تربیت دینی در نگاه بزرگان ؛ حیا سرمایه جاودان ایمان

مسئله حیاء در باب تربیت یک نقش زیر بنایی دارد به این معنا که پدر و مادر که به طور معمول و متعارف دو مربّیِ دست اوّل برای انسان­ هستند، اینها آنچه را که باید روی آن دقّت کنند این است که نکند من پرده حیای این بچّه را بدرم، بلکه پردۀ حیای او را حراست و حفاظت و رشد بدهند.

خلاصه شده از مباحث تربیت فرزند حاج آقا مجتبی تهرانی

اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم؛  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبّ‏ِ الْعَالَمِین

وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبینَ الطّاهِرین وَ لَعنَهُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعین.

 

 

زبان حال گویاتر از زبان قال است

در مبحث پیش گفته شد که تربیت از دو راه سمعی و بصری صورت می گیرد . حال این بحث مطرح است که کدام مؤثرتر است؟ طبق روایات ما زبان حال بُردش قوی­تر از زبان قال است.

زبان حال در رابطه کارهای دیداری و شنیداری و رفتاری مطرح است. عبدالله بن عباس نقل می­کند، می­گوید: «قیل: یا رَسولَ الله(صلّی الله علیه و آله و سلّم ) أَیُّ الجُلَساءِ خَیرٌ؟ قال: مَن تُذَکِّرُکُم الله رُؤیَتُه وَ یَزیدُ فی عِلمِکُم مَنطِقُه و یُرَغِّبُکُم فی الآخِرَهِ عَمَلُهُ[۱]» به پیغمبراکرم گفته شد: بین همنشین­ها، کدام یک از آنها خوب است؟ حضرت فرمود: آنکه دیدارش شما را به یاد خدا بیاندازد، کلامش فهم شما را بارور کند و کردارش رغبت شما را به آخرت بیافزاید.

سه خصوصیت را پیغمبر گفتند؛ ۱- دیداری، ۲- گفتاری، ۳- رفتاری.

پدر و مادر باید اسوه حسنه باشند!

اسوه در لغت به معنای مقتدا و پیشوا است. هر محیطی که انسان در آن محیط ساخته می­شود، آنجا برای خودش یک اسوه دارد. در محیط خانوادگی پدر و مادر اسوه­اند. در خانه هم برای فرزند آموزش خوب جا می­افتد. چون هنوز فرزند به آن حدّی که استقلال پیدا بکند، نرسیده است و تحت تکفّل و حمایت آنها است. اگر بخواهیم این مطالب را در قالب قرآنی بریزیم، باید بگوییم: پدر باید اسوه حسنه باشد! مادر باید اسوه حسنه باشد! در چند رابطه؟ در سه رابطه؛ هم دیداری­اش، هم شنیداری­اش، هم گفتاری­ و کرداری­اش. این باید اسوه حسنه باشد.

پیکر و پوشش والدین فرزند را تربیت می­کند

مادر باید اسوه حسنه باشد. همان پیکره ­اش، خودش و تبعاتش؛ هم خودش و هم پوشش او، که نزدیک­ترین تبعه اوست. چه پوشش خودشان، چه پوششی که به تن فرزندشان می­کنند. پوششی را که پدر دارد، بخواهد یا نخواهد، دارد به فرزندش این پوشش را آموزش می­دهد. پوششی که مادر دارد، چه بخواهد و چه نخواهد، دارد از طریق دیداری، آموزش می­دهد.

 1281691578

پوشش والدین، حیا را شکوفا کرده یا سرکوب می­کند.

او به فرزندش حیا، عفاف و پاکدامنی آموزش می­دهد؟ یا سرکوب کردن حیا در درون او را آموزش می­دهد؟ حیا از فطریات است. حیا یک بحث مستقل است. این مطلب را بعداً بحث می­کنم که حیا از فطریات انسان است. آیا دارد شکوفا می کند حیا را در درون فرزند؟ یا دارد این فطرت را در درون او سرکوب می­کند؟ تو کدام یک از اینها را انجام می­دهی؟ بحث اینکه اراده کردی یا نکردی، قصد کردی یا نکردی نیست؛ هیکل­ات را که اینگونه پوشاندی، همین پوشش تو، بخواهی یا نخواهی به بچّه آموزش می­دهد. چه پدر، چه مادر، خودشان و نزدیک­ترین تبعات آنها، یکی پیکره­شان، بعد هم آنچیزی که به پیکره­ شان می­پوشانند، این به بچّه آموزش می­دهد.

