گرگ بدجنس و روباه زیرک

داستان گرگ گرسنه ایست که به فکر شکار است ، ناگهان چشمش به خرگوشی می افتد که زیر بوته ای به خواب رفته است.

نویسنده: زهرا رازقی

از سری داستان های کلیله و دمنه

بازنویسی: اسماعیل هنرمند نیا

تصویرگر: عفت عظیمی

چاپ اول ۱۳۸۸

انتشارات سایه گستر قزوین

گروه سنی ب

گرگ بدجنس و روباه زیرک

داستان گرگ گرسنه ایست که به فکر شکار است ، ناگهان چشمش به خرگوشی می افتد که زیر بوته ای به خواب رفته است.

 خرگوش همین که چشمش به گرگ افتاد خیلی ترسید اما سعی کرد خونسردی اش را حفظ کند….

خرگوش با چاچلوسی از گرگ می خواهد تا به خانه روباه بروند تا روباه را که چاق تر است بخورد.

خرگوش به خانه روباه رفته و به اومیگوید که دوستش میخواهد به خانه او آمده و با هم آشنا شوند، روباه به ماجرا مشکوک شده و از پنجره گرگ گرسنه را میبیند. در فاصله ای که خرگوش میرود تا گرگ را به خانه بیاورد روباه در چاله ای که جلوی درب از قبل کنده بود را باز کرده و به وسیله فرش روی آن را می پوشاند. وقتی گرگ و خرگوش وارد خانه میشوند هر دو درون چاه می افتند و التماس خرگوش برای بیرون آمدن از چاه فایده ندارد و گرگ او را میخورد، روباه هم گودال را با سنگ وخاک پر میکند تا برای همیشه حیوانات از دست گرگ ظالم و زورگو راحت شوند.

روباه رو به گرگ کرده ومیگوید: سزای کسی که به دوستش خیانت کند همین است  اما کار تو هم خیلی زشت بود تو می خواستی به عنوان مهمان وارد خانه من شوی و مرا هم مانند خرگوش بخوری. نه جانم به امثال شما ها نباید هیچ کمکی کرد

یک پاسخ برای : 1

  1. fateme گفته:

    خیلی بامزه بود زهراجان طبق معمول عالی بود کاش یه بچه داشتم تاواسش میخوندمش التماس دعا‏(فاطمه ازکرمان‏)‏

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>