برای صد و یکمین بهترین مادر دنیا

هیچ وقت منتی برای هیچ کاری سرمان نگذاشته. هیچ وقت غر نزده که «این همه زحمت کشیدم که حالا…»

می دانم که به دنیا آمدن من، برایش همزمان با تغییرات خیلی خیلی بزرگی بوده در زندگی. چون انقلاب شده و بعد از مرخصی زایمان، انقلاب فرهنگی پیش آمده و مامان دیگر به مدرسه ای که معلمش بوده بر نگشته. طبعا سال های خیلی سختی بوده برایش – مثل خیلی ها-که باید به شکل جدید زندگی، توی خانه عادت می کرده. بی کار شدنِ خودش، بی کار شدن بابا، عمل کبد، عمل بازِ قلب، به علاوه ی همه ی مشکلاتی که مردم دیگر توی جنگ و تهیه ی کوپن و صفِ خرید مایحتاج زندگی، مشترکا تحمل می کردند. حتما قلبا شاد نبوده. اما چیزی که برایم خیلی روشن و پر رنگ و مشخص مانده از آن سال ها، این است که هیچ وقت نگفته: «من به خاطر شما…» هیچ وقت منتی برای هیچ کاری سرمان نگذاشته. هیچ وقت غر نزده که «این همه زحمت کشیدم که حالا…» حتی وقتی بچه بودیم و دائم خرابکاری می کردیم، موقع حرف زدن با همسایه ها یا فامیل رو ترش نکرده که :«پدرم را در آوردند این ها…» برای ما، همسرهای ما و بچه های ما به یک اندازه دلسوزی کرده و به بهانه ی دوست داشتنِ یکی، حالِ آن یکی را نگرفته. حتما گاهی خسته شده، گریه کرده، شب نخوابیده، یا از تصمیم های خرکیِ -این جا بهتر است بگویم «من» به جای «ما»- جا خورده و نا امید شده. اما نیامده فردا نگرانی اش را کف دست ما بگذارد تا به ما احساس گناه بدهد و دلش خنک شود. روشِ مادر بودنش برای من، بهترین الگوی مادر بودن خودم است. هر چند که در بهترین حالت هم هیچ وقت نتوانسته ام مثلِ او برای بچه ام مادری کنم.

هر وقت می آیم به راستین بگویم: «این همه بدو بدو غذا پختم اقلا دو تا قاشق بخور.» یا « از صبح بیرون بودیم، حالا بذار دو دقیقه بنشینم.» یا « این همه زحمت کشیدم حالا تو…» یادم می افتد که درست همین جا، دارد راهم از مامانم جدا می شود. آن وقت خفه می شوم و حس  می کنم مثل آدم هایی شده ام که دارند از تقدس اسمشان سوء استفاده می کنند.  بعد جمله ام را عوض می کنم. به جای غر زدن می گویم: «عیب نداره، به جای غذا اسمارتیز بخور!» یا «باشه بریم بازی» یا  یک چیزی که به من چهره ای مظلوم نبخشد. من را الکی بالا نبرد. همان جور دوست و هم قد با بچه ام نگه دارد.

Mother

 حتما خیلی از مادرها به همین خوبی هستند. من که همه را امتحان نکردم. پس نمی خواهم بگویم مامانم بهترین مامان دنیاست. دوست ندارم او را جوری ستایش کنم که خودش قبول ندارد. فقط دوست دارم بتوانم مثل او باشم. همان قدر صمیمی، بی ادعا و بی توقع. دلم می خواهد مثل او هر وقت که بچه ام مرا لازم دارد، کنارش باشم و وقتی نیست و دور است و دلم برایش تنگ است غر نزنم. دوست دارم مثل او با شادی بچه ام شاد باشم؛ دوست دارم به روشِ او مادر باشم. هر چند که می دانم خیلی خیلی سخت است.

 

منبع : ستاره ی کوچک

۲۱
خرداد ۱۳۹۲
مادربانو
دیدگاه‌ها ۵ دیدگاه

یک پاسخ برای : 5

  1. لوسی می گفته:

    من که هیچ تقدسی در مورد خودم احساس نمیکنم! هیچی هیچی! حتی جدیداً از بس به بی تقدسی مادربودنم گیر داده ام که فهمیدم اینکه میگویند بهشت زیر پای مادران است به این معنی نیست که مادر بهشتی است!! نه خیر! به این معنی است که بهشت را زیر پاهای مادرت جستجو کن.. یعنی و بالوالدین احساناً تا بهشتی شوی.. حالا نمیخوام بگم مادربودن هیچ عظمتی ندارد خواستم بگویم خودم را مقدس نمی بینم مگر اینکه بدانم مادر بودن دقیقا یعنی چه! این چیزهایی که نوشتید بخشی از همین مادربودنهایی است که مادر بودن را مقدس میکند.. هرکسی نمیتواند “مادر” در معنای مقدس بودنش باشد! ببخشید که اینقدر صریح میگویم اما از مادربزرگم شنیدم که یک روز که مادری داشته بر سر پسر بیست و چند ساله اش منت میگذاشته که من تو را به اینجا رساندم و بزرگت کردم پسر با بی شرمی تمام می گوید: مادرجان! خر هم بچه اش را بزرگ میکند!!!
    میدانم که خیلی بیشرم بود که این را گفت اما من را خیلی به فکر فرو برد!! خیلی!! بیشتر فکر کنیم به اینکه بچه بزرگ کردن “مادری” نیست! مادری چیزی فراتر از بزرگ کردن یک بچه است..
    مادر باشید همگی .. التماس دعا

  2. زینب سادات گفته:

    مامان های ما خیلی بهتر از ماها بودن. مامان من که اینجوری ان.

  3. سایه گفته:

    هرچند زیاد کامنت نمی ذارم اونقدر قشنگ و واقع بینانه نوشته بودی که حیفم اومد نگم

  4. zahra گفته:

    عالی بود.بسیار زیبا

  5. اليما گفته:

    راست است …. تقدس اسممان را می گویم
    راست است اینکه با همه ی تقلیدمان مادرانگیمان کلی تفاوت دارد با روزهای مادرانه ی آنها
    راست است که تقدس نامشان راهشان برایمان عزیز است مرجع است
    راست است
    همه ی چیزهایی که گفتید راست است
    دا نگهدار شما
    مادرتان
    مادرانگی هایمان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>