تنبیه کودکان «چرا و چگونه»

در مهارت ها نباید تنبیه لازم نیست و باید اجازه بدهیم که اشتباه کنند تمرین کنند تجربه کنند و جلو بروند. در مهارتها فقط کافی است آنها را مدیریت کنیم .

a5cd25241b0d0d8c59ec5cbc543f1a17

اهمیت تنبیه :

تنبیه چه لزومی دارد و آیا درست است که مقدار زیادی وقت برای آن صرف کنیم ؟

از دیر باز در ایران نگاه سنتی به تنبیه وجود داشته است و حتی تنبیه بسیار خشن صورت میگرفته است .. ولی تنبیه به این صورت که مورد علاقه ی نسل ماست به این دلییل است که رویکرد حاکم بر فضای تعلیم و تربیت ما رویکرد رفتارگراست، تنبیه و تشویق جایزه و پاداش

جوهره ی نظریه رفتارگراها این است که ما بامحرک های بیرونی می توانیم رفتار را تغییر دهیم، امروزه این نظریه ابطال شده و نظریات جدید معتقدند که ما نمی توانیم بامحرک رفتار انسان را تغییر دهیم چون رفتار انسان برپایه ی انتخاب است و انتخاب رفتار به دلیل نیازهای درونی اوست نه محرکهای بیرونی. محرکهای بیرونی می تواند اجبار ایجاد کند و ما با اجبار نمی توانیم رفتار صحیح ایجاد کنیم بلکه با انتخاب می توانیم.

معنای تنبیه :

در این مبحث سه کلمه بسیار استفاده : تنبیه، مجازات وکیفر . این سه کلمه چه فرقی باهم دارند؟

تنبیه یعنی: آگاهی دادن، بیدار کردن، هشیار کردن، توجه دادن.

مجازات یعنی :  جزا دادن، پاداش دادن، مجازات هم اصلاً کتک وحبس و غیره نیست. مجارات یعنی جزا، نتیجه ی منطقی عمل. به طور مثال در فصل سرما لباس کم پوشیده ایم،مسلما سرما می خوریم. سرماخوردگی مجازات ماست. مجازات یک عامل از بیرون نیست؛ نتیجه ی منطقی عمل خود ما است.

کیفر یعنی : کیفر در مقابل جرم است. یعنی مکافات، زندان، حبس، اعدام. کیفر برای جرم و مجرم است. جرم عملی است که توسط یک انسان بالغ، عاقل با نقشه قبلی برای کسب سود شخصی اجرا می شود وبه فردی یا جامعه آسیب می زند این شخص مجرم است و باید کیفر ببیند و به مکافات عملش برسد .

ما اغلب بچه هایمان را کیفر می دهیم، تنبیه نمی کنیم.”بیا اینجا ببینم باز تو این کار بد رو کردی” در قالب یک قاضی می رویم و کیفر می کنیم .” برو تو اتاقت ده دقیقه در رو ببند و به نتیجه ی اعمالت فکر کن”

آیا بچه های ما جرمی مرتکب شدند وآیا بچه های ما عاقل و بالغ هستند؟؟ مگر کارهایی که می کنند با قصد قبلی است؟ حالا اگه به خودشان و دیگران آسیب می زنند دچار اشتباه شده اند.

 تنبیه کیفر نیست. تنبیه توجه دادن به کودک است که از مرزها عبور نکند . تنبیه آگاهی دادن و برحذر کردن ولی توآم با تلخ کامی است. در تنبیه چون خشونت و کتک وجود ندارد باید احساس تلخی باید باشد تا کودک معیار بگیرد .

خشونتهای فیزیکی مانند کتک،خشونت و کلامی مثل حرفهای نیشدار،تهدید، تحقیر، توهین، سرزنش وخشونت های عاطفی “دیگه دوستت ندارم، دیگه مامانت نیستم، هیچ کس تورو دوست نداره.”وخشونت های شخصیتی مثل: مظلوم نمایی، احساس گناه دادن و خشونت های خرافی مثل:  ترساندن زیر ۶ و ۱۰ سال از خدا. این موارد هیچ کدام تنبیه نیستند و تماماً کیفر هستند. هرجایی که پای خشونت در ارتباط با کودک بیاید کیفراست و مذموم است .