پدر و مادر باید این معنا را در نظر داشته باشند که در این رابطۀ دیداری، به نحوی عمل نکنند که آن ودیعۀ الهیّه به نام «حیاء» در درون فرزند سرکوب شود، بلکه باید او را زنده کنند نه اینکه بمیرانند.

تعریف حیاء

حیاء عبارت است از: محصور کردن و انفعال نفس از ارتکاب محرّمات شرعیّه و قبائح عقلیّه وعرفیّه، به جهت اینکه نکوهش نشود.

حیاء یک نوع پوشش برای روح است.  آن وقت این پوشش، در روابط گوناگون قرار می­گیرد. یک وقت در ارتباط با خدا قرار می­گیرد، یک وقت در ارتباط با مخلوق و حتّی یک وقت در ارتباط با خود انسان قرار می­گیرد

روایاتی در گفتار همه انبیاء وجود دارد که «إِذا لَم تَسْتَحِ فَاعْمَلْ ما شِئْتَ»؛[۲] اگر حیاء را از دست دادی آنجاست که دست به هر جنایتی می­زنی. و روایتی از علی(علیه السلام) که می­فرماید: «أَلحَیاءُ یَصُدُّ عَنِ فِعلِ القَبیحِ»[۳]، حیاء است که مانع می­شود انسان دستش آلوده به کار زشت و قبیح شود؛ چه قبحِ شرعی باشد، چه قبح عقلیِ عقلی باشد.

وظیفه پدر ومادر در رشد دادن حیای فرزندان در همه ابعاد

مسئله حیاء در باب تربیت یک نقش زیر بنایی دارد به این معنا که پدر و مادر که به طور معمول و متعارف دو مربّیِ دست اوّل برای انسان­ هستند، اینها آنچه را که باید روی آن دقّت کنند این است که نکند من پرده حیای این بچّه را بدرم، بلکه پردۀ حیای او را حراست و حفاظت و رشد بدهند. نمی­خواهد تو به او حیا بیاموزی نه! سرکوبش نکن، خود او شرم ذاتی دارد. این را رشد­ش بده. چه در بُعد دیداری­ات، چه در بُعد شنیداری­ات، چه در بُعد رفتاری­ات، چه با هیکل­ ات، چه با لباست، چه با لباسش. بالاترین جنایت پدر و مادر در باب تربیت نسبت به فرزند اینجاست که ـ نعوذ بالله ـ در این سه رابطه پرده حیای الهی این بچّه را بدرند. اینکه بچّه هر کاری دل او می­خواهد بکند و هرچه می­خواهد بگوید و هرچه می­خواهد ببیند. لذا در باب تربیت این مسئله را داریم هیچ قابل شبهه هم نیست، که آن هسته مرکزی که کاربرد زیاد دارد در باب تربیت اینجاست.

امر قرآن کریم به اجازه خواستن کودکان نابالغ هنگام ورود به خلوتگاه پدر ومادر 

در باب محیط خانوادگی در ارتباط با اطفال می­روم سراغ آیاتی که در قرآن هست. در سورۀ نور است: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لِیَسْتَأْذِنْکُمُ الَّذینَ مَلَکَتْ أَیْمانُکُمْ وَ الَّذینَ لَمْ یَبْلُغُوُا الْحُلُمَ مِنْکُمْ ثَلاثَ مَرَّاتٍ مِنْ قَبْلِ صَلاهِ الْفَجْرِ وَ حیِنَ تَضَعُونَ ثِیابَکُمْ مِنَ الظَّهیرَهِ وَ مِنْ بَعْدِ صَلاهِ الْعِشاءِ ثَلاثُ عَوْراتٍ لَکُمْ لَیْسَ عَلَیْکُمْ وَ لا عَلَیْهِمْ جُناحٌ بَعْدَهُنَّ طَوَّافُونَ عَلَیْکُمْ بَعْضُکُمْ عَلى‏ بَعْضٍ کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمُ الْآیاتِ وَ اللَّهُ عَلیمٌ حَکیمٌ. وَ إِذَا بَلَغَ الْأَطْفَالُ مِنکُمُ الْحُلُمَ فَلْیَسْتَْذِنُواْ کَمَا اسْتَأذَنَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ ءَایَتِهِ وَ اللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ»[۴]

خطاب به مؤمنین است؛ ای کسانی که ایمان آورده­اید باید مملوک­های شما (چون مملوکات مَحرَم بودند) و کودکان نابالغ شما در سه وقت اجازه وارد شدن بگیرند. یعنی هنگامی که می­خواهند در اتاق­های شما وارد شوند شما را آگاه کنند. منظور کودکان نابالغ است!

