برای تربیت فرزندمان، چه کارهایی نکنیم؟!

اگر می‌دانستیم که نصیحت کردن، آموزش دادن نیست؛ عادت دادن، ایجاد اخلاق درونی شده نیست؛ یاد دادن، تعلیم دادن نیست؛ پاسخ دادن، قانع کردن نیست؛ به فهم حقیقت «تربیت» و زیستن با «حقیقت» نزدیک­تر می‌شدیم.

نویسنده: مریم ادیب – کارشناس ارشد و مدرس مهارت های تربیت دینی

 ffgg

در شرایطی که راه و روش تربیت را نمی­دانیم اگر هیچ اقدامی نکنیم، به تربیت فرزندان کمک بیشتری می‌کنیم. اگر بتوانیم از تربیت ناشیانه خودداری کنیم، به تربیت شدن کودکان یاری مؤثرتری می‌رسانیم. اگر می‌دانستیم که رها‌کردن مشکلات موقت کودک به جای دستکاری‌های ناشیانه چقدر به بهبود و کاهش آنها کمک می‌کند دست از درمان آسیب‌زا برمی‌داشتیم. اگر می‌دانستیم که چگونه، چه حرف‌هایی نزنیم و چگونه، چه اندرزهایی ندهیم به رسایی پیام تربیت قدرت بیشتری می­بخشیدیم. اگر می‌دانستیم که چگونه تربیت نکنیم و چگونه تعلیم ندهیم و چگونه تشویق و تنبیه نکنیم، به خودیابی، خودآموزی و خود رهبری کودک یاری بیشتری می‌رساندیم. اگر قدری تأخیر در تربیت کودکان داشتیم به پختگی آنها کمک بیشتری می‌کردیم. اگر از تبِ حرف باز می‌ایستادیم، اگر از هجوم طرح‌ها و برنامه‌های تربیت عاریه‌ای دست برمی‌داشتیم، قوه کشف و ابداع در افراد را فزونی می‌بخشیدیم. اگر می‌توانستیم حکیمانه خاموش باشیم، در تأثیرگذاری بر وجود فرزندانمان گویاتر بودیم. اگر می‌توانستیم به موقع کنار بکشیم تا کودک، خود را نه در ما بلکه در خود باز یابد دخالت فعال‌تری در تربیت او داشتیم. اگر می‌توانستیم اندکی نسبت به مسئولیت و رفع بی‌تفاوتی آنها کمک کنیم و اگر می‌توانستیم به جای آنها ارزش گذاری نکنیم به استقلال، اعتماد به نفس، پشتکار و اراده آنها عظمت بیشتری می­بخشیدیم و اگر می‌توانستیم در محبت کردن معتدل باشیم، به جدیت و اعتدال فرزندانمان در زندگی کمک بیشتری می‌کردیم. اگر می‌توانستیم اراده کودکان را در مقابله با دشواری‌ها و چالش‌های زندگی تقویت کنیم به خودسازی، خودکفایتی و خود اتکایی آنها کمک بیشتری می‌کردیم.

 اگر می‌دانستیم که نصیحت کردن، آموزش دادن نیست؛ ارائه مطالب دینی، تربیت دینی نیست؛ عادت دادن، ایجاد اخلاق درونی شده نیست؛ یاد دادن، تعلیم دادن نیست؛ پاسخ دادن، قانع کردن نیست؛ نوازش کردن، محبت کردن نیست؛ ترحم کردن، احترام گذاشتن نیست؛ حفظ کردن صرف قرآن، قرآنی شدن نیست، به فهم حقیقت «تربیت» و زیستن با «حقیقت» نزدیک­تر می‌شدیم.

