حضرت زهرا از دید شهید مطهری

ایشان پیراهن اولی خودش را می پوشد و لباس عروسی خود را به این زن انفاق و ایثار می کند. بعد که زن ها می آیند، می گویند پیراهن عروسی کجا رفت؟ می گوید: بله، زنی به این جا آمد و کسی به او رسیدگی نکرد، من به او انفاق کردم

تکریم فاطمه سلام الله علیها در قرآن

در سوره مبارکه دهر برای اهل بهشت و ابرار انواع نعمت ها غیر از نعمت حورالعین اسم برده شد. در این جا این سوال مطرح می شود که چرا در این سوره از حورالعین نامی نمی برد؟ این سوالی است که مفسران – حتی مفسران اهل تسنن – مطرح کرده اند.

439a1dcb9842ace3a310bfe5e91cf07b

در تفسیر المیزان نکته ای را از تفسیر ابوالسعود نقل می کند و معلوم نیست که او اولین بار این نکته را ذکر کرده است یا خیر؟ و نیز او متوجه شده که این نکته در روایات هم هست و در میان اهل سنت شاید اول کس او متوجه شد چرا در این آیات نامی از حورالعین برده نشده است؟ می گوید برای این که قبلا سخن ابرار بود و این آیه شان نزولش فاطمه و حسن و حسین(ع) است، چون در این جا نام فاطمه بوده است، خداوند اکراما لفاطمه ، اسمی از حورالعین نبرده است. (شهید مطهری، آشنایی با قرآن، ج ۱۱،ص ۷۹، المیزان ج ۲۰، ص ۲۱۰)

مقام کشف و شهود حضرت زهرا

پس از پیامبر باب نبوت یعنی پیامبری مسدود شد، اما باب کشف و شهود و الهام بسته نشد. ممکن است بشری از لحاظ صفا و کمال و معنویت برسد به مقامی که به قول عرفا یک سلسله مکاشفات برای او رخ می دهد و حقایقی از طریق علم الهامی، به او ارائه می شود، ولی او مامور به دعوت مردم نیست. حضرت امیر(ع) در نهج البلاغه می فرماید: « ان الله تعالی جعل الذکر جلاء للقلوب تسمع به بعد الوقره و تبصر به بعد العشوه و تنقاد به بعد المعانده. و بعد می فرماید: و ما برح لله عزت آلاؤه فی البرهه بعد البرهه و فی ازمان الفترات عباد ناجاهم فی فکر هم و کلمهم فی ذات عقولهم.» (نهج البلاغه، خطبه ۲۲۲) یعنی: « همیشه در دنیا افرادی هستند که خداوند در باطن ضمیرشان با آ ن ها حرف می زند.» حضرت زهرا این جور بود با آن که پیامبر هم نبود. (خاتمیت، ص ۳۹)

وارستگی حضرت زهرا

بهترین علامت رستگی و وارستگی از غیر خدا وابستگی به حق و این که اساسا برای آن ها هیچ چیزی غیر از خدا مطرح نبوده است، همان چند تاریخچه کوچکی است که از زندگی این بزرگوار باقی است. برای برخی افراد، اگر بخواهند زندگی شان را بنویسند، ۱۰ هزار صفحه می شود نوشت، ولی ۱۰ هزار صفحه ای که یک سطر با ارزش در آن پیدا نمی شود: او از کجا به کجا رفت، کجا چنین کرد، مانند برخی از زندگی نامه ها. ولی یک کسی شما می بینید تاریخ برایش ۵ صفحه بیشتر باقی نگذاشته، اما همان ۵ صفحه ای که زندگی دیگران دارد. همین قضیه یک تاریخچه ای در زندگی آن ها بود. شما در نظر بگیرید که آن ها بشرند، نه این که بشر نیستند؛ اگر بشر نبودند که برایشان فضیلت نبود. وقتی بشر هستند احساسات بشری دارند، اگر نمی داشتند که برایشان فضیلت نبود. ولی به این احساسات بستگی ندارند، یعنی یک احساسات عالی دارند که نمی گذارد آن ها بسته باشند. خوشبختانه جزئیات جهاز حضرت زهرا(س) مشخص است. علی(ع) قرار می شود که عروسی او با زهرا(س) را بگیرند، اما چیزی ندارد جز زره اش، می رود آن را به ۴۰۰ درهم می فروشد. بعد با یک یا دو نفر دیگر مامور می شوند بروند یک جهیزیه تهیه کنند که قلم به قلمش مشخص است. یک پیراهن برای عروس تهیه می شود. پیراهن را می پوشد. خدای تعالی وقتی که می خواهد یک ارزش واقعی انسانیت را ظاهر کند چنین می کند. آن روزی که آدم را می خواست بیافریند فرشتگان گفتند: «أتجعل فیها من یفسد فیها ویسفک الدماء». (بقره/۳۰) خدا جواب داد: من می دانم در انسان چیزی را که شما نمی دانید. آن چه خدا می خواست این جور چیزها بود. یک زن فقیر برهنه ای به عنوان یک سائل می آید و خطاب به اهل بیت می گوید: من عریانم و لباس ندارم. در آن گرفتاری کسی نبود که اصلا متوجه شود که این زن هم آمده، غیر از حضرت زهرا(س) ایشان پیراهن اولی خودش را می پوشد و لباس عروسی خود را به این زن انفاق و ایثار می کند. بعد که زن ها می آیند، می گویند پیراهن عروسی کجا رفت؟ می گوید: بله، زنی به این جا آمد و کسی به او رسیدگی نکرد، من به او انفاق کردم. بشر این است، تا این مقدار آزادگی و رهایی! «انما نطعمکم لوجه الله لانرید منکم جزاء ولا شکورا» (انسان/۹) . یعنی یک «متشکرم» هم از کسی توقع نداریم، فقط خدا و خدا. (آشنایی با قرآن ج۱۱ ص ۸۹).

۰۹
اردیبهشت ۱۳۹۲
مادربانو
دسته‌ها تربیت
دیدگاه‌ها بدون دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>