چرا تنبیه ؟؟؟

تنبیه ابزار تربیت است، رشد بدون تربیت امکان نداردو تربیت تنبیه لازم دارد، لازم و ملزوم هم هستند . تربیت یعنی ایمن سازی جاده ی رشد. ما رشد را مانند یک جاده می دانیم که کودک در آن به سمت یک مقصدی در حال حرکت است این جاده باید ایمن باشد، ایمن سازی جاده یعنی چی؟ یعنی باید حفاظ داشته و از پرتگاه ها ایمن شده باشد. علامت گذاری شده باشد. تا کسی در این جاده گم نشود. در مورد هر زندگی باید این ۴ مورد کاملا روشن و اضح باشد .

                                                                     اصل

                                                                    اصول

                                                                  ارزش ها

                                                            اهمیت و مهارت ها

اصل مقصد مسیر زندگی است که برای هر کس بر بنای رشد فکریی که دارد ممکن است متفاوت باشد . اگر ندانید اصل، اصول و ارزشهای شما چیست تربیتتان بی معنی خواهد بود. اگرتفاوت این ۴ مورد را ندانیم و نشناسیم، تربیت مان بیهوده و عبث خواهد بود .

اگر مسیر و جاده را به درستی نشناسیم نمی توانیم آن را درست علامت گذاری کنیم،کودک منحرف می شود بعد کتک خورده و مجازات می شود در حالیکه ما باید جاده را علامت گذاری کنیم و به همین دلیل اصل و اصول مهم هستند اگر این دو را نشناسیم و برایمان شفاف و روشن نباشد آنوقت مجبوریم که خشونت به کار ببریم

یک مسـئله ی مهم در جامعه ما این است که در زندگی ده ها اصل داریم در صورتیکه اصل باید یکی باشد. ما باید بدانیم و بشناسیم که در زندگی چه چیزی اصل است و چه مواردی اصولند و چه چیزهایی مهم و ارزش است ؟

اصل مقصد مسر زندگی است , اصول ذیل این اصل هستند و با توجه به اصلی که در زندگی داریم ارزشها تبیین می شود . مهارتها هم که مربوط به شاخه های مختلف زندگی است .

IMAGE634884809104516803

چه موقع تنبیه ؟؟؟

تنبیه فقط مختص عرصه ی ارزش هاست نه عرصه ی اهمیت ومهارت ها.

تنبیه مربوط به زمانی است که کودک از فضای ارزش ها خارج شود.در این صورت باید بدون خشونت ولی با قدرت جلو او گرفته شود  تا کودک بداند که نباید از حیطه ارزشها بیرون برود .  تنبیه مربوط به ارزش ها است و به همین دلیل خیلی به ندرت باید اتفاق بیافتد. البته اگر زندگی ما ساختار ارزشی داشته باشد، ارزش ها شفاف و روشن باشند و پدر و مادر عامل به این ارزش ها باشند خیلی کم به تنبیه نیاز خواهیم داشت.

در مهارت ها نباید تنبیه لازم نست و باید اجازه بدهیم که اشتباه کنند تمرین کنند تجربه کنند و جلو بروند. در مهارتها فقط کافی است آنها را مدیریت کنیم .

مهم ترین کار و فوری ترین کار برای دوام خانواده ایجاد یک نظام ارزشی است.در این حالت  کودک هم احساس بهتری خواهد داشت چون دیگه می داند کجا خط قرمز است و نباید وارد آن بشود . منتهی ارزش های ما نباید با مبانی علمی اثبات شده در تعارض باشد. ارزش ها نباید رشد را محدود کند. قالب باید اندازه و مناسب کودک باشد اگر قالب کوچک باشد شخصیت کودک کوچک شکل می گیرد و رشد نمی کند اگر هم قالب بزرگتر باشد شخصیت کودک شکل نمی گیرد. این جاست که ما از علم کمک می گیریم. ارزش های ما هم، از سنت اصیل ما می آیند و پالایش می شوند هم از علوم اثبات شده، گرفته می شوند و با هم ترکیب می شوند. ما دو تا عامل داریم یکی سنت و دیگری علم. از ترکیب این دو ارزش هایمان بیرون می آید.