اگر می‌دانستیم دینی کردن، دینی شدن نیست؛ نقش دادن، نقش پذیری و الگو پذیری نیست؛ آموزش دادن، باوراندن نیست؛ اطلاعات دادن، ایجاد معرفت نیست؛ لولیدن، فعال بودن نیست و معتقد کردن، تبلیغ کردن نیست؛ بدون تردید از قیم بودن در جریان تربیت بازمی‌ایستادیم.
اگر می‌دانستیم که تبلیغ بدون ترغیب، ضد تبلیغ است، از تبلیغات صوری دست برمی­داشتیم. اگر می‌دانستیم که تکرار کردن پیام، تحکیم بخشیدن به آن نیست، با کودکان به گونه­ای دیگر رفتار می‌کردیم. اگر می‌دانستیم که درصد عظیمی از ناهنجاری‌ها، کجروی‌ها، لجاجت‌ها، نافرمانی‌ها، بزهکاری‌ها و اختلالات عاطفی کودکان و نوجوانان، ناشی از اقدامات تربیتی ما بزرگسالان است، دست از این­گونه اصلاحات و روش‌ها برمی­داشتیم.

و بالاخره اگر می‌دانستیم که تربیت متربی در آینه کردار و سیرت مربی عملی می‌شود از اقدامات، برنامه‌ها، نصیحت‌ها و قالب­ریزی‌های گفتاری و صوری پرهیز می‌کردیم و به این عبارت آشنا اما مهجور اقتدا می‌کردیم که «دو صد گفته چو نیم کردار نیست» و به این تأویل وتعبیر «هولوسیوس» ایمان می آوردیم که «کودکان، نادان به دنیا می آیند نه اَبلَه، آنان به واسطه تربیت ما بزرگسالان به بلاهت کشانیده می­شوند».[۱]

استاد حائری شیرازی در پاسخ به سؤال یکی از آشنایان در مورد اینکه «چگونه فرزندانمان را تربیت کنیم؟» فرمودند: در کار خدا فضولی نکنید، خواسته‌های خود را به بچه تحمیل نکنید.



[۱]  دکتر عبد العظیم کریمی، هشدار‌ها و نکته‌های تربیتی

۰۱
دی ۱۳۹۲
مادربانو
دسته‌ها تربیت
دیدگاه‌ها ۲ دیدگاه

یک پاسخ برای : 2

  1. قزويني گفته:

    به امید آینده ای بهتر برای فرزندان این مرزو بوم

  2. گل سرخ گفته:

    پیامبرخدا صلی الله علیه و آله نگاهشان به چند کودک افتاد و فرمودند: واى بر فرزندان آخرالزمان از دست پدرانشان! عرض شد: اى پیامبر خدا علیه السلام! آیا از دست پدران مشرکشان؟ پیامبر صلی الله علیه و آلهفرمودند: لا، مِنْ ءابآئِهِمُ الْمُؤْمِنینَ لایُعَلِّمُونَهُمْ شَیْئًا مِنَ الْفَرآئِضِ وَ إِذا تَعَلَّمُوا أَوْلادُهُمْ مَنَعُوهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُمْ بِعَرَضٍ یَسیرٍ مِنَ الدُّنْیا فَأَنَا مِنْهُمْ بَرىءٌ وَهُمْ مِنّى بُرَ آءُ. حدیث

    پیامبرخدا صلی الله علیه و آله نگاهشان به چند کودک افتاد و فرمودند: واى بر فرزندان آخرالزمان از دست پدرانشان! عرض شد: اى پیامبر خدا علیه السلام! آیا از دست پدران مشرکشان؟ پیامبر صلی الله علیه و آلهفرمودند: نه، بلکه از دست پدران مؤمنشان که هیچ یک از واجبات دینى را به آنان نمى آموزند، و چون فرزندانشان، خودشان، بخواهند بیاموزند، آنان را باز مى دارند، و در برابر آن به بهره اى اندک از دنیا خرسند مى شوند. من با چنین پدرانى بیگانه ام و آنان نیز با من بیگانه اند.

    سلام خسته نباشید اگر توضیحات در مقاله بیشتر بود بهتر بود، از کلی گویی چیز زیادی دستگیرمان نشد به نظرم اگه آموزش بیشتر میبود بهتر میشد مثلا با مثال های متعدد.
    لطفا بررسی شود

    ممنون از زحماتتان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>