 اول: پیش از نماز صبح. دوم: هنگام نیمروز که جامه ­های خویش را می­نهید. سوم: بعد از  نماز عشاء، یعنی وقتی که آماده خواب می­شوید. بعد می­فرماید: «ثَلاثُ عَوْراتٍ لَکُمْ» اینها، سه وقتِ خلوت شماست. «لَیْسَ عَلَیْکُمْ وَ لا عَلَیْهِمْ جُناحٌ بَعْدَهُنَّ»؛ در غیر این سه وقت بر شما و آنها باکی نیست که بدون اجازه و آگاه ساختن، سرزده بر شما وارد شوند. چون آنها و شما با یکدیگر زیاد ارتباط دارید؛ این اشاره به رابطه تنگاتنگِ داخل خانه بین فرزند و پدر و مادر است. در ادامه می­فرماید: خداوند آیات را چنین بیان می­کند، خداوند دانا و حکیم است. آیه بعد: «وَ إِذَا بَلَغَ الْأَطْفَالُ مِنکُمُ الْحُلُمَ» چون کودکان شما به حدّ بلوغ رسیدند، باید مانند دیگران اجازه ورود بگیرند. دیگر  بین آنها و دیگران فرقی نمی­کند.

 سه مطلب را که مربوط به بحث من است می­گویم؛ اول: آیۀ شریفه می­گوید: در سه نوبت فرزندان شما اگر بخواهند در اتاق­های شما وارد شوند کسب اجازه کنند. این که من تعبیر به اتاق می­کنم، به این جهت است که در آیات قبل می­فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُیُوتاً غَیْرَ بُیُوتِکُمْ حَتَّى تَسْتَأنِسُوا وَ تُسَلِّمُوا عَلى‏ أَهْلِها ذلِکُم خَیرٌ لَکُم لَعَلَّکُم تَذَکَّرُونَ[۵]»  که مسئله آگاه ساختن و اجازه گرفتن در وارد شدن است. «حتَّى تَسْتَأنِسُوا وَ تُسَلِّمُوا عَلى‏ أَهْلِها» یعنی شما سرزده وارد نشوید. در آیه «بیت» داریم، بیت آن موقع به اتاق اطلاق می­شده امّا «دار» خانه است که صحن و حیاط دارد.

امر قرآن کریم در این آیات به پدر ومادر است نه فرزندان!

در آیه راجع به ظهر (یعنی در وسط روز) توضیح می­دهد. و بعد از توضیح،  صبح و شب آن را هم می­فهمید، در وسط روز که راجع به ظهر است (« وَ حِینَ تَضَعُونَ ثِیَابَکُم مِّنَ الظَّهِیرَه » این مربوط به ظهر است) چه می­گوید؟

من اینجا یک توضیحی بدهم: این آیات در حجاز نازل شده، و حجاز منطقه حارّه (گرم) است. نیمروز که می­شد وقتی اینها از سر کار برمی­گشتند به خانه­، چون هوا گرم بود چه می­کردند؟ لباس رو را در می ­آوردند و تخفیف می­دانند، گرمشان بود. کأنّه نیمه ­عریان می­شدند.

می­گوید این سه وقت، اوقاتِ خلوت شماست، یعنی صبح قبل از نماز فجر که بلند می­شوی، از کجا بلند می­شوی؟ از داخل بسترت بیرون می­آیی. به تعبیر روز می­گویم: هیچ­وقت ما نشنیدیم کسی با لباس بیرون از منزل بخوابد. موقعی که از خواب بلند می­شوی، از رختخواب می­آیی تو نیمه­ عریانی یعنی لباس خواب تن تو است. بعد از نماز عشاء چه؟ چون آن موقع نماز عشاء را که می­خواندند، می­رفتند در بستر که بخوابند. موقع خواب در لباس تخفیف می­دهند. « ثَلَاثُ عَوْرَاتٍ » بچّه ­های نابالغ­ در این سه موقعیّت اگر بخواهند وارد شوند در اتاقِ شما که خلوتگاه شماست، باید به آنها یاد بدهی و تربیتش کنی که با اجازه و آگاه ساختن شما وارد بشوند. به در بزند و کسب اجازه کند؛ چون تو نیمه­ عریانی و در این حالت شما را نبیند. و علّتِ این امر دریده نشدن حیای فرزندان است .