تنبیه و مجازات یک مهارت یاد گرفتنی هستند اما در ذیل ارزش واقع شده اند .اگر ارزش را نشناسیم مهارت به دردمان نمی خورد. تنبیه و مجازات ذیل ارزش ها ی احترام و مسؤلیت هستند و با توجه به این دو ارزش باید اتفاق بیفتد. حرمت ها حفظ شده و مسؤلیت ها انجام شود. پدر و مادر تا وقتی فرزندشان کودک است مسئول تربیت فرزند است و این تنبیه هم در صورت لزوم از ابزارهای تربیت فرزندش می باشد . در تنبیه باید احترام کودک و خانواده حفظ شود و نباید حرمتها شکسته شود . در این صورت تنبیه سازنده است چون اصلاً تخریب نداردو شامل  فحاشی و کتک و خشونت نیست . در اینجا تنبیه، هدایت در مسیر رشد است. “عزیزم از جاده داری دور میشی برگرد” .

اگر تنبیه به این صورت انجام شود در کودک ایجاد شخصیت مطلوب می کند و او را از دورن مقتدر می سازد باعث درون کنترلی کودک می شود . درون کنترل یعنی از داخل خودش،خودش را کنترل می کند.خود کنترلی در دوران کودکی احتیاج به حامی دارد که این کار را بکند بعد در دوران بزرگسالی خودش می تواند خود را تنبیه کند. هرکاری که تحت عنوان تنبیه و مجازات با بچه ها می کنیم بر می گردد به درون او و بعداً بچه ها با خودشان همان کار را می کنند. در حالت درون کنترل درک مسئول پیدا می کنند و خودشان را کنترل می کنند. در این صورت اگر کودکی کاری را انجام نمی دهد به خاطر ترس و اجبار بیرونی نیست؛ بلکه کاملا اختیاری و آگاهانه است ..

بسیاری از والیدن با اجرای تنبیه به صورت نا صحیح کودکان را برون کنترل بار می آورند .  تنبیهی که ذل احترام و مسئولیت نباشد تبدیل به خشونت می شود .

نمونه ی بارز جامعه ما که برون کنترل است ترافیک شهری مان است.چه موقعی تخلف رانندگی نمی کنیم؟ وقتی که پلیس هست یعنی عامل بیرونی هست به محض اینکه عامل بیرونی نباشد تخلف می کنیم و بعد هم باحسرت می گوییم در اروپا چنین و چنان.

کسی که در نیمه شب در تنهایی از چراغ قرمز رد نمیشود انسان مقتدری است ولی کسی که به خاطر ترس از دوربین کنترل کننده از چراغ رد نمیشود شخصیت نا مطلوب دارد . خشونت، ترس و ترس، اجبار و اطاعت ایجاد می کند،کودک برون کنترل می شود و دایم باید از بیرون کنترل شود.

برون کنترلی ایجاد ترس و طمع می کند، این شیوه مخصوص حیوانات است و برای انسان نیست. ترس با شأن و فطرت انسان سازگاری ندارد و مانع رشد است.

زمان انجام تنبیه ؟؟؟

زمان تنبیه درست همان موقعی است که زیر پا گذاشتن ارزش انجام گرفته است . هرگز کودک را به خاطر کاری که در گذشته انجام داده تنبیه نکنید ، زیرا او اصلاً یادش نخواهد آمد که شما راجع به چه چیزی او را تنبیه می کنید .

چگونگی تنبیه ؟؟؟

برای تنبیه صحیح الگوهای بسیار متعددی وجود دارد، الگویی که در این جا مطرح می شود ، یکی از انواع الگوهای تنبیه است.گفته شد بچه ها در عبور از ارزش ها باید تنبیه شوند. در این الگوی فرضی، ارزش، یک عدد شیرینی است.

