استقلال

به خودم فکر میکنم که همیشه هم توجیهی دارم برای کارهایم.

محمد صدرا کلی خواهش میکند که کیک درست کنیم … روغن مایع غیر از کنجد نداریم. شیر نداریم و ایضا حوصله

بهانه می آورم که شیر نداریم..میگوید خودم میخرم.این چند وقت همه تمرکزم برگسترش مهارتهای ارتباطی و یا خودمانی تر  افزایش “رو”ی پسرک بوده است.نه نمی گویم. بقالی چهار خانه آنطرف تر است.پول می دهم و روانه اش می کنم.بعد خودم تا دم در  پایین میروم و یواشکی می پایمش…

با یک بسته پاستیل و آدامس توت فرنگی بر می گردد!!! به خودم فکر میکنم که چند بار خواسته ام کار مهمی بکنم اما بازیچه ای پیدا کرده ام و هدف را فراموش کرده ام.میپرسم پس شیر چی ؟ میگوید شیر را بابا می خرد! به خودم فکر میکنم که همیشه هم توجیهی دارم برای کارهایم.

دوباره میفرستمش. این بار با کاغذ…کیسه شیر را مثل کوله پشتی بر  بازو انداخته و بر میگردد . برق توانایی و قدرت را در نگاهش می بینم.آشپزخانه تا حد ممکن کثیف می شود تا پسرک خودش کیک درست کند خودش هم بزند وخودش تزیین کند!

baking cake

گاهی تظاهر میکنم که کمکش نکرده ام اما اگر قبول نکند آن چنان از کمک من عصبانی می شود که گویی  همه این کارها را او به من آموخته و کمک من توهینی بزرگ بوده است.

خنده ام می گیرد از خود باوری و استقلال طلبی شگرف کودکی که تا ۳سال پیش اختیار حرکات دست و پایش را هم نداشت

به خودم فکرمی کنم. لابد خدا هم به ریش ما می خندد که از علقه آفریده شده ایم و اینقدر ادعا داریم و خودمان را زیادی باور کرده ایم.

 

منبع : مادرانه های من

یک پاسخ برای : 1

  1. فاطمه گفته:

    انا خلقناه من نطفه فاذا هو خصیم مبین…
    سوره یاسین.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>