عمق جانش

میخواستم اذان بگویم برایش… اما نمی دانم چه شد که این را گفتم.. بی هیچ زمینه قبلی.

نویسنده: مادرانه ها

new-born-baby-1a

«اللهم تقبل منا هذا القربان»*

میخواستم اذان بگویم برایش

اما نمی دانم چه شد که این را گفتم.. بی هیچ زمینه قبلی.

اولین  نفس هایی بود که می کشید … اولین کلماتی بود که می شنید.

باشد که اسماعیل وار  بر عمق جانش بنشیند.

باشد که در رکاب امام عصرش بپذیرندش.

آمین!

_________________

*خدایا این قربانی را از ما قبول فرما

۱۰
آذر ۱۳۹۲
مادربانو
دیدگاه‌ها ۱ دیدگاه

یک پاسخ برای : 1

  1. m.gh گفته:

    سلام . با اجازه می خوام از این متن و ایده ! استفاده کنم . وقتی فرشته ی ۴ روزه ام به مصلحت خدا رفت و آسمونی شد … تا امروز که این متن و خوندم هیچی اینقدر آرومم نکرده بود !‌ بااجازه می ذارم تو وبلاگمون !!! برای مون دعا کنین …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>