مادری برای تمام فصول

مادری مقتدر و مهربان باشیم برای بچه ها. نه گاهی مقتدر و گاهی مهربان. هر دو در کنار هم. آن زمان که اشتباهی می کند، در کمال اقتدار، محبت و عشق به او هدیه بدهیم تا مهربانی مان در قلبش خانه کند. تا از ترس نباشد که کار بدی انجام نمی دهد.

همیشه، به روز مادر که نزدیک می شویم، همه جا حرف از تکریم مقام مادر است و بهشتی که خداوند زیر پایش نهاده.

ما نیز پیشاپیش روز مادر را که مصادف است با سالروز تولد بزرگ ترین و پاک ترین مادر عالم، مادر تمام بشریت، مادر من و شما فاطمه ی زهرا سلام الله علیها تبریک می گوییم.

این بار بر خلاف رسم متعارف این روزها، بیایید نگاهی متفاوت به مقوله ی مادری بیندازیم. بیایید مادری خودمان را جور دیگری بنگریم. شکی نیست که همه ی ما برای فرزندان مان خیلی خیلی زحمت کشیده و می کشیم. اما خوب است قبول کنیم که شاید گاهی در میانه ی تمام سختی ها، اشتباهاتی هم داشته ایم- اگر داشته ایم.

 mom

مدتی پیش در تالار گفتگوی یکی از سایت های مادرانه، به تاپیکی برخورد کردم که مادری از بیماری اسهال فرزندش به تنگ آمده بود و از سایر اعضا کمک خواسته بود. اما در میان بحث و گفتگوی انجام شده، چشمم به چیزی خورد که اگر خود تاسیس کننده ی تاپیک، آن را ننوشته بود و از قول فرد دیگری بیان شده بود، محال بود باور کنم و آن اینکه همان مادر مذکور (که فرزندش مدتی بیمار بوده) نوشته بود امروز از کثیف کاری پیاپی (اسهال) فرزندم به تنگ آمدم و او را زدم!

نمی دانم شما هم همین قدر که من شگفت زده و شوکه شدم، متعجب شدید یا به نظرتان این رفتار، می تواند طبیعی باشد؟!

البته من اصلا قصد ندارم در مورد یک فرد خاص و یک اتفاق خاص حرف بزنم و آن را به چالش بکشم. بلکه می خواهم در مورد یک رفتار صحبت کنم.

کم پیش نیامده در خیابان و مترو ببینیم مادری فرزندش را به خاطر کاری – حتی اشتباه- می زند و وقتی کسی به او می گوید بچه را نزن! با حالتی حق به جانب می گوید: «بچه ی خودمه. می خوام بزنمش! به شما ربطی نداره.» که همین جا باید یاد این مادر بیندازیم که بچه، نزد شما امانت است و باید تلاش کنید امانت را به بهترین وجه نگه دارید و سرانجام، صحیح و سالم او را به صاحب اصلی باز پس بدهید.

این روزها، ما مادرها مخصوصا در فضای مجازی، اگر در مادری کردن هایمان مرتکب اشتباهی بشویم، فقط از همه توقع داریم که ما را درک کنند و قربان صدقه مان بروند. اما بیاییم این بار، از یک زاویه ی دیگر این مطلب را نگاه کنیم. از زاویه ی دید آن بچه های طفل معصوم که از روز اول، پاک و بی آلایش به دست ما سپرده شدند. هر چه یاد گرفته اند، از خود ما یاد گرفته اند و اگر لجبازی می کنند یا فحشی می دهند، با مدیریت اشتباه ما و عملکرد نا مناسب ما، بدتر می شود.

اگر کاری می کنند که به زعم ما، ارزش کتک زدن دارد، کمی فکر کنیم که شاید جایی خود ما اشتباهی کرده ایم. شاید دفعه ی قبل با پرخاشگری و عصبانیت، باعث شدیم اشتباه در وجودشان تثبیت شود. شاید آستانه ی تحمل ما پایین است و رفتار آنها مستوجب کتک خوردن نیست.

