تربیت پسران برای پذیرفتن نقش های آینده

فرزندان پسر از سن نه تا سیزده سالگی دوران تحول را تجربه می کنند. این دوران زمانی است که مردان باید بیش از هر زمان دیگری در زندگی پسرها دخیل شوند. در این سنین باید برای انها طوری برنامه ریزی کرد که انرژی شان در جهت مثبتی تخلیه شود.

بی شک واژه «تربیت» یکی از دغدغه آفرین ترین کلماتی است که امروز خانواده ها با آن مواجه می شوند. همزمان با عصر تکنولوژی و اتوماسیون و وجود انواع سی دی ها و کارتون های برگرفته از فرهنگ غیر ایرانی که کودکان امروز را احاطه کرده اند «تربیت» قدری دشوار تر از سابق به نظر می رسد. این دشواری برای خانواده هایی که فرزند پسر دارند ملموس تر است و معمولا نگرانی این خانواده ها، آینده فرزندانشان را هم در بر می گیرد که ؛ چطور پسرمان را تربیت کنیم تا در آینده همسر و پدر خوبی باشد و بتواند تکیه گاه مطمئنی برای آنها شود؟

newsImage_665

با گذشت هفت سال اول که بنابر آموزه های دینی باید کودکان را آزاد گذاشت وارد مرحله بعد شده و لازم است برای فرزندانمان ؛ بخصوص پسر ها سیر تربیتی در نظر بگیریم.

مهمترین هدف از تربیت –یک پسر- این است که در پسرها ایده آل های مردانه شدن را فعال کنیم. ایده آل هایی که او به آن متعهد شود و تا پایان زندگی خود آنها را دنبال نماید.

فرزند پسری  که مجموعه ای از ایده آل های مردانه را می آموزد مرد می شود و پسری که این کار را نمی کند سال های نوجوانی خود را تلف می کند و بعد نیز این دشواری ها را به دهه های بعدی زندگی خود می برد. نشان دادن خشونت، ناتوانی در قبال تعهد نسبت به عزیزان، مرگ زود هنگام، خود کشی و یا بیماری های قابل اجتناب جسمانی و روانی، عزت نفس ضعیف وادامه دار، معتاد شدن و… از مصادیق این نوع دشواری ها است.

باید به فرزندانمان (پسرهایمان) بیاموزیم که:

– نسبت به خانواده متعهد باشند و مرام های اجتماعی را رعایت کنند.

– استقلال شخصیت خود را بشناسند و به آن احترام بگذارند.

– احساس وظیفه داشته باشند نسبت به هر موضوعی که با آنها مرتبط است.

– منش اخلاقی شان را متناسب با آموزه های دینی و ساختار مورد پسند جامعه انتخاب کنند.

– در تصمیم گیری هایشان ثبات و استحکام داشته باشند.

–  تلاش کنند برای سازگاری با اموری که مورد علاقه شان نیست.

-در برابر بعضی برنامه ها و یا تصمیم گیری های زندگی انعطاف پذیری داشته باشند.

در آموزش این نکات علاوه بر اینکه مادر نقش همیشگی و مستمری در تربیت فرزندان دارد ؛ اما جایگاه پدر نیز در این عرصه بسیار لازم و ضروری است. در تربیت فرزندان ذکوری که به سن نوجوانی رسیده اند، حضور پدر نقش اصلی تری را دارد.

فرزندان پسر از سن نه تا سیزده سالگی دوران تحول را تجربه می کنند. این دوران زمانی است که مردان باید بیش از هر زمان دیگری در زندگی پسرها دخیل شوند . در این سنین باید برای انها طوری برنامه ریزی کرد که انرژی شان در جهت مثبتی تخلیه شود . باید با آنها بیشتر از قبل صحبت کرد .

زمانی که پسرمان ده ساله می شود لازم است به او بگوییم «تو وارد دوران نوجوانی شده ای» این مربوط به آماده کردن اوست که در واقع به او می گوئیم دوران کودکی اش را پشت سرگذاشته است و به دوران نوجوانی رسیده است این کا رمی تواند خیلی ساده صورت بگیرد. مثلا می توانیم پسرمان را برای صرف شام به رستوران ببریم و با او درباره دوران نوجوانی و مردانه شدن حرف بزنیم. فهرست کارها و مسئولیت های جدیدی برای او در نظر بگیریم پول توجیبی او را افزایش دهیم و . . .

در این زمان باید از او بخواهید که سولاتی را که به جواب آن ها احتیاج دارد بپرسد. بهتر است شرایط را طوری برایش فراهم کنید که به یک سفر برود و اینگونه به صورت غیر مستقیم به او گفته ایم که دوران کودکی اش تمام شده. اگر این روند را در پیش نگیریم پسرمان، به آن حد بلوغ اجتماعی که لازمه  مرد شدن و آینده  اوست، نخواهد رسید.

kkl

با ورود به پسر به سنین نوجوانی باید سعی شود که:

– به او الگو بدهیم و میان توانایی های او و الگوی ارائه شده ارتباط برقرار کنیم.