ممکن است در ظاهر خنده دار باشد اما فرض کنید سه تا شیرینی داریم، مادر به فرزندش می گوید:” یکی مال من، یکی مال تو و یکی هم برای بابا ، برایش نگه می داریم تا عصر بیاید بخورد”

مادر میرود و بعد از چند لحظه متوجه میشود کودک سهم پدرش را خورده است . در اینجا کودک باید تنبیه شود ،چون طبقه بندی ارزش ها را زیرپا گذاشته است . حال اگر جای ارزش و اهمیت برای مادر برعکس شده باشد و اهمیت جای ارزش را گرفته باشد، مادر میگوید ” اِه خوردی، نوش جونت یه دونه شیرینی بوده دیگه ،اصلاً میرم یک کیلو برات می خرم بشین بخور”

 در وضعیت بدتر مادر از این شیوه برای اینکه کودک شیرینی بیشتر را بخورد استفاده میکند به او می گوید این مقدار شیرینی برای فلانی است تا کودک تشویق شود تا بیشتر بخورد !!!!! . درواقع تجاوز به حق مردم را وسیله ی تحریک برای کودک میکند  در این حالت جای ارزش و اهمیت عوض شده؛ وقتی بچه شیرینی پدرش رو می خورد، به ارزش حرمت بی توجهی کرده و وارد حریم پدر شده است و  ارزش صداقت را زیرپا گذاشته است و مرتکب زیر پا گذاشتن دو ارزش شده است پس باید تنبیه شود .

در مورد این موضوع شما میتوانید کل موضوع را فراموش کنید و شاید اگر به پدرش هم بگویید خوشحال شود ولی کودک باید بفهمد که وقتی پای ارزش ها به میان می آید وارد منطقه ی قرمز شده است .

زمانی که مطمئن هستید که فرزندتان  کار بدی را انجام داده است :

نوع بزه را شرح دهید ، اینکه چرا می خواهید کودک را تنبیه کنید؟ چرائی اش را به کودک بگویید. وقتی می خواهید توضیح دهید که چرا می خواهی تنبیه شوی و چه اتفاقی افتاده، باید  برای او داستان سرایی نکنید و از کلمات ساده، روشن و شفاف استفاده کنید . “چرا شیرینی بابا رو خوردی؟ اون شیرینی مال تو نبود، اجازه نداشتی بخوریش؛ چرا شیرینی بابارو خوردی؟ حق نداشتی بخوری؛ چرا خوردی؟” با تکرار و کوتاه کردن جملات و استفاده از آهنگهای مختلف در تن صدایمان سعی میکنیم این جملات را در ذهنش حک کنیم .

شفاف و واضح و ساده ناراحتی مان را ابراز کرده و احساس ناخوشایند متعادل ابراز می کنید تا کودک بفهمد که از این قضیه ناراحت هستید .بعد از گفتن چراها، سگرمه ها را توی هم برده و بگویید : ” کارت خیلی بد بود” .

به کودک لقب ندهید . شیکمو، دله، بی چشم و روو … نگویید . فقط بگویید کار بدی کرده است و شما ناراحت شده اید .

توهین و بی احترامی نکنید، کتک نزنید و تهدید نکنید. “بندازمت تو اتاق در رو ببندم، شب که بابات اومد میگم که دیگه دوستت نداشته باشه، شیرینی بابارو خوردی، این کار دزدیه. خدا بچه های دزد شیکمو رو دوست نداره” از این حرف ها نمی زنیم.

فقط : من از کاری که کردی ناراحتم در ۳۰ ثانیه.

زمان ابراز ناراحتی متناسب با کاری است که کودک انجام داده، تعادل را فراموش نکنید . بعد از این که ابراز ناراحتی کردید و اخم کردید با همان حالت اخم و ناراحتی کودک را با دو دست بگیرید و کم تر از ۳۰ ثانیه به چشم هایش نگاه کنید، فقط نگاه کنید. این کمتر از ۳۰ ثانیه سخت ترین لحظات برای کودک است و اصلاً نباید بیشتر از این مدت شود. بچه ها دلشان می خواهد که زود تمام شود چون هر لحظه اش یک سال می گذرد به همین دلیل نباید زیاد نگاه کنید چون بچه آزار می بیند. کودک هر کاری می کند که این لحظه را به هم بزند، فرار می کند، چشمانش را می بندد، حرف های گنده می زند، دلقک بازی می کند اما شما محکم سرجایتان بایستید و با دو دست بازوهایش را نگه دارید.

