خفاش دیوانه

روزی از روزها خفاشی برای اولین‌بار به جنگل آمد،

نویسنده: زهرا رازقی

روزی از روزها خفاشی برای اولین‌بار به جنگل آمد، جغد دانا به حیوانات جنگل گفت تا برای خوشامدگویی هدیه‌ای به او بدهند. اما خفاش حرف‌های عجیب و خنده‌داری می‌زد، گویی دیوانه شده بود و همه دنیا را پاک وارونه می‌دید.

خفاش گفت: من دوست دارم یکچتر داشته باشم تا وقتی باران می آید پاهایم خیس نشود.

بچه فیل زیر لب گفت: خفاش پیر دیوانه! چتر نمی گذارد سر خیس شود نه پا.

….

جغد دانا گفت: پرسش سوم. آیا شما خواسته اید مثل خفاش به چیزها نگاه کنید؟

سپس جغد همه حیوانات را واداشت مثل خفاش از شاخه ها آویزان شوند.

 سرانجام جغد دانا به آنها آموخت که لازم نیست همه دنیا را یک‌جور ببینند …

خفاش دیوانه

نام کتاب :خفاش دیوانه
گروه سنی :ب،ج
نویسنده :جین ویلیسن
مترجم:معصومه انصاریان
تصویرگر:تونی راس

انتشارات کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان.

چاپ اول ۱۳۸۷

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>