ظرافت هایی در باب تربیت (۱)

فراهم کردن غذا و لباس­های زیبا، نمره بیست آوردن و دانشگاه فرستادن هدف از پرورش فرزند نیست. بلکه هدف پرورش عقل، دوری از ناپسندی­ ها و رسیدن به تقوا و بندگی، هنر، حیا، فرهنگ سعی و تلاش، شناخت و توجه به نیازهای خود و دیگران و تقویت عبادت، تقوا و بندگی است

نویسنده: مریم ادیب – کارشناس ارشد و مدرس مهارت های تربیت دینی

bbh

رهبر عزیزمان فرمودند لازم است سبک زندگی خود را اصلاح کنیم. یکی از توصیه­ های ایشان در خصوص ازدیاد نسل است.

حال برای اینکه بتوانیم فرزندان بیشتر و بهتری داشته باشیم، چه باید بکنیم و تشویق ایشان برای افزایش نسل، همراه با چه دقت ­های ظریفی است؟

لطفا در این پرسش­ها اندیشه کنید که:

آیا والدین نسبت به خوب یا بد شدن فرزندان ، « مکلف و مسئول » هستند ؟

اگر ما به « بهانه­ ی » اینکه این ملاحظات را نداریم پس فرزند نمی آوریم، مأجوریم ؟

اگر ملاحظات « قبل از تولد فرزند » از جمله­ ی « تکالیف » انسان است پس ما مأمور به وظیفه­ ایم یا نتیجه؟

آیا از نظر اسلام « جلوگیری از فرزند دار شدن و عقیم سازی»، جز در زمان تهدید سلامتی مادر مجاز است ؟

آیا حضرت نوح اگر پسرش را به دنیا نمی آورد بهتر بود یا والدین فقط نسبت به انجام وظیفه خود مکلف هستند ؟

چرا یک زن روستایی پاک و زلال بدون استفاده از کتاب­ های روانشناسی و با حفظ پاکی و طهارت خود، با همسرداری شایسته و عمل به واجباتش می­تواند بهترین فرزندان را پرورش دهد؟

چرا انیشتین در کتاب « حاصل عمر » خود می گوید: این ایراد به ما نخبگان جامعه وارد است که «خودمان را تکثیر» نکرده­ ایم؟

آیا در سراسر دنیا خانواده­ های پر بچه مشکلاتشان از خانواده های تک فرزند و کم فرزند بیشتر است یا کمتر ؟

آیا با عادت زدگی­ می­توان به زندگی مطلوب­ رسید یا با تغییر پذیری و حرکت در مسیرهای بهتر؟

————————-

حال از خود بپرسیم که پیامبر اکرم  به جمعیت چه نوع مسلمانانی مباهات می­کنند و چه مراعات­ هایی همراه با  تشویق برای فرزند آوری لازم است؟

  • کسانی که اهل تکریم و ادب­اند. تحقیر، شرافت نمی ­دهد. خرد کردن، رشد نمی­ دهد. تهدید، انگیزه نمی­ آورد. فرق است بین اینکه کسی خودش بیفتد و از اشتباهش درس بگیرد یا اینکه مربی او را هل بدهد. نرم­ خویی، خوش زبانی و پرهیز از رفتارهای تحقیرکننده و خشونت­ آمیز از خصوصیات اولیه­ ی پدر و مادر موفق است.

کسی که متناسب با روشهای تربیت حیوانات برخورد می­ کند، نمی ­تواند انتظار آدم شدن از کسی داشته باشد.  امیرالمؤمنین (u) می ­فرمایند: إِنَّ الْعَاقِلَ یَتَّعِظُ بِالْأَدَبِ‏ وَ الْبَهَائِمَ‏ لَا تَتَّعِظُ إِلَّا بِالضَّرْبِ[۱]، انسان عاقل با ادب پند می­ پذیرد و چهارپایان جز با زدن، متنبه نمی شوند.

به جای اینکه با عتاب و شدت با کودکان معصوم و بی دفاع برخورد کنیم، به جای اینکه مکرر بگوییم، برو توی اتاقت چرا اینجا ایستاده­ای؟ می توان مکرر گفت: «چقدر دوستتان دارم، چقدر از دیدنتان لذت می­برم، عزیزان خوب من.» این نوع بیان با همسر و فرزندان آنها را سرشار از عواطف مثبت و امید میکند. چون:

مَنْ کَرُمَتْ عَلَیْهِ نَفْسُه ُ‌هانَتْ عَلَیْهِ شَهْوَتُه. هر که خود را ارزشمند یافت، پستی­ ها و امیال غیر صحیح، در نظرش خوار می‌شود.[۲] علی

  • آنان که دختران را گرامی می دارند و با خانم ها با لطف و بزرگواری رفتار می ­کنند. به پسرها هم باید محبت کرد و به تمامی فرزندان اهمیت داد، نه اینکه با تبعیض و تفاوت به آنکه زیباتر، خوش بیان تر یا کوچکتر است توجه کنیم.

اما پیامبر عزیزمان  فرموده ­اند: خیرکم خیرکم لنسائه و لبناته، بهترین شما کسى است که براى زنان و دختران خود بهتر باشد.[۳]

برخورد شایسته با زنان و دختران ملاکی برای خانواده قابل قبول پیامبر است، چون ایشان فرمودند: ما أکرم‏ النّساء إلّا کریم و لا أهانهنّ إلّا لئیم. جز انسان­های بزرگ زنان را گرامى ندارند و جز فرومایگان آنها را بی حرمتی نکنند.[۴]

 متاسفانه کم بودن تعداد بچه ­ها از یک­سو و کمبود حضور پدر در خانه باعث شده است که مادرها گاه زیاده از حد به پسرها توجه کنند، لذا هم باعث مشکلات بین فرزندان شوند و هم شاهد پسرهای بی­ مسئولیتی باشیم که نمی توانند مردهای پشتیبان شایسته­ ای برای یک خانواده باشند.

آن حضرت درباره تقسیم هدایا فرمودند: هدیه را اول به دختران وسپس به پسران بدهید. هرکس، دختربچه­ ی خود را خوشحال کند، پاداش آزاد کردن بنده‌ای از فرزندان اسماعیل را دارد و آنکه پسر بچه ­اش را خوشحال کند، مانند کسی است که از خوف خدا گریسته باشد و پاداش چنین فردی، بهشت ­برین است.[۵] همچنین اینکه: از حقوقی که فرزند بر پدر خود دارد این است که مادر وی را احترام کند.

چقدر جالب است اگر زنان حرمت هم را حفظ کنند و قدر خود را بدانند و عروس و مادر شوهر و جاری و … حامی یکدیگر باشند، می­ توانند حرمت یکدیگر را ارج نهاده و باعث بالا رفتن شأن و احترام زن باشند.

اگر زن بداند که قرار است از دامن او رِجالی به قرب الهی برسند که : لا تُلْهیهِمْ تِجارَهٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاهِ وَ إیتاءِ الزَّکاهِ …(۳۷، سوره مبارکه نور) عظمت جایگاه زن و نزدیک بودن مرتبه او نسبت به مرد، به خداوند را درک و استفاده می­کند.

  • کسانی که هدف از زندگی را بشناسند. آیا کار و خرید و پختن و جمع کردن و شستن و نگرانی برای قسط و قرض و قبض آب و برق، هدف از زندگی انسان است؟ یا اینها همه عوارض و مشغله ­­های حاشیه­ ای در زندگی دنیاست؟ اگر امیرالمؤمنین u فرموده ­اند: عَلَیْکَ بِالْآخِرَهِ تَأْتِکَ الدُّنْیَا صَاغِرَه، تو آخرتت را مراقب باش، دنیا خودش ذلیلانه پیش تو می ­آید[۶]، پس اعتماد به روزی رسانی خداوند و مطالعه و شناخت قوانین اساسی خلقت، نشانه زنده بودن عقل و دانایی انسان است. کسانی که در تند باد روزمرگی­های زندگی گم شده­ اند و با هوس و تمایل شخصی و دنیا طلبی را محور برنامه ­های خود قرار داده ­اند، که شادی­ اندک و تأسف بسیار دارند، فرصت­ های گرانبهایی را برای استفاده از زندگی از دست می­ دهند. روح حاکم بر زندگی انسان در تصمیم ­ها و برنامه ­ریزی­ها و ساختن شخصیت اعضای آن مؤثر خواهد بود.

فراهم کردن غذا و لباس­های زیبا، نمره بیست آوردن و دانشگاه فرستادن هدف از پرورش فرزند نیست. بلکه هدف پرورش عقل، دوری از ناپسندی­ ها و رسیدن به تقوا و بندگی، هنر، حیا، فرهنگ سعی و تلاش، شناخت و توجه به نیازهای خود و دیگران و تقویت عبادت، تقوا و بندگی است. پرورش استعدادهای شایسته انسانی را می­ توان با دقت و تأمل در قرآن و روایات ائمه معصومین آموخت.

  • خانواده متعادلی که اعضای آن در بحرانها و ناکامی ها به دنبال مقصر نیستند بلکه با افزایش حمایت خود از یکدیگر، مشکلات را افزایش نداده و راه­ حل­های مفید پیدا می کنند. برای آنان احترام شأن یک انسان از اهمیت یک ظرفی که شکست، از یک جمله­ ای که اشتباه شد و یا یک مشکل و مسئله بیشتر است. الْإِفْرَاطُ فِی الْمَلَامَهِ یَشُبُّ نِیرَانَ اللَّجَاجِ، زیاده‏روى در ملامت آتش لجاجت را برافروزد.[۷] نامه امیرالمