بانو جان نفس کشیدن در هوای رفتنتان درد دارد، خیلی…

متواضعانه و درد آلود سلام می دهم، به تربتی که لایق زیارتش نیستم

نویسنده: الهام خدنگ

.

1384432782

بانویِ لحظه های همیشه ی مولا

نامتان که بر زبان می رود، خورشیدِ غربتِ مدینه از مشرقِ غصه ها طلوع می کند،هوایِ دل هایمان حزن آلود می وزد و شیعه می ماند و زخم به بار نشسته ای که التیام نمی خواهد، که التیام نمی شناسد…

سلامتان که می گوییم، راهِ نفسمان می گیرد و دلمان شاکی و غمزده هروله می کند بین صفای دلِ شما و مروه ی مولای مشترکمان

بانوی آب و آیینه و  آفتاب

دلم مدینه می خواهد … غربت اُخت گرفته در گرگ و میشُ طلوعِ صبح گاهش را …

بین الحرمین شما و رسول مهریانی ها

بی مُهر و  ادعیه و کتاب

دو زانو بنشینم و  نگاهم را بدوزم به صبحی که از خاک بقیع طلوع می کند

هوا هوا می شود و قتی صدایِ پایِ پسر عم پدرتان در جستجوی شما ، در فضا می پیچد

هوا هوا می شود وقتی پسرتان برای سلام به تربتتان همین حوالی می آید و می ماند و عاشقانه می خواند

و من که همچنان دو زانو تمامِ سنگینیِ سرم را رها می کنم بر حریمِ امن رسول خدا

 اشکی که غُل می زند و قِل می خورد بر پهنای صورتی که شرمنده ی گناه های صاحبش مات و مبهوت مانده است

بانو جان … نفس کشیدن  در هوای رفتنتان درد دارد ، دردی مثال نزدنی … زخم می کارد و  سیلی می زند

زندگی در روزهای کوچِتان ، کوچکمان می کند و حزنِ سنگینی می نشاند به دلمان که به این راحتی سبک شدنی نیست …

چه کنیم با غمی که بر شانه های زینبت است … بر غربتی که حسنت قریبش می ماند، کربلایی که انتظار قدوم حسینت را می کشد …

1_fatemiye-1

بانو جانم

متواضعانه و درد آلود سلام می دهم

 به تربتتی که لایق زیارتش نیستم

به عصمتی که  هم آغاز است و هم پایان

به شما … به پدر گرانقدرتان … به همسفر هر دو جهانتان… به سلاله ی پاکتان از  اولین تا امام عصر خودمان

بانو جان برایمان دعا بفرمایید… زیاد

۲۴
فروردین ۱۳۹۲
مادربانو
دیدگاه‌ها ۴ دیدگاه
برچسب‌ها

یک پاسخ برای : 4

  1. مهدی میثاقی نژاد گفته:

    عالی بود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>