شخصا اعتقاد دارم هیچ اشتباهی در سنین کودکی مستحق آن نیست که فرزند دلنبدمان را کتک بزنیم. بلکه با این کار، خودمان اشتباه بزرگ تری انجام داده ایم. هم الگوی نامناسبی از یک مادر یا پدر به او ارائه کرده ایم و گفته ایم در مقابل اشتباه فرزندت، او را بزن. و هم اعتماد کاملش را نسبت به خودمان سلب کرده ایم.

3410156616_68695dee5b_z

یک قدم بالاتر بیاییم!

اگر مفتخریم که تا به حال حتی یک بار هم کودک مان را نزده ایم! آیا سرش داد هم نکشیده ایم؟ آن هم به خاطر موارد جزئی ای مثل نخوابیدن، ریختن اسباب بازی ها، کثیف کردن پوشک، ریختن آب و…

مواقعی که فقط من و دخترم هستیم و هیچ فرد دیگری حضور ندارد، باز هم نمی توانم خودم را مجاب کنم به خاطر اشتباهش سرش داد بکشم. می دانم که شخصیتش پیش خودش می شکند… و پیش من! و همین را هم نمی خواهم. روح بزرگ او آن قدر ارزشمند است که حتی اجازه ندارم در حضور خودم آن را لگد مال کنم.

درست است که ما، خدای فرزندان مان هستیم و در سنین کودکی، هر کاری که انجام دهیم و هر اشتباهی بکنیم، باز هم مامن و پناه آنها هستیم. اما بدانیم که وقتی آن ها بزرگ تر می شوند و خاطرات اشتباهات ما برایشان تداعی می شود، می توانند قضاوت بهتری در مورد ما داشته باشند. آن وقت دیگر مثل روزهای کودکی، نمی ایستند تا هر چه می خواهیم بر سرشان فریاد بزنیم و آنها فقط با چشمان معصوم شان به ما زل بزنند. آن وقت، می توانند مقابل ما بایستند و اشتباهاتی را که روزی درباره ی آنها داشته ایم، به خود ما بازگردانند. که بچه ها آینه ی رفتار پدر و مادر هستند.

سال ها پیش که هنوز نوجوان بودم، خانمی با من درد دل کرد و آهی از عمق جان کشید و گفت هیچ وقت حاضر نیست مادرش را به خاطر اشتباهاتش ببخشد. آن وقت ها سن و سالم آنقدری نبود که بتوانم مشکلات آن خانم را تجزیه و تحلیل کنم. اما چیزی که برایم سوال شد این بود که مگر کسی می تواند مادرش را نبخشد؟! و حالا شاید بعد از ده پانزده سال، و دیدن آدم های زیاد اطرافم، به این نتیجه رسیده ام که شاید… شاید بشود کسی بتواند مادرش را نبخشد. البته قصدم صحه گذاشتن بر این نبخشیدن نیست. نکته این جاست که آیا ما طوری مادری می کنیم که… مورد رضایت خدا باشد و البته فرزندمان سال های سال بعد وقتی به گذشته اش نگاه می کند، ریشه ی بسیاری از مشکلات رفتاری اش را در ما جستجو نکند!

آیا می توانیم منیت ها و هواهای نفسانی مان را طوری کنترل کنیم که فرزندان مان را حول محور خودمان و خواسته های خودمان تربیت نکنیم؟

می توانیم؟

مادری مقتدر و مهربان باشیم برای بچه ها. نه گاهی مقتدر و گاهی مهربان. هر دو در کنار هم. آن زمان که اشتباهی می کند، در کمال اقتدار، محبت و عشق به او هدیه بدهیم تا مهربانی مان در قلبش خانه کند. تا از ترس نباشد که کار بدی انجام نمی دهد. بلکه قلبش به قلب ما پیوند بخورد و به خاطر ترک برنداشتن قلب ما، درست قدم بردارد، برای همیشه. که اگر اینطور باشد، حتی اگر جایی ما نباشیم و نبینیمش، باز هم مراقب است.

