شاه مقوایی

پسر کوچکی تصمیم می گیرد تا برای آقای مهربانی که در خارج است نامه بنویسد و …

نویسنده: زهرا رازقی

پسر کوچکی تصمیم می گیرد تا برای آقای مهربانی که در خارج است نامه بنویسد و از راهپیماییها و مسائل دیگر برای او بنویسد. در یکی از نامه ها از یک شاه مقوایی می نویسد که برادرش ساخته است و خیال دارد آن را با حضور مردم در کوچه اعدام کند که … .
نام کتاب :شاه مقوایی
موضوع :داستان انقلاب
گروه سنی :ب
نویسنده :شهرام شفیعی
تصویرگر: بهراد امین سلماسی

کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

چاپ اول: ۱۳۷۸

b98

من یکدختر هشت ساله هستم. حتما یک عالمه تعجب می کنید و به خودتان میگویید: این دختر، نشانی مرا از کجا پیدا کرده است!

الان برایتان تعریف میکنم:

یک روز من، هی گریه کردم و به داداشم گفتم: مرا هم با خودت ببر راهپیمایی.

داداشم گفت: اهوک! راهپیمایی کهجای دختر فسقلی ها نیست. برو عروسک بازی ات را بکن.

…….

مادرم گفت نشانی کی را داری؟

میدانید بعدش داداشم چه کار کرد؟ دستش را گرفت طرف عکس شما.

من گفتم: اگر راست میگویی الان کجاست؟

داداشم گفت: معلوم است دیگر… توی خارج است. توی یک جایی که مال پاریس است. دلت می خواهد برایش نامه بنویسی؟

گفتم: حالا می بینی. برایش هزارتا نامه مینویسم.

داداشم گفت: اهوک… یکی بیشتر ننویس. هزار تا را که وقت ندارد بخواند.

آقای مهربان! الان مادرم خانه نیست. رفته توی صف نفت. صف نفت از اینجا تا خانه بابابزرگم است. از بس که دراز است. نقاشی صف نفت را هم برایتان کشیده ام. خواهرم دارد گریه میکند. باید بروم و شیشه شیرش را بگذارم توی دهانش.

تا نامه بعدی خداحافظ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>