مرنج و مرنجان !

جملۀ ” مرنــــــج و مرنـجـــــــان ” موعظۀ خوبی بود

5cb37cf228848e4247c211e819c1c988

سال گذشته بعد از تولد دخترم شرایطی ایجاد شد که مدتی از یکی از نزدیکان بسیار رنجیدم. به طوریکه حالا که به روزهای اول تولد دخترم فکر می کنم می بینم آن­چه از سختی آن روزها در ذهنم مانده سختی نگهداری از نوزاد و شیردهی و بی خوابی یا خستگی بعد از زایمان یا ناشی بودن و بی تجربگی روزهای اول مادری نیست. بلکه رفتارها و حرف و حدیثهایی است که به جهت تولد نوزاد و حضور نسبتاً طولانی اطرافیان در کنار هم پیش آمد. نتیجه هم این بود که مدتها از آن عزیز رنجیده خاطر بودم. این حدیث از حضرت علی(ع) را در ذهن داشتم که “همه را فهمیدن، همه را بخشیدن است.”و من که به خیال خودم خوب درکش می کردم، از خودم انتظار داشتم نرنجم و به دل نگیرم. اما نشد که نشد. البته مرور زمان تا حدی قضیه را کم رنگ کرد. حالا با نزدیک شدن به تولد پسرم یاد آن روزها افتادم و ذهنم مشغول بود که باز چه باید کرد و تا حدودی از پیش نگران تکرار آن روزها بودم. خودم را سرزنش می کردم که چرا این قدر حساسم و چرا نمی توانم واکنش مناسبی نشان دهم که هم دیگران به خودشان اجازه ندهند وارد حریمم شوند و هم خودم موجب رنجش کسی نشوم.

تا اینکه دو روز پیش مطلب زیر را که برایم ایمیل شده بود خواندم:

” آقای آخوند همدانی(ره)” به شهر مشهد رفته و در آنجا به خدمت ” آخوند ملا حسنعلی اصفهانی نخودکی(ره)” می رسند. ایشان از شیخ حسنعلی نخودکی(ره) تقاضای موعظه می کند و می گوید:” به من پند و موعظه ای بده.”

مرحوم نخودکی(ره) می فرمایند: ” مرنج و مرنجان”.

مرحوم آخوند همدانی(ره) می فرمایند:” خُب، مرنجانش راحت است. ما مراقبت می کنیم تا به کسی اهانت نکنیم، مال کسی را نخوریم، غیبت کسی را نکنیم، این کارها انجامش راحت است، اما مرنج را چه کار کنیم؟ اگر کسی به ما اهانتی کرد، فحشی داد، پشت سر ما غیبتی کرد، مالمان را خورد، خُب قهراً آدم رنجش پیدا می کند، مگر می شود که آدم نرنجد؟!”

آخوند ملاحسنعلی نخودکی (ره) می فرمایند: ” بله، می شود که نرنجد.”

آخوند همدانی(ره) می پرسند:” چه طور چنین چیزی می شود؟”

آخوند نخودکی فرمودند: ” خودت را کسی ندان! خودت را کسی ندان!”

عیب کار ما در همین است. ما خومان را کسی می دانیم. به صفتمان، به علممان، به ریاستمان، به هرچیزی که داریم می نازیم و خود را شخصیتی می بینیم. به همین خاطر هم کسی جرأت ندارد به ما بگوید بالای چشمت ابروست!

جملۀ ” مرنــــــج و مرنـجـــــــان ” موعظۀ خوبی بود؛ اگر کسی واقعاً به همین یک جملۀ مرحوم نخودکی(ره) عمل کند، خیلی راحت می شود.

خداوند بر درجات این بزرگواران بیفزاید…

فکر می کنم اشکال کار من هم همین باشد: خود را کسی دانستن و غرور یا چیزی شبیه آن که باعث می شود انتظار کوچکترین رفتار نا به جا نسبت به خودم نداشته باشد. حل این مسئله البته زمان بر و سخت است اما آگاهی به آن شاید اولین گام حلش باشد بعون الله…

منبع : آئینه های پیش رو

۱۰
مهر ۱۳۹۲
مادربانو
دسته‌ها کوتاه نوشته ها
دیدگاه‌ها ۱ دیدگاه

یک پاسخ برای : 1

  1. زینب سادات گفته:

    مرحبا مرحبا
    چندی پیش همین کلید طلایی را به در وبلاگم چند دقیقه ای آویزان کردم ولی چون به نظرم رسید نیاز به توضیح دارد حذفش کردم. زیر عکس پروفایل نوشته بودم:
    راز خوشبختی فاش شد: مرنج، مرنجان!

    الحمدلله والمنه همیشه سعی کرده ام این کلید را همراهم داشته باشم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>