 

احکام اسلام بر محور حیاست

من مقصدم این بود. ما بسیاری از احکامی که در شریعت داریم چه در بُعد اجتماعی، چه در بُعد فردی بر محور حیاست. در  بُعد اجتماعی و فردی مثال می­زنم:

در  بُعد اجتماعی: شما خیلی می­گویید امربه معروف نهی از منکر، البته این روزها لَق­لَقه زبان شده است ولی عملاً خبری نیست. شوخی هم می­کنند، نمی­خواهم حرف­هایی را بزنم. این پرده ­داری است و پرده­دری در سطح جامعه. اینکه نهی از منکر واجب است برای همین است. می­خواهد پرده ­دری کند در جامعه؛ منکر، پرده ­دری است. جلوی پرده­دری در جامعه را می­خواهد بگیرد، می­گوید نهی از منکر واجب است. چرا؟ چون پرده ­دری است در جامعه، پُررو کردن مردم نسبت به خدا است، حریم الهی را شکستن است، حیای من الله را از بین بردن است، بیاورم در قالب اصطلاح، چون جلسه گذشته گفتم حیاء من الله، حیاء من الخلق، حیاء من النفس. بالاترین حیاء، حیاء من الله است. این می­خواهد پرده­دری کند. لذا اینجا نگاه کنید مسئله این است، دوباره حیاء محوریت دارد، بحث پرده ­داری است و پرده ­دری است.

مثال در بعد فردی: غیبت حرام است. چرا؟ چون پرده­ دری است، عیب دیگران را فاش کردن و بازگو کردن حرام است. این پرده ­دری است. می­گوید حرام است. باید پرده­ دار باشی نه پرده ­در.

 حالا اگر خودش پرده خودش را درید، خودش سوا است می­گوید اینجا دیگر رهایش کن.

« قَالَ رَسوُلُ الله (صلّی الله علیه و آله وسلّم): مَن أَلْقَی جِلْبَابَ الْحَیاءَ فَلا غِیْبَهَ لَهُ[۶]» کسی که خودش پرده حیاء را کنار زد، اینجا غیبت او اشکال ندارد. حتی پیغمبر در روایت «جلباب» یعنی پرده مصرف می­کند. یعنی خودش، خودش را بی­آبرو کرده است. نگاه کنید من به عنوان مثال گفتم، غالب احکام شرعیّه بر محور حیاء است. پرده­ داری واجب و پرده­ دری حرام است.

muslim-mother-daughter

حیا، نخ تسبیح ایمان است

ما روایات بسیاری در این زمینه داریم که رابطه بین حیا و ایمان را مطرح می­کند. یک روایتی را هم من اشاره کردم که از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که: « لا ایمانَ لِمَن لا حَیاءَ لَه[۷]» کسی که حیا ندارد، ایمان ندارد.

اصلاً به طور کلی، حضرت ایمان را کأنه برحیاء استوار می­کند. در این ­باره ما در روایاتمان مثلاً از امام باقر (علیه السلام) داریم که فرمود: «أَلحَیاءُ وَ الایمانُ مَقرونانِ فی قَرَنٍ وَ أِذا ذَهَبَ أَحَدُهُما تَبِعَهُ صاحِبُهُ[۸]» حیا و ایمان دو همراه هستند که هرگاه یکی از آنها برود دیگری بدنبالش خواهد رفت.

یعنی حیا و ایمان به تعبیری با یک نخ، به هم پیوند دارند؛ مثل بند تسبیح که دانه­ ها را به همدیگر متصل کرده ­است. اینها تمام، جنبه­ های کنایی دارد و زیبا هم هست. اگر این پرده­ ی حیا دریده شود، دین هم رفته است. مطمئن باشید!

علی (علیه السلام) «الایِمانُ و الحَیاءُ مَقرُونَان فی قَرَنٍ وَ لا یَفتَرِقانِ[۹]» حیا و ایمان دو همراهند که از یکدیگر جدا نمی­شوند.اگر حیا برود، دین هم می­رود؛ حتی اعتقادات

هشدار؟! نه، اعلام خطر!

اما مطلب دوم، ما راجع به فرزند یک دستور داریم که من اول روایت را می­خوانم بعد توضیح میدهم. «عن جعفر بن محمد، عن ابیه، عَن آبائِه (علیهم السلام) قال: قال رسول الله (صلّی الله علیه و آله و سلّم): أَلصَّبی وَ الصَّبی وَ الصَّبی وَ الصَّبیَّه وَ الصَّبیَّه وَ الصَّبیَّه یُفَرَّقُ بَینَهُم فِی المَضاجِع لِعَشرِ سِنینَ[۱۰]» از امام صادق نقل شده که حضرت از پدرشان و ایشان از پدرانشان نقل کردند که پیامبر اکرم فرمودند: پسر بچه! پسر بچه! پسر بچه! دختر بچه! دختر بچه! دختر بچه! وقتی به ده­ سالگی رسیدند جایشان باید از همدیگر جدا شود.