بعد از نگاه ۳۰ ثانیه ای به حالت طبیعی برگردید. در تمام این مدت نباید عصبانی باشید زیرا در این صورت نمی توانید این عملیات را خوب اجرا کنید .

به حالت طبیعی برگشته و کاملا آگاهانه دو کار مهم انجام دهید :

۱ – فرستادن پیام محبت و صمیمیت به کودک

یک پیام غیر کلامی به کودک بفرستید . حتما علامت یا کار به خصوصی بین شما و فرزندتان هست , بعضی ها لپ کودک را می کشند ، بعضی دماغ او را می گیرند و … این مرحله ترمیم است. یک پیام شادمانی ردوبدل می کنید تا کودک مطمئن شود پدر یا مادر از دست او ناراحت نشده اند و این درک را از خودش داشته باشد که کارم بد بود، خودم بد نیستم. این مسئله اصلاًرا به زبان نیاورید و یا خیلی خیلی کم استفاده کنید، فقط در عمل نشان دهید چون کودک از این جمله درک صحیحی ندارد ولی در عمل آن را خوب می فهمد .

۲- فرستادن پیام شخصیتی به کودک

 پیام شخصیتی – بستگی به سن و زمان و موقعیت کودک دارد. مثلاً بگویید : “تو که به بابا کمک می کنی و میری روزنامه می خری، این قدر بابا رو دوست داری چرا شیرینی بابا رو خوردی؟”

کودک از این تنبیه سالم بیرون می آید. این درک را از خودش پیدا می کند که من را  دوست دارند، احساس بد نسبت به خودش پیدا نخواهد کرد. کودک با خودش بررسی می کند که من که دوست داشتنی هستم و برای خانواده ام اهمیت دارم چرا این کار را کردم؟ این حالت، احساس گناه صحیح است. این حالت وجدان اخلاقی را در کودک شکل می دهد و این همان کاری است که کودک را درون کنترل می کند. کودک قدرت پیدا می کند که با خودش بررسی کند، « من شخصیت دارم، من دوست داشتنی هستم، چرا این کار رو کردم؟ » و همیشه در یادش می ماند؛ اگر دوباره خواست شیرینی بخورد یادش می افتد که مال کسی است و ارزش ها را نباید زیر پا بگذارد.

این تنبیه فقط در حوزه ی ارزش ها است

 در حوزه ی مهارت ها نباید تنبیه انجام داد .مثلا کودک بشقاب شیرینی را می برد که به مهمان تعارف کند، بشقاب کج می شود وبر زمین می افتد . این جا حوزه ی مهارت ها است و حوزه ی تنبیه و سرزنش نیست . بچه باید فرصت داشته باشد که اشتباه کند و با همراهی بزرگترها اشتباهش را جبران کند.

شروط تنبیه :

شرط اول : مدام ذره بن نگیرید و دنبال کودک راه بیفتید خطاهایش را ببینید و مراسم تنبیه را به جای آورید .

شرط دوم : پدر و مادری می توانند این تنبیه را اجرا کنند و درست انجام بدهند که شاد باشند. وقتی در سی ثانیه اخم می کنیم و خودمان را ناراحت نشان می دهیم طبیعتاً اختلاف سطح به وجود می آید. مادری که از صبح تا شب جیغ و داد و غر  می زند . این سی ثانیه هم روی همه ترش رویی ها می رود و تاثیری برای کودک ندارد و کودک در این حالت معیار نمی گیرد. کودکی معیار می گیرد که مرتب از پدر و مادرش احساس خوب می گیرد و لذت می برد و رشد می کند ، برای چینین کودکی ۳۰ ثانیه نگاه همراه با تلخ کامی پدر و مادر بدترین عذاب عالم است .

