تربیت در طبیعت

اصیل‌ترین روش‌های‌ تربیتی،طبیعی‌ترین، ساده‌ترین و صمیمی‌ترین آنهاست… تربیت به معنای واقعی آن فراتر از این­گونه تصورات و اقدامات عمدی و تحمیلی است.‌ تربیت بیش از آنکه مجموعه‌ای از روش‌های صورت­بندی‌شده­ ی کتابی باشد، ریشه در عوامل ناهوشیار، زمینه‌های ناپیدا، آموزه‌های نامرئی و موقعیت‌های بدیهی و طبیعی زندگی واقعی و شخصیت پنهانی افراد دارد.

مریم ادیب – کارشناس ارشد و مدرس مهارت های تربیت دینی

kodak2

اصیل‌ترین روش‌های‌ تربیتی،طبیعی‌ترین، ساده‌ترین و صمیمی‌ترین آنهاست. از مباحث عمده‌ای که استاد عبدالعظیم کریمی در کتاب‌«تربیت در طبیعت» آورده‌است قسمتی را ملاحظه می‌کنید:

هنگامی که سخن از‌تربیت و راه و روش آن به میان می‌آید، غالباً این­گونه تصور می‌شود که عده‌ای باید در مقام مربی و یا بزرگسال با مجموعه‌ای از پند‌ها و نصایح، کودک را با ارزش‌ها و هنجار‌های پذیرفته شده‌ی جامعه آشنا کرده تا او بتواند مطابق خواست و اراده­ ی بزرگسالان و آموزه‌های آنان عمل کند؛ آنگاه مطمئن می‌شوند که در امر‌تربیت مؤفق شده‌اند، اما ‌تربیت به معنای واقعی آن فراتر از این­گونه تصورات و اقدامات عمدی و تحمیلی است.‌ تربیت بیش از آنکه مجموعه‌ای از روش‌های صورت­بندی‌شده­ ی کتابی باشد، ریشه در عوامل ناهوشیار، زمینه‌های ناپیدا، آموزه‌های نامرئی و موقعیت‌های بدیهی و طبیعی زندگی واقعی و شخصیت پنهانی افراد دارد.

در نقطه­ ی مقابل این‌تربیت تصنعی، می‌توان از جریان صامت‌تربیت طبیعی در طبیعت سخن گفت؛ «درست نگاه کردن» به طبیعت؛ «زیبا دیدن» نمود‌های هستی؛ «درست ‌اندیشیدن» درباره­ ی طبایع وجود؛ «درست شنیدن» آوا و نوای موزون طبیعت؛ «درست فهمیدن» و «درست بوییدن«، «درست چشیدن»، و «درست حس کردن» جلوه‌های زندگی در جهان هستی؛ به همان ‌اندازه به توسعه­ ی ظرفیت‌ها و قابلیت‌های آدمی کمک می‌کند که درست خواندن و درست فهمیدن واژگان نوشتاری.

اگر کودکان و نوجوانان بتوانند در خلوت و تأمل ‌اندیشه و طراوت و ذکاوت نگاه خویش ارتباطی خلاق با « طبیعت» برقرار کنند، بسیاری از ناملایمات روانی، ناهنجاری‌های عاطفی و کمبود‌های رشدی و تکاملی آنها خود­ به­ خود برطرف می‌شود؛ زیرا یکی از علت‌های سردرگمی و آشفتگی روحی و روانی انسان عصر جدید، گسستگی میان خود و طبیعت است. انسان‌های عصر قدیم به خاطر انس و الفت نزدیکی که با طبیعت داشتند تا ‌اندازه‌ای از رنج و اضطرابی که هم اکنون بشر گرفتار آن شده است، آزاد بودند.

اگر کسی واقعاً عاشق طبیعت باشد زیبایی را در هر جایی خواهد دید. اما این زیبایی صرفاً به چشم سر محدود نمی‌شود، بلکه فراتر از آن باید از دریچه­ ی قلب آن را نظاره کرد. به همین سبب است که زیبایی را جلوه‌ای از حقیقت و حقیقت را جلوه‌ای از زیبایی دانسته‌اند. به عبارت دیگر، حقیقت همان زیبایی است و زیبایی همان حقیقت. در حدیث آمده است: انّ الله جمیل و یحب الجمال: خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد!

…کودک کنجکاو است از این رو آنچه می‌بیند و می‌شنود برای او پرسش‌هایی پیش می‌آورد… اگر نگاه ما به طبیعت نگاهی زیباشناسانه باشد و «‌اندیشیدن» در عناصر طبیعی، به شیوه ­ی آموختن و شیوه­ی زیستن تبدیل شود، آنگاه مدرسه­ ی طبیعت بهترین، زیباترین و غنی‌ترین مدرسه برای پرورش همه جانبه­ ی آدمی‌خواهد بود.

«من ندیدم دو صنوبر را با هم دشمن، من ندیدم بیدی، سایه‌اش را بفروشد به زمین، رایگان می‌بخشد، نارون شاخه­ی خود را به کلاغ، هر کجا برگی هست، شور من می شکفد…» سهراب سپهری

همچنین بحث «تربیت طبیعی» از دیگر مباحث استاد عبدالعظیم کریمی است. مباحث این بحث نیز گسترده است اما به اختصار می‌توان گفت: «اگر کودک را در محیط و شرایط سالم به حال خود بگذاریم بیشتر و بهتر می‌فهمد و عمیق‌تر فکر می­کند. باید اجازه داد که خود او بگردد، اشیاء را لمس کند و احساسات خود را بروز دهد. اینکه بزرگسال در چه زمانی باید خود را کنار بکشد، خیلی مهم‌تر از آن است که در چه زمانی دخالت کند، بگذارید کودک با خود آغازگری، خودآموزی و خودرهبری را فرا گیرد.»

 

منبع :کتاب نکته ­ها و روشها در تربیت دینی کودک و نوجوان

۱۴
اردیبهشت ۱۳۹۲
مادربانو
دسته‌ها Slider تربیت
دیدگاه‌ها بدون دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>