 

۰۳
اردیبهشت ۱۳۹۲
مادربانو
دسته‌ها یادداشت سردبیر
دیدگاه‌ها ۱۱ دیدگاه

یک پاسخ برای : 11

  1. حمیدی گفته:

    برای اینکه مادری برای تمام فصول باشیم باید بتونیم از منیت های خودمون بگذریم.
    خیلی خوب بود. استفاده کردم. ممنونم

  2. واقعا تحسینتون می کنم که هرگز سر فرزندتون داد نزده اید. از خدا میخام کمکم کنه، و خودم هم بیشتر تلاش می کنم که من هم دیگه هیچوقت سر فرزندم داد نزنم.
    ممنون از این تلنگر بجا . روزتون مبارک

  3. لیلا گفته:

    خیلی قشنگ بود.من دخترم رو نمیزنم ولی گاهی سرش داد میزنم.تلنگری بود واسم.خیلی تاثیرگذار بود.ممنون

  4. یه مامان گفته:

    مامان من هیچ وقت نه منو کتک زده نه سرم داد زده
    من همیشه بهش افتخار میکنم.

    امیدوارم خدا کمکم کنه که منم مثل مامانم مهربون و با درایت باشم و دخترم هم وقتی بزرگ شد به مامانش افتخار کنه.

    روز مادر به همه مامانای مهربون این فرشته های زمینی مبارک

  5. الیما گفته:

    و همین ها “مادر” را از همه چیز و همه کس در دنیا متفاوت می کند …مقتدر و مهربان بودن برای بچه ها
    که یادمان بماند بعد از خدایی که شاید آنها در این سن و سال خوب نشناسند ما تنها پناه شان در زمینیم
    بهترین نماینده ی خدا در این سرزمین که با امانت بر شانه هایمان گذاشت و مهم شدیم و مهریان شدیم و مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــادر
    به همین مهر بی اندازه ، بهشت را مواجب واجبمان کرد
    بچه های خوب ما لطفا به خاطر همه ی بی حوصلی گی ها ، کم تحملی ها و نا ملایمت ها
    ما را ببخشید

  6. رازقی گفته:

    گاهی که فکر میکنم، فقط و فقط منم که پسرم بهم پناه آورده، طفل معصومی که توی این دنیا هیچ کس رو نمیشناسه و ماییم که اون رو به این دنیا آوردیم، مسئولیت خودم رو بیشتر حس میکنم و از خدا میخوام بهم صبر بده، یه صبری که زود از کوره در نرم.
    از خدا میخوام یادمون نره ما مادریم….

  7. همیشه با خودم گفتم که جوری مادری کن که بعدها فرزندت همیشه بگه یادش به خیر مادرم اینطوری بود .. اون طوری بود و با رضایت و افتخار از من صحبت کنه
    همیشه و در همه لحظات این به یاد من هست و خیلی برام مهمه که تا همیشه توی قلبش جایگاه بزرگی داشته باشم
    به خاطر همین همیشه و در همه لحظات بهش احترام می ذارم حتی در شرایط و روزهای سخت
    چون واقعا حسرت می خورم اگر روزی بعدها اون از من به خوبی یاد نکنه و این برای من دردناک ترین اتفاق دنیا می تونه باشه
    می خوام فرزندی داشته باشم با کلی خاطره های خوب مادرانه

  8. zahra گفته:

    با سلام از این مطلب و کلا این سایت لذت فراوانی ردم و استفاده کردم.خیلی خیلی از عواملی که زحمت می کشند ممنونم و دست آنها را می بوسم.
    لطفابه زمینه ی تربیت دینی فرزندان هر چه بیشتر بپردازید.
    باز هم ممنون.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>