شرط سوم : در حیطه ی مهارت مدیریت کنید. اجازه دهید که بچه ها اشتباه کنند و بعد جزای اشتباهشان را دریافت کنند. یاد بگیرند که این اتفاق که افتاد نتیجه ی کار خودم بوده اشکالی هم ندارد می توانم یاد بگیرم وبرای شدم تجربه کنم . این حالت «مجازات » است .

به عنوان مثال :  ۶ تا شکلات خریدید و به کودک سپردید که ۲تا رو صبح بخورد ، ۲تا را ظهر و ۲تارا عصر؛ کودک هم خوشش می آید و همه اش را با هم می خورد! شما می آیید و می بینید چه کار باید کنید؟

“شکلات هارو خوردی؟ نوش جونت” . کودک ظهر به شما می گوید : “شکلات می خوام” ، مادر باید بگوید : ” خوردی دیگه” کودک شروع به چانه زدن می کند، مادر باید کار خوردن کودک را تایید کند و به او گوشزد کند که همه را خورده ای , نوش جانت هم باشد ولی برای امروز دیگر سهمی نداری بدون سرزنش

ممکن است کودک پافشاری کند ، روی اعصاب مادر غلتک بزند به او بگویید که احساسش را درک می کنید ، می توانید به او جایگزین بدهید ولی شکلات را هرگز

اگر در این موقع با جیغ و داد کودک تسلیم شوید کودک می فهمد  که میتواند با گریه حرف خود را به کرسی بنشاند . پس هر کاری کرد شما مقاومت کنید. کار نسیه هم نکنید که به او شکلات بدهید و بگویید برای فردا نگه دارد . اگر اصرار داشت جیغ بزند ، او را به مکانی برده که با خیال راحت جیغ بکشد مثلا بگویید:” باشه عزیزم بیا بریم پارکینگ هر چه قدر دلت می خواد جیغ بزن و گریه کن…..” ,  همراه کودک باشید ولی از خط خارج نشده و به خشونت توسل نکنید او باید بفهمد که خودش تصمیم گرفته و باید پای تصمیم خودش بایستد. در این صورت است که درک مسئول پیدا می کند.

نکات مهم در تنبیه :

-        تنبیه برای تخلیه ی عصبانیت های والدین نیست. اگر از دست همسر و یا روزگار عصبانی هستید تلافی آن را بر سر کودک در نیاورید .

- تنبیه برای بازدارندگی است نه برای ایجاد انگیزه. مثلا ” اگر بلند نشی لباستو بپوشی خودم به خدمتت می رسم ” ،  تنبیه چه صحیح و چه غیر صحیح برای ایجاد حرکت نیست؛ برای بازدارندگی است.

- تنبیه باید متناسب با عمل باشد. کودکی که تنبیهی بیشتر از عملی که انجام داده دریافت میکند، خود را طلبکار میداند و به سمت خشونت و درک مظلوم از خودش میرود . این درک از خود بسیار خطرناک است و ممکن است به انتقام گرفتن روی بیاورد .

-  در تنبیه با بچه ها حساب نسیه نداشته باشید. تنبیه مال کاری است که در این لحظه اتفاق افتاده است. اگر کاری خلاف ارزش است، همان موقع واکنش نشان بدهید. اگر نمی توانید فراموشش کنید.

-  یادتان باشد که تنبیه و تشویق در حوزه ی رشد نیستند. یک نقش بسیارکوچکی در حوزه تربیت دارد . زندگی عرصه ی زندگی کردن است. عرصه ی تعامل، ارتباط، با هم بودن، لذت بردن و رشد کردن و دوستی و محبت و خلاقیت است،  زندگیتان را به عرصه ی تشویق و تنبیه تبدیل نکنید.

 

منبع : خلاصه شده مبحث تشویق و تنبیه کودک متعادل

 

۰۳
بهمن ۱۳۹۱
مادربانو
دسته‌ها Slider تربیت
دیدگاه‌ها ۱ دیدگاه

یک پاسخ برای : 1

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>