پاسخ به سوالات فلسفی کودکان ۲ (خدا) بخش اول

توصیف خدا را نباید منحصر در ساعات معینی کرد، بلکه باید از هر فرصتی بهره برد. مثلا با آمدن باران و برف، با شکفتن گلهای مدرسه، با دیدن نوزاد حیوانات و با هر جلوه و زیبائی که در طبیعت به چشم می خورد، باید یاد خدا را در خاطر کودکان زنده کرد.

در رابطه با مفهوم خدا، کودک وی را موجودی مادی و حتی به صورت یک انسان تصور می کند. بنابراین برای خدا دست و پا و سر و صورت قائل است. همچنین برایش خانه ای تصور می کند که همان بهشت است و از آنجا به کارهای ما نگاه می کند و مواظب ماست، یا از بهشت به زمین می آید تا کارهای ما را درست کند. یا بهشت را باغ یا پارک بزرگی می داند که انواع وسایل بازی و خوراکی دارد و می توان در آنجا بازی کرد و خوشحال شد و یا در مورد جهنم، آن را جایی می داند که آتش زیادی در آن وجود دارد و یا در مورد شیطان او را یک آدم زشت تصور می کند که روی سرش شاخ دارد. البته باید متذکر شد کودک این موضوعات را براساس گفته ها و شنیده ها تصور می کند.

تصویر کودکان از خدا بسیار متأثر ازتصویری است که از والدین خود دارند. اگر کودکی والدین خود را قابل اعتماد، مهربان و قابل دسترسی بداند، احتمالا خدا را نیز دارای چنین صفاتی خواهد دانست. از سوی دیگر، اگر والدین خود را خشن، بی تفاوت و بی انصاف بداند، درباره خدا نیز چنین تصوراتی خواهد داشت. والدین، در نحوه درک فرزندشان از خدا، بیشترین تأثیر را دارند. به همین خاطر والدین باید صداقت و صراحت داشته باشند، مساوات را رعایت کنند، دروغ نگویند، همدم فرزندانشان باشند، اگر دچار مشکلی شدند به آنها کمک کنند و… تا تصویر مناسبی از والدین خود داشته باشد تا در هنگام تطبیق خدا به پدر و مادر، تصویر نیکی از خدا در ذهن او مجسم شود .به لحاظ عاطفی بهتر است در این سنین خداوند را با صفات رحمت و رحمانیت معرفی کنیم و نه با صفات قهریت.

سؤالات کودک را جدی بگیرید و قبل از پاسخ دادن به آنها مدتی درباره شان فکر کنید، چون علاوه بر پختگی جواب، تفکر کردن را هم به کودک آموخته اید. در ضمن زمان مناسب را هم برای پاسخ دادن به آنها انتخاب کنید. برای پاسخ به سؤالات آنها از مثال استفاده کنید، ولی همواره تأکید بورزید که پاسخ کامل سؤالاتش را نمی دانید، چون هر تفسیری که از خدا ارائه کنید یا هر پاسخی که به سؤالات او بدهید خداوند را در پاسخهای خودتان محدود کرده اید. مثلا به فرزندتان بگوئید: “من نمی دانم خداوند چقدر بزرگ است، ولی می دانم که هیچ چیزی در این عالم، بزرگتر، قویتر و بهتر از او نیست، خداوند عظیم تر از آفتاب است، بزرگ تر از خانه و وسیعتر از آسمانهاست. او بندگان خود را دوست دارد.”

توصیف خدا را نباید منحصر در ساعات معینی کرد، بلکه باید از هر فرصتی بهره برد. مثلا با آمدن باران و برف، با شکفتن گلهای مدرسه، با دیدن نوزاد حیوانات و با هر جلوه و زیبائی که در طبیعت به چشم می خورد، باید یاد خدا را در خاطر کودکان زنده کرد و آنان را دوستدار و خواستار خدا ساخت، زیرا قرآن بهترین راه خداشناسی را مشاهده آیات و پدیده های جهان می داند. با ذکر نعمت های الهی باید ذهن کودک را به خدای مهربان متوجه کرد و عاطفه و محبت آنان را نسبت به خدائی که همه را آفریده است و به همه کمک می کند جلب نمود. برای کودک می توان زندگی دقیق زنبور عسل و مورچه ها را مثال زد.مثلا شما از زندگی دقیق زنبور عسل اطلاعاتی را کسب کنید و بعد به او بگویید:راستی چه کسی این موجودات ریز را آفریده و به آن ها تعلیم داده تا چنین منظم باشند؟

Beautiful-Flowers-HD-Wallpapers-beautiful-flowers-mountain

یکی دیگر از روش های پاسخگویی به سوالات کودکان درباره خدا مثالهای آسان با توجه به سن کودک است. مثلا کودکی از ما درباره خدا سوال می کند که:
اگه خدا همه چیز را خلق کرده پس چه کسی خدا را خلق کرده؟جوابی که ما می توانیم به آن کودک دهیم :
تا به حال شده که مادرت غذایی درست کند و غذا شور شده باشد کودک می گوید آری ,می گوییم علت شور شدن غذا چیست؟ کودک می گوید بخاطر نمک است,می پرسیم شوری نمک بخاطر چیست؟ کودک اندکی فکر می کند و می گوید: شوری نمک به خاطر خود نمک است چیزی نمک را شور نکرده در این موقع به او می گوییم, خدا هم همه چیز را خلق کرده اما وجود خودش بخاطر چیز دیگر نیست بلکه به خودش است.

یکی، پسر پنج ساله اش را پیش امام صادق علیه السلام برد وگفت: این بچه، من رو کلافه کرده همش می پرسه که خدا رو به من نشون بده .من نتونستم جوابش رو بدم
امام فرمودند: من به اون یاد میدم و امام بدون اینکه اون بچه متوجه بشه به یکی گفت که لیوانی رو برداره و با آب و شکر یک آب شیرین درست کنه و بیاره وقتی که اوردند به اون بچه دادند تا بخوره وقتی که خورد از اون کوچولو پرسید: چه مزه ای داره؟
گفت: شیرینه حضرت پرسید:چرا شیرینه؟ اون گفت:حتما قند یا شکر توی اون ریختند امام از اون خواست تا شکر رو نشون بده ولی اون بچه جواب داد: چیزی پیدا نیست امام پرسید: پس از کجا متوجه شدی؟ اون بچه ی باهوش گفت: از مزه اش
امام به اون آفرین گفت و فرمودند: خدا هم در این عالم حضور دارد و همان لذت هایی که از مشاهده ی کوه‌، دشت، طبیعت، از خوردنی ها و دیگر زیبایی ها می بری بیان گر حضور خالق آنها یعنی خداست که با چشم نمی توان او را دید بنابراین همه ی این نعمت ها و لذت ها از جانب خداست همانطور که شیرینی آب لیوان به سبب وجود شکری است که دیده نمی شود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>