فلفل نبین چه ریزه!

کتاب، مجموعه سه داستان کهن و آشناست که با شیوه “تصویرخوانی“ همراه شده است.

نویسنده: زهرا رازقی

سه قصه از ازوپ

نویسنده: لین مانسینگر

مترجم: مهرخ مهرافشار

گروه سنی: الف_ ب

کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان

چاپ چهارم: ۱۳۸۹

فلفل

کتاب، مجموعه سه داستان کهن و آشناست که با شیوه “تصویرخوانی“ همراه شده است؛ یعنی گاه به جای واژه ها، تصویر آنها آمده است و کودکان باید آنها را با صدای بلند ادا کنند. با استفاده از این شیوه قصه های گذشته در کتاب به زیبایی روایت شده است.

همه حیوانات به موش موشک میگفتن: موش موشک خاکستری تو از همه کوچکتری.

اما موش موشک، گوشش به این حرفا بدهکار نبود. در جنگل می گشت و می خواند: فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه.

روزی از روزها، آواز موش موشک به گوش شیر رسید. شیر از آواز موش موشک خنده اش گرفت. زد زیر خنده. حالا نخند کی بخند.

…..

موش موشک که همیشه آواز می خواند، به پای درخت رسید و دید که شیر افتاده توی تله. ناراحت شد و گفت:

ببینم شیر یله، افتادی توی تله! غصه نخور! غصه نخور! منم منم موش موشکم. اگر چه خیلی کوچکم، زبر و زرنگ وچابکم الان تو را از توی دام در میارم.

……..

بندهای دام را یکی یکی جوید و کمکم سوراخ بزرگی در دام درست شد. چیزی نگذشت که شیر آزاد شد و به زمین پرید.

….

حیوانهای جنگل همگی خندیدند و همراه موش موشک خواندند: فلفل نبین چه ریزه، بشکن ببین چه تیزه.

دوداستان دیگر:

خرگوش تند فلفلی و لاک پشت کند قلقلی

مورچه قرمز وکبوتر سفید تپلو

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>