تو دوست نداری. من می دانم!

ما این را دوست نداشتیم، و خدا می دانست!

بعضی وقت ها حنان می رود جعبه ی شیرینی را باز کند، یا شکلاتی را بردارد، یا نبات و قند و کاکائویی را بگذارد دهانش، بعد با ممانعت من مواجه می شود که به او میگویم:تو مزه ی شیرین دوست نداری. من می دانم!”
همان موقع از دستم ناراحت میشود.
دلش میخواهد باز هم برای چندمین بار تجربه کند و باز هم از دهانش بیرون بیندازد و باز هم من بروم و شکلات/شیرینی مذکور را از روی فرش جمع کنم تا قبول کند حرف من را

و من از قبل می دانم چون دیگر دستم آمده حنان خوراکی های شیرین مزه را نمی پسندد. بارها شده شکلاتی برایش باز کرده باشم یا شربتی درست کرده باشم، یا شیرینی ای کوچک کوچک کرده باشم که بگذارم دهانش، با اولین گاز کل خوراکی را انداخته بیرون و دیگر هم به آن لب نزده است. و این در مقابل تمایلش به غذای معمولی سفره و دوغ و بیسکوییت ترد و سیب زمینی  پخته و همه ی خوراکی های بانمک است.

کودک

خدایا!
بارها شده که ما دعاهایی کرده ایم و چیزهایی از تو خواسته ایم و با ممانعت تو (بخوانید عدم استجابت دعا) روبرو گشته ایم.
خیلی هم در این مواقع ناراحت شده ایم.
اما این تویی که در هنگام درخواست مان برای رسیدن به آن چیز مورد نظر، به ما گفته ای: تو این را دوست نداری. من می دانم!”
و این ماییم. این بنده های ناآگاه از خودمان در برابر توکه پای به زمین کوبیده ایم، و اصرار و التماس کرده ایم که الا و لابد به ما بده
و بارها هم شده بعد از استجابت دعایمان، بعد از گذشت زمانی از او، متوجه شده ایم : “ما این را دوست نداشتیم، و خدا می دانست!

منبع وقتی مادر هستی!

یک پاسخ برای : 1

  1. عمولی گفته:

    مطلب بسیار ارزنده ای بود .سپاسگزارم ازتون.حضرت مولانا هم در اینمورد فرموده اند:
    از حجـامـت کودکان گریند زار که نمی دانند ایشان سرّ کار

    مرد خود زر می دهد حجّام را می نوازد نیش خون آشـام را

    هروقت دخترمو میبریم که براش آمپول بزنیم ،شدیدا” گریه میکنه و جیگرمون کباب میشه ،اما ما میدونیم که اون آمپول چقدر براش لازمه و هرچقدر هم که گریه کنه هیچ تاثیری نخواهد داشت چون لازمشه و باید زده بشه ،اما همیشه بهش گفتم اگه صبر کنه و بذاره آمپولش زده بشه بعدش هرچیزی که خواست براش میخرم…

    حالا همینو درمقیاس بسیار بزرگتری بررسی کنیم.
    هروقت ما ناله می کنیم که خداوند از یک وضعیتی نجاتمون بده ،بسکه اون وضعیت وموقعیت به نفعمون هست و ما خبرنداریم ،عالم مطلق به دعاهامون ترتیب اثر نمیده و ما فکر میکنیم که خداوند دوستمون نداره درحالیکه قبل از اینکه ماعاشق حضرتش باشیم اون عاشق ماست و خیرمونو بهتر از هرکسی میدونه و ازهر مهربانتری برامون مهربانتر ودلسوزتر هست ،ووقتی ناله وزاریمون از حدمیگذره ،بقول حضرت شمس خداوند بیشترازخودما ناراحت میشه و به ملائکه دستور میده ،این بندم هرچی خواست بهش بدین دیگه طاقت گریه هاش رو ندارم.البته هرچیزی میده غیر از اون چیزی که خواستیم و بضررمون هست.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>