشند.

به عنوان مثال، در بعضی رشته ها مثل پزشکی بهتر است که هر دو طرف پزشک باشند چرا که شرایط تحصیلی و کاری یکدیگر را بیشتر درک می کنند؛ یا افرادی که در رشته های خاص مهندسی مثل مهندسی نفت تحصیل می کنند و شرایط کاری شان خارج از شهر محل زندگی شان است؛ این افراد گاهی باید یا در شهرهای جنوبی کشور زندگی کنند و یا برای کار چند روز در هفته را به جنوب کشور بروند. طبیعی است که در چنین شرایطی هم رشته بودن میزان درک متقابل را از شرایط کاری بالا برده و طرفین در زندگی کمتر با بحران های مربوط به کار مواجه می شوند.

اغلب افرادی که در سن ازدواج هستند اگر با انتخاب صحیحی از میزان و سطح تحصیلات وارد زندگی مشترک شون ، درصد رضایتمندی بالاتری از زندگی خواهند داشت.

ازدواج می تواند تلخ ترین اتفاق زندگی باشد
دکتر سیروس فرهادیان زاده متخصص روانشناسی بالینی در این باره می گوید: ازدواج تنها آرام بخشی است که اگر درست و به جا انتخاب نشود می تواند درد آور ترین و ناآرام کننده ترین پدیده در زندگی فرد باشد! به همین دلیل است که یک انتخاب صحیح اهمیت و ارزش فراوانی به قیمت تمام زندگی و خوشبختی فرد دارد.

تناسب تحصیلی یکی از چند تناسب کلیدی
افرادی که در آستانه ی ازدواج قرار دارند بهتر است؛ در زمان انتخاب همسر چند تناسب کلیدی را در نظر بگیرند که در صورت وجود نداشتن هر کدام از آنها، ممکن است ازدواج موفق و آرامش بخشی رقم نخورد: تناسب خانوادگی، تناسب فرهنگی، تناسب اعتقادی، اسب اقتصادی، تناسب اجتماعی، تناسب شخصیتی و تناسب تحصیلی

شاید در نگاهی گذرا به عوامل بالا؛ بی خطر ترین گزینه، تناسب تحصیلی، به نظر برسد و برای افراد سوال باشد که آیا تناسب تحصیلی نیز برای انتخاب همسر ملاکی قابل قبولی است!؟ که در پاسخ باید بگوییم بله. تناسب تحصیلی یکی مهمترین موارد سنجش گزینه مناسب برای انتخاب همسر است. در شرایط کنونی جامعه و با توجه به بالا رفتن سطح تحصیلات دختران و پسران و همینطور خانواده ها، تناسب تحصیلی یکی از مهم ترین ملاک های انتخاب همسر ایده آل است. اگر به تناسب تحصیلی توجه نشود ممکن است که ناهنجاری ها و نارضایتی ها از زندگی، به قدری حاد شوند که زوجین قادر به تحمل یکدیگر نباشند.

البته در اینجا باید متذکر بشوم که چون تحصیلات یک روند اکتسابی است (یعنی اگر امروز نیست فردا می‌تواند باشد)، جزء مسائلی قرار خواهد گرفت که می‌گوییم اگر فردی که مورد انتخاب قرار گرفته است، همه شرایط را دارد و بالقوه می‌توند ادامه تحصیل دهد، در ازدواج مشکلی پیش نخواهد آمد اما مشروط بر قواعدی که بیان خواهد شد. درباره‌ میزان تحصیلات زن و مرد چند احتمال قابل تصور است.

اگر تحصیلات مرد از زن بالاتر باشد
«احسان دانشجوی دکترای مهندسی مکانیک است و همسرش فرشته کارشناسی ادبیات فارسی دارد. فرشته در تمام لحظات سعی می کند که اولویت زندگی اش احسان و امور خانه باشد. او می کوشد تا محیط خانه را طوری قرار دهد که احسان بتواند به درس هایش برسد و در تحصیلش موفق باشد. فرشته عاشق درس خواندن شوهرش است و با اینکه چند بار از او پرسیدم، «ناراحت نیست از اینکه همسرش دانشجوی دکتراست و درس های زیادی دارد که در خانه باید به آنها بپردازد»، هر بار جواب داد که تمام تلاشش را در جهت موفقیت علمی همسرش انجام خواهد داد.

