زنی که پدرش در سپاه عمر سعد می‌جنگید

طهورا ابیان قافله عشق در سفر تاریخ است و این تفسیری است بر آنچه فرموده‌اند: کل یوم عاشورا و کل ارضٍ کربلا… این سخنی است که پشت شیطان را می‌لرزاند و یاران حق را به فیض و رحمت او امیدوار می‌سازد. خون حسین و اصحابش کهکشانی است که بر آسمان دنیا راه قبله را می‌نمایاند. […]

طهورا ابیان

زنان عاشورایی

قافله عشق در سفر تاریخ است و این تفسیری است بر آنچه فرموده‌اند: کل یوم عاشورا و کل ارضٍ کربلا…
این سخنی است که پشت شیطان را می‌لرزاند و یاران حق را به فیض و رحمت او امیدوار می‌سازد.

خون حسین و اصحابش کهکشانی است که بر آسمان دنیا راه قبله را می‌نمایاند.

و کربلا را آغاز از لباس سپید احرام است. سِرّ آنکه جهاد فی سبیل الله با هجرت آغاز می‌شود در کجاست؟ طبیعت بشری درجست و جوی راحت و فراغت است و سامان و قرار می‌طلبد. یاران! سخن از اهل فسق و بندگان لذت نیست، سخن از آنان است که اسلام آورده‌اند، اما در جستجوی حقیقت ایمان نیستند …

***
و حسین مسلم بن عقیل را به کوفه می‌فرستد تا پیکی باشد از سوی پسر پیامبر به آنان که راه گم کرده‌اند و در پیچ و خم‌های گمراهی و نفاق روزگار می‌گذرانند.

بعد از آنکه مسلم به کوفه رسید و با عهدشکنی کوفیان مواجه شد، به منزل ‌هانی بن عروه رفت. رویحه همسر ‌هانی بن عروه از میهمانشان به خوبی پذیرایی کرد. او می‌دانست که مسلم پیک حسین است و از همین روی به او احترام ویژه‌ای می‌گذاشت.
بعد از اینکه مأموران ابن زیاد، مسلم بن عقیل را یافتند و دستگیر کردند، ‌هانی بن عروه هم به جرم پناه دادن به پیک حسین بن علی دستگیر شد. مسلم بن عقیل و ‌هانی هر دو از جانب ابن زیاد به مرگ محکوم شدند.

بعد از شهادت ‌هانی بن عروه، رویحه به همراه فرزندش یحیی در کوفه مخفی شد و چند صباحی را در اختفا سپری کرد تا گرفتار مأموران ابن زیاد نشود. او پس از اطلاع از ورود کاروان حسین بن علی به کربلا، به همراه پسرش، مخفیانه از کوفه به سمت کربلا رفت.

رویحه که خون همسرش را قبل از رسیدن کاروان کربلاییان در راه امام خویش نثار کرده بود، در کنار اهل بیت امام و کاروان عاشوراییان آرام جان گرفت. او پسرش یحیی آماده کرد تا در رکاب امام خویش بجنگد و او نیز مانند پدر خود، مادرش را در مقابل اهل بیت پیامبر روسفید کند.

یحیی بن عروه در روز عاشورا و در رکاب امام حسین (ع) به شهادت رسید.

رویحه در حالی محبت امام زمان خویش را در دل داشت که پدرش عمربن حجاج در کربلا، به لشکر عمر سعد خدمت می‌کرد و به مأموران محافظت‌کننده از شریعه فرات دستور داده بود که نگذارند سپاه حسین بن علی (ع) به آب دسترسی پیدا کنند.

رویحه با اینکه پدرش در مقابل امام او ایستاده بود و می‌جنگید، اما لحظه‌ای در راه دفاع از امام و مقتدای خویش شک نکرد و با شجاعت تمام در کاروان امام حسین باقی ماند.

او همچون همسرش ‌هانی بن عروه محبت امام حسین را به دل داشت و حضور پدرش در کاروان عمرسعد هیچ‌گاه او را از راهی که در پیش گرفته بود منصرف نکرد.

او مصداق بارزی از یک زن با بصیرت است. زنی که حق را خوب شناخته بود و احساسات و عوامل خانوادگی در انتخاب راه مستقیم او را دچار تردید نکرد.

همسر او در راهی شهید شد که تا دنیا دنیاست خون آنها هدایت‌گر آدمیان است. نام همسر او بر بلندای نام یاران حسین خوش می‌درخشد و وفاداری او از شهادتش پیش از وارد شدن امام به کربلا مشهود است.

رویحه مادر شهید است؛ مادری استوار که پس از شهادت همسرش پابسته دنیا نشد و در راه اعتلای کمال مادرانه‌اش فرزندش را به جهاد در سپاه حسین بن علی (ع) فرستاد.

نمونه ای از یک زن عاشورایی که در عین خفقان موجود در کوفه، باز هم توانست خود را به کاروان مقتدای خود برساند تا رستگار شود.

پی‌نوشت‌
۱٫    یاران شیدای حسین
۲٫     زنان عاشورایی

منبع: مهرخانه

۲۹
آبان ۱۳۹۲
مادربانو
دسته‌ها مطالب خواندنی
دیدگاه‌ها بدون دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>