فرمود: پسر بچه! پسر بچه! پسر بچه! بعد از آن، دختر بچه! دختر بچه! دختر بچه! خیلی مهم است که هرکدام را سه بار گفتند. رسول خدا چه می­خواهند بگویند؟ بین بسترهای این­ها فاصله بیندازید، وقتی به ده سالگی رسیدند! یعنی دو پسربچه­ ی ده ساله را در یک بستر نخوابانید! دو دختر بچه که ده ساله شدند را در یک بستر نخوابانید! دقت کنید اول می­فرماید: پسرها را! بعد می­گوید دخترها را در این سن جدا کنید! این تکرار خیلی روشن و گویاست. اگر بخواهیم ضعیفش کنیم، بخاطر این است که حضرت می­خواهد هشدار بدهد. اگر بخواهیم با انصاف­تر برخورد کنیم، باید بگوییم: دارد اعلام خطر میکند!

جهت این است که وقتی بچّه به این سن می­رسد، ممیّز می­شود. ده سالگی­ سنّی است که بچّه در آن غالباً ممیّز می­شود، تمیز می­دهد. این رابطه تنگاتنگ ممکن است به پرده­ داری­اش ضربه بزند و در نتییجه به پاکدامنی­ اش سرایت کند.ریشه­ ی پاکدامنی حیاست.

 

[۱] . وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۲۳

[۲] . بحارالانوار، جلد ۶۸، صفحه ۳۳۳

[۳] . غرر الحکم، صفحه ۲۵۷، روایت ۵۴۵۴

[۴] . سوره مبارکه نور، آیات ۵۸-۵۹

[۵] . سوره مبارکه نور، آیه ۲۷

[۶] . مستدرک الوسائل، جلد ۸، صفحه ۴۶۱

[۷] . اصول کافی، ج ۲، ص ۱۰۶

[۸] . همان

[۹] . غررالحکم، ص ۲۵۶

[۱۰] . وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۲۳۱

۲۹
فروردین ۱۳۹۲
مادربانو
دسته‌ها Slider تربیت
دیدگاه‌ها ۵ دیدگاه

یک پاسخ برای : 5

  1. رباب گفته:

    خدا آقا مجتبی را رحمت کند. و شما رو هم خیر بده انشاالله.

  2. اعظم بانو گفته:

    خیلی خوب است که حیاهای مذموم هم به کودکانمان و صد البته اول به خودمان یاد بدهیم

    ۱٫ حیاء در «سؤال کردن»
    ۲٫ حیاء در گفتن «نمی‎دانم»
    ۳٫ حیاء در «گفتن سخن حق»
    ….

    در پناه خدا

  3. اعظم بانو گفته:

    البته این بحث حیا یک بحث کلی است . یک قسمت خیلی مهم آن حیا در پوشش است .
    حاج آقا در یک لسله مباحث جداگانه هم در مورد حیا سخنرانی داشته اند .
    در آنجا مبحثی را مطرح می کنند که حیا کل دین است و اگر کسی حیا داشته باشد (همه جانبه ) از ارتکاب هر گونه گناهی “حیا” می کند .
    تا آنجا که “معصوم “حتی از تصور گناه هم حیا می کند این در حالیست که ما ممکن است در عمل از کاری حیا کنیم ولی در تصور حتی “کیف” بکنیم . مثلا تصور از شهوت یا خشم . که مثلا در جایی حال کسی رو بگیریم و نهایت خشم خودمون رو ابراز کنیم و یا …..
    و در واقع حیا را زیر بنای دین عنوان می کنند و بسیار خوب به این مبحث می پردازند .

    لینک مباحث حیا را می توانید از اینجا دانلود کنید .
    http://www.mojtabatehrani.ir/fa/type/7?&p=7

    کسی که به طور مداوم خود را در محضر خداوند ببیند و بداند که هر آن و هر لحظه خداوند او را می بیند از ارتکاب هر گونه کاری که مخالف دستورهای خداوند است ابا می کند ، حتی در مرحله فکر که خداوند بر ذهن و قلب او هم محیط است .
    در واقع حیا عامل بازدارنده از نافرمانی در مقابل خداوند است .

    در پناه خدا

  4. مامان نی نی گفته:

    واقعا مفید بود.
    فکر می کنم توی خیلی از خونواده ها حیا رعایت نمیشه. چه خوب که بهش اشاره کردین.

  5. ممنونم مثل همیشه بسیار عالی بود
    خدا به شما اجر زیاد بده

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>