بگذار لذت ببرد!

بعد بدو بدو می رود ماشین هایش را می آورد تا موقع سجده بگذارد روی کمرم…

نویسنده: مرجان الماسی
ss
صدای اذان که از مسجد محل یا گوشی موبایلم بلند می شود پسرک هرجای خانه که باشد می آید با ذوق وقت نماز را به من اعلام می کند.
لحظه شماری می کند تا من چادرم را سر کنم و مشغول نماز شوم.
منتظر می ماند تا بروم به رکوع تا دستانش را حلقه کند دور گردنم تا وقت قیام او هم با من بلند شود و قاه قاه بخندد ،
بعد بدو بدو می رود ماشین هایش را می آورد تا موقع سجده بگذارد روی کمرم تا وقتی بلند می شوم همه شان سر بخورند و او از کار مهمی که کشف کرده کیف کند.
با خودم می گویم اگر مقتدایت رسول الله است بگذار فرزندت از نماز خواندنت لذت ببرد. بگذار عاشق نماز خواندن تو باشد.
عاشق اینکه خود را زیر چادر کیسه ایت قایم کند و ریز ریز بخندد.
عاشق اینکه تمرینات ژیمناستیکش را روی کمر تو انجام دهد.
بعد هی از تو بپرسد کی وقت نماز شب می شود تا من کامیونم را هم از سرازیری کمر تو سُر دهم!

با خود می گویم اگر نماز تو نماز باشد که نباید حواست با این بازیگوشی ها پرت شود.

اگر نماز تو نماز باشد تیر پیکان دار را هم که از پایت بیرون بکشند نباید حواست پرت شود!

پس بگذار او از نماز خواندنت لذت ببرد.

۳۰
شهریور ۱۳۹۲
مادربانو
دسته‌ها کوتاه نوشته ها
دیدگاه‌ها ۳ دیدگاه

یک پاسخ برای : 3

  1. اليما گفته:

    قبول می شود وقتی قامت بسته اید به مقتدایی که همه ی رفتارش درس بود و همه ی زندگیش مکتب

  2. حانیه گفته:

    اومدم بپرسم عکس هم از نویسندس دیدم نویسنده خودش اعتراف کرده {چشمک}

  3. مرجان گفته:

    البته این عکس من و پسرم نیست ها!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>