–  با او درباره اسطوره ها و دانشمندان و افرادی که عمرشان مفید بوده صحبت کنید.

– باید به او مسئولیت بیشتری داد تا احساس کنند فرد مفیدی در خانواده است.

– برای جوابگویی به سوال های او باید سعی شود تا از رسانه هایی که مورد علاقه ی نوجوانمان است، استفاده کنیم.

– پدر و مادر در این مرحله باید اشراف خوبی به آنچه که پسرشان علاقه دارد؛ داشته باشند. باید بدانند به چه نوع فیلم هایی علاقه دارد. چه نوع وسایل و سرگرمی هایی را می پسندد.

– بهتراست فعالیت های ورزشی او را بالا ببرید. فعالیت های ورزشی از تنش های دوران نوجوانی می کاهد و باعث تعادل هورمونهای پسرانه می گردد.

خانواده باید پس از گذشتن فرزندشان از مرحله نوجوانی و رسیدن او به مرحله جوانی بستری برخی فعالیت های مفید و سازنده را فراهم کنند. در گذشته پسرانی که به سنین ۱۸سالگی می رسیدند به عنوان یک مرد می توانستند سرپرستی یک خانواده را به عهده بگیرند. اما امروزه به دلیل زمان زیادی که تحصیل و سربازی از آنها می گیرد و در پی آن، باز هم راه ادامه تحصیل و آماده شدن برای کنکور ارشد و دکترا، و در نهایت بازار کار؛ آنها زمان لازم را برای « مرد » شدن ندارند و لازم است خانواده برای هویت بخشی و تربیت اجتماعی آن ها بیش از پیش کوشش داشته باشند.

به عنوان مثال تشویق او برای گرفتن گواهینامه و توصیه به معاشرت با آن دسته از دوستان وافرادی که مورد وثوق خانواده هستند. پیدا کردن یک کار نیمه وقت و همزمان با کار ادامه ی تحصیل و در نهایت فارغ التحصیل شدن و تلاش برای پیدا کردن کار و شئون اجتماعی مناسب تر.

تجربه نشان داده پدر و مادرهایی که یک مسافرت مرادانه برای نوجوانشان تدارک دیده اند و در ان وظایفی را به پسرشان محول کرده اند، موفقیت تربیت خوب را در فرزندانشان احساس کرده اند!
باورود نوجوان به سن جوانی فرزند پسرمان ؛شکل گرفتن رشد فیزیولوژیکی، هورمونی و شناختی خود رو به رو می شود. مغزش شکل می گیرد، بدنش تغییر می کند. او به مغز، بدن و هورمون هایش عادت می کند. شرایط قوام می گیرد و مستحکم می شود او در فاصله سال های هجده، نوزده، بیست و بیست و یک سالگی می آموزد که بر خود مدیریت کند:

– در این مرحله او کمتر مجذوب شخصیت های اطرافیان می شود.

– بیشتر در حالت تفکر می رود.

– از یک سیستم اخلاقی شکل گرفته برخوردار است.

خانواده باید در این مرحله به مرد جوان مسئولیت های یک مرد رشد یافته را بدهند. او حالا در موقعیتی است که می تواند از عهده ی هر کاری بر آید.

– در سن جوانی باید به او اجازه داد که سفرهای تنهایی را تجربه کند.

-باید با او متواضع برخورد کنید و در عین حال اختیار و اقتدار «والدین » بودن خود را حفظ کنید . این بدین معنی است که در صورت لزوم از او عذرخواهی کنید.

– دوستانش را بشناسید و سعی کنید کنترل هایتان درباره دوست ها و اطرافیانش نامحسوس باشد.

پدر در این مرحله باید محبت از جنس مردانه را به فرزندش بیاموزد. بهترین نوع آموزش در این زمینه رفتار پدر و مادر در منزل و با اعضای خانواده است.

باید به آنها مسئولیت و کار کردن برای خانواده را آموخت. باید آنها را تشویق کرد برای پیدا کردن شغل مناسب و وارد عرصه زندگی شدن.

و البته نکته  مهمی که در تمام سنین کودک و در تمام مراحل تربیتی باید به ان توجه داشته باشیم این است که: فرزندان بطور ناخوداگاه از زندگی و رفتار پدر و مادرشان می آموزند و رفتار خوب والدین با هم در خانه بستر مناسبی است برای آموزش های غیر مستقیم به فرزندان مخصوصا به فرزندان ذکور.

منبع: رواق

۱۰
تیر ۱۳۹۲
مادربانو
دسته‌ها تربیت
دیدگاه‌ها ۱ دیدگاه

یک پاسخ برای : 1

  1. معصوم گلی گفته:

    فکر می کنم جمله ی آخر، جانٍ کلام بود.. بچه ها آینه ی تمام قدٍ والدینشون هستند..

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>