حسنی نگو یه دسته گل

تویِ ده شَلَمرود حسنی تک وتنها بود

حسنی نگو ، بلا بگو تنبلِ تنبلا بگو

موی بلند ، روی سیاه ، ناخن دراز ، واه واه واه !

نویسنده: زهرا رازقی

تویِ ده شَلَمرود    حسنی تک وتنها بود

حسنی نگو ، بلا بگو     تنبلِ تنبلا بگو

موی بلند ، روی سیاه  ، ناخن دراز ، واه واه واه !

نه فلفلی ، نه قلقلی    نه مرغ زرد کاکلی

هیچکس باهاش رفیق نبود

تنها روی سه پایه    نشسته بود تو سایه

باباش می گفت : حسنی میای بریم حموم ؟

ه نمیام ، نه نمیام

سرِتو می خوای اصلاح کنی ؟

نه نمی خوام ، نه نمی خوام

…..

در واشدُ یه جوجه    پرید اومد تو کوچه

جیک جیک کنان ، گردش زنان

اومد ، اومد ، پیش حسنی

جوجه کوچولو ، کوچول موچولو

میای بامن بازی کنی ؟

مادرش اومد قدقدقدا    برو خونَتون تو را به خدا

جوجه ی ِ ریزه میزه   ببین چقدر تمیزه

اما تو چی ؟

موی بلند ، روی سیاه ، ناخن دراز ، واه واه واه !

….

حسنی نگو ، یه دسته گل

تر و تمیز و تپل مپل

الاغ ، خروس ، جوجه و غاز و بَبَعی

با فلفلی . با قلقلی . با مرغ زرد کاکلی

حلقه زدن دور حسن

الاغه می گفت : کاری اگه نداری ، بریم الاغ سواری

خروسه میگفت : قوقولی قوقو . قوقولی قوقو

هر چی می خوای فوری بگو

مرغه می گفت : حسنی برو تو کوچه  بازی بکن با جوجه

غاز می گفت : حسنی بیا باهمدیگه بریم شنا

توی ده شلمرود   حسنی دیگه تنها نبود

 

شعر: منوچهر احترامی

تصویرگر: کیانوش لطیفی

انتشارات هنرور

گروه سنی الف_ ب

چاپ هشتم ۱۳۸۷

یک پاسخ برای : 1

  1. زیباترین عروس گفته:

    عالی بود زهراخانوم مثل همیشه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>