جنگ با آدمک ها

دورتی و دوستانش به قصر پادشاه میروند و ز او میخواهند تا آن یازده نفر را که که مجسمه تبدیل کرده است، آزاد نماید…

نویسنده: زهرا رازقی

دروتی و عموهنلی سوار بر کشتی عازم استرالیا بودند که کشتی شان شکست. دروتی به دریا پرتاب شد و شنا کنان خود را به جعبه ای رساند که لانه مرغی بود و مرغی بامزه روی آن نشسته بود.

دروتی با صدای مرغ از خواب بیدار میشود و خشکی را میبیند، مرغ که زبان انسان ها را می داند به دروتی میگوید تا با دست هایش پارو بزند. …

بیلینا و دروتی در جزیره دنبال غذا میگردند، بیلینا به شکار خرچنگ میرود، دروتی یک کلید پیدا میکند … آنها درختی پیدا میکنند که میوه هایش سبد میوه است. یکی از سبدها را برداشته و مشغول خوردن می شوند. در همین بین آدمک هایی  آهنی از راه میرسند و دورتی و مرغ را تعقیب میکنند، آنها به بالای تپه رفته و در امان می مانند.

بالای صخره، سوراخ کلیدی است، دروتی بدون معطلی کلید را در سوراخ انداخته و در را باز میکند. … یک آدم آهنی درون غار است که دروتی پیچ هایش را چرخانده و آنرا فعال میکند.

چیک تک_آدم آهنی_ ماجرای پادشاه را بیان میکند که برای به دست آوردن داروی عمر، همسر و ده فرزندش را فدا میکند تا از پادشاهی ظالم داروی عمر را بگیرد، ولی دارو غلابی است و عمر پادشاه به سر میآید و زن و ده فرزندش تبدیل به مجسمه میشوند.

دورتی تصمیم میگیرد برای نجات بانو، به قصر پادشاه برود… شاهزاده خانم دورتی و بیلینا و چیک تک را زندانی میکند…

دورتی از پنجره بیرون را نگاه میکند و دوستان قدیمی خود را میبیند که به طرف قصر میایند تا بانو ده فرزندش را نجات دهند، فرشته مهربان، مترسک، هیزم شکن، شیر…

شاهزاده خانم با دیدن شیر میترسد و دورتی و دوستانش را آزاد میکند…

دورتی و دوستانش به قصر پادشاه میروند و ز او میخواهند تا آن یازده نفر را که که مجسمه تبدیل کرده است، آزاد نماید… پادشاه میگوید، شما اجازه دارید ازبین مجسمه های اینجا، یازده مجسمه را انتخاب کنید وبگویید ابا تا طلسم برداشته شود، اگر اشتباه کنید خودتان هم تبدیل به مجسمه می شوید….ازوما، مترسک و هیزم شکن مجسمه میشوند، دورتی رمز را می گوید و یکی از مجسمه ها به حالت اول خود برمی گردد…

بیلینا، مجسمه ها را تشخیص داده و آن ها رانجات میدهد… پادشاه زیر حرف خود زده و از خروج آنها ممانعت میکند، دروتی که عصبانی میشود، تخم مرغی را به طرف پادشاه پرتاب میکند، پادشاه دیگر جایی را نمی بیند و دورتی کمربند جادویی پادشاه را از کمرش باز میکند، با این کار دروتی، همه چیز به حال اولش برمیگردد و قدرت پادشاه از بین می رود…. دورتی با کمک کمربند جادویی راهی استرالیا میشود تا به عمویش ملحق شود.

 

جنگ با آدمکها: برای کودکان 7 تا 11 سال

جنگ با آدمک ها

نوشته: فرانک بااوم

ترجمه: سبا بابایی

انتشارات بنفشه

گروه سنی ب_ج

چاپ دهم۱۳۹۱

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>