آنها خوشبختی و آرامششان را در زندگی مدیون درک متقابل هستند. اینکه احسان می داند فرشته برای درس خواندن او و آرامش محیط خانه تلاش می کند و از برگزاری میهمانی در ایام امتحانات احسان خودداری می کند و اینکه فرشته می داند احسان علاوه بر مشغله کاری انرژی مضاعفی مصرف می کند تا درس بخواند و بتواند آینده کاری بهتری را برای خانواده رقم بزند، نشانه درک متقابل آن هاست».

اگر تحصیلات زن از مرد بیشتر باشد
در جوامع قدیمی و حتی بهتر می توان گفت تا پیش از دهه گذشته ایده آل ترین نوع تناسب تحصیلی بالاتر بودن تحصیلات مرد از زن بود. اما تغییرات جامعه و بالا رفتن سطح فرهنگ در اجتماع بالا رفتن تحصیلات برای زنان را نیز به همراه داشت چرا که زنان وظیفه تربیت نسل را بر عهده دارند و از این روست که باید آگاه و باسواد باشند. مسئله مهم دیگر این است که بانوان با تحصیل در مقاطع تکمیلی می توانند درک بهتری از شرایط اجتماع و امور فرهنگی داشته باشند و این خود دلیل خوبی است تا آنها بتوانند با بهره گیری از اطلاعاتشان در تربیت نسل موفق تر عمل کنند.

«نیلوفر دکترای الکترونیک دارد و همسرش سروش فوق لیسانس مترجمی زبان انگلیسی. روزی که آنها به مشاور مراجعه کردند هر دو از زندگی مشترک به شدت گله مند بودند. نیلوفر ناراحت بود از اینکه: اگر هنگام خرید وسیله های مورد نیاز منزل به مقدار برق مصرفی و یا قدرت وسیله توجه کند سروش گمان می کند که او دارد مدرک دکترایش را به رخ می کشد! از طرفی سروش شکایت داشت که نیلوفر در همه جمله بندی هایش سعی می کند از اطلاعاتی سخن بگوید که او راجع به آنها چیزی نمی داند! این مسئله به قدری تشدید شده بود که به گفته خودشان حتی اگر یک شب نیلوفر غذای مفصلی آماده نکند سروش به طعنه خواهد گفت: به دلیل مدرک دکترایت حاضر نشدی غذای مناسبی بپزی؟

آنها بزرگترین مشکل زندگی زناشویی شان را عدم تفاهم در تحصیلات می دانستند. سروش معتقد بود که اگر با همسری ازدواج می کرد که وقت کمتری برای تحصیل گذاشته بود قطعا دستپخت بهتری داشت و فرصتش را بیشتر برای رسیدگی به امور منزل می گذاشت! از طرفی نیلوفر معتقد بود که اگر سروش کمی بهتر و بیشتر درس می خواند الان او هم مدرک دکترایش را گرفته بود و در زندگی اینقدر دچار تنش نبودند!

بیان حرف های تخصصی در خانه و خود برتر بیتی زنان تحصیلکرده، عامل اختلاف زوجین
دکتر فرهادیان زاده درباره حل این مشکل می گوید: واضح است که در این مورد و مواردی مشابه این زنان نباید اقتدار همسرشان را زیر سوال ببرند. در این گونه زندگی ها خانم ها نباید به وفور از اطلاعاتشان صحبت کنند. خانه محل آرامش است و لزومی ندارد که در محیط گرم آن هر یک از طرفین بخواهند حرف های تخصصی ای که مربوط به رشته تحصیلی شان است را بیان، کنند!

این مورد را می توان عامل اختلاف در بسیاری از مراجعان، بر شمرد. عمده زنانی که تحصیلات بالاتری نسبت به همسرانشان دارند، گاهی به صورت خواسته یا ناخواسته در منزل و در مقابل همسر از اطلاعاتشان سخن به میان می آورند و این امر موجب عصبانیت زوج شده و در نتیجه اختلاف بالا می گیرد. گاهی هم خود برتر بینی های زنانی که تحصیلات بالاتری نسبت به همسرانشان دارند عامل نارضایتی از زندگی می شود.

بالاتر بودن تحصیلات زن از مرد با غرور مرد منافات دارد 
نکاتی شبیه این ثابت کرده که اگر زن و مرد تناسب در تحصیلات داشته باشند آرامش بیشتری در زندگی خواهند داشت. حتی اگر زن با تواضع و فروتنی برای تحصیلات بالاتر خود جایگاهی قائل نباشد و مدرک تحصیلی اش را به رخ همسرش نکشد؛ باز هم ممکن است مرد از تذکرات او در زندگی مشترک، برداشت درستی نداشته باشد و تصور کند که همسرش دچار خود بزرگ بینی شده و جایگاه معلمی یافته است.

اینکه می گویند تحصیلات زن از مرد بالاتر نباشد، به دلیل ایمنی بخشیدن خانواده از برخی مشکلات زناشویی است. چرا که این امر با ویژگی غرور و اثبات اقتدار مردانه (که البته در همه مردان وجود دارد) منافات دارد.

همسانی تحصیلات زن و مرد 
«الهام کارشناسی ارشد پرستاری دارد و پارسا کارشناسی ارشد علوم آزمایشگاهی. آنها زندگی خوب و ایده آلی دارند. گاهی که فارغ از کار و خستگی روزمره کنار یکدیگر می نشینند سعی می کنند در باره موضوعات مختلف تبادل اطلاعات داشته باشند. الهام از همسرش فوق العاده راضی است و معتقد است که او برای زندگی شان خیلی زحمت می کشد. پارسا نیز با لبخند شیرینی از زندگی شان صحبت می کند و معتقد است که الهام پا به پای او در خارج از خانه کار می کند و علاوه بر آن در خانه هم زحمت امور منزل را بر دوش دارد. آنها سعی می کنند از اوقات فراغتشان به بهترین نحو استفاده کنند و در کنار یکدیگر شاد باشند. آنها بزرگترین رمز خوشبختی شان را انتخاب صحیح می دانند و معتقدند که در زندگی از همدیگر چیزهای بسیاری یاد گرفته اند».

از دید روانشناسان بهترین حالت در ازدواج این است که طرفین در سطح تحصیلات یکسان باشند. حُسن این موضوع برابری میان اطلاعات آکادمیک زن و مرد است. با اینکه اطلاعات و آگاهی های عمومی افراد هیچ ارتباطی به سطح تحصیلات آنها ندارد اما مردان از اینکه همسرشان در میزان دانسته ها همسان با آنهاست، آسودگی خاطر خواهند داشت و سایر اطلاعات بالای همسرشان در آن حدی که مدرک بالاتر مشکل ساز است، مسئله ای ایجاد نمی کند!

یکی از همسران داری تحصیلات و دیگری کم سواد
«هومن دانشجوی پزشکی است و پروانه همسرش دیپلمه. مشکل آنها از وقتی شروع شد که هومن مجبور شد برای گذراندن واحدهای عملی اش علاوه بر دانشگاه مدتی را هم در بیمارستان های مختلف به کارورزی سپری کند. پروانه توقع داشت هومن همیشه ساعت ۴ خانه باشد و با یکدیگر به پارک و سینما بروند. زمانی که هنگام امتحانات هومن فرا می رسید همیشه در خانه مشاجره و دعوا بود چرا که پروانه دوست نداشت همسرش دائم سرش در کتاب باشد. او معتقد بود هومن به هیچ چیز جز کتاب هایش اهمیت نمی دهد!

هومن نیز با ناراحتی فراوان عنوان می کند که پروانه دقیقا در زمان هایی که امتحان دارد میهمان دعوت می کند و یا حتی به میهمانی می رود و اصلا به فکر امتحان های سخت او نیست! او معتقد بود پروانه نه تنها مشوق خوبی برای درس خواندنش نیست بلکه همراه خوبی برای زندگی و با هم بودنشان نیست!

آنها به گفته خودشان نمی توانستند شرایط همدیگر را به خوبی درک کنند و سطح توقعاتشان با شرایطی که در آن بودند مطابقت نداشت!»

«ریحانه دانشجوی دکترای فیزیک است و بیژن همسرش فوق دیپلم گرافیک دارد. مشکل آنها از روزی شروع شد که به خاطر کتاب های ریحانه که روی میز بود میان آنها مشاجره در گرفت! ریحانه به دلیل امتحان مهم چند روز آینده اش، تعدادی از کتاب ها را روی میز گذاشته بود تا مطالعه کند اما بیژن با دیدن کتاب ها عصبانی شد و شروع به پرخاشگری کرد. او معتقد بود که ریحانه تمام توجهش تنها به اخذ مدرک دکترا است و به همسر و زندگی اش هیچ توجهی ندارد.

بیژن می گفت : ریحانه «همیشه» در حال درس خواندن است و «هر لحظه» به فکر درس هایش است. کلمه های همیشه و هر لحظه باعث شده بود تا ریحانه واکنش نشان دهد، چون به نظر او فقط در ایام امتحانات بود که تمام حواسش به درس و کتابش بود اما در سایر روزها، بیشتر توجه و حواسش به بیژن بوده است. اما از نظر بیژن تنها چیزی که برای ریحانه اهمیت دارد این است که دیگران به او بگویند: دکتر!

فرهادیان زاده می گوید: این شرایط می تواند یکی از معضلات ازدواج باشد! اگر زن تحصیلات داشته باشد و مرد کم سواد باشد قطعا اختلافات فراوانی در زندگی بروز پیدا خواهد کرد. مشکل ایجاد شده در این صورت حاصل از نگرش متفاوت زن و مرد خواهد است چرا که هر کدام، بدون اینکه اشتراکات خود را در زندگی مشترک در نظر گیرند، دنیا را از دریچه خود می بینند.

و بالعکس اگر مرد تحصیلات داشته باشد و زن سطح سواد کمتری داشته باشد، باعث می شود که زن هیچ وقت نسبت به کار و شرایط همسرش آگاهی نداشته باشد و نتواند به خوبی میان زندگی و روابطش با همسر هماهنگی ایجاد کند.

همیشه استثنا وجود دارد

البته باید متذکر شد که در هر شرایطی استثناهایی وجود دارد اما همه نمی توانند بر اساس آن برای زندگی مشترک خود برنامه ریزی کنند. مثلا ممکن است در یک زندگی، زن سطح تحصیلات بالاتری نسبت به مرد داشته باشد اما از طرفی نحوه رفتار با همسرش را خوب بلد باشد و هیچ گاه از علم و اطلاعاتی که دارد، در مقابل همسرش سخن به میان نیاورد و به همین جهت هم همسرش از زندگی با او احساس رضایت داشته باشد.

همچنین ممکن است زن یا مردی کم سواد باشند اما طوری رفتار کنند که فرد مقابلشان احساس بدی نداشته باشد و حتی از زندگی در کنار هم لذت ببرند و یقین بدانند که نیمه گم شده یکدیگر هستند. این نکته موید آن است که در زندگی مشترک اصل بر میزان تفاهم میان زن و شوهر است و مسائلی که بر زندگی عارض می شود؛ مانند سطح تحصیلات می تواند با مدیریت حل شود و به شیرینی زندگی بیانجامد.

منبع: مهرخانه

۲۲
آذر ۱۳۹۲
مادربانو
دسته‌ها مطالب خواندنی
دیدگاه‌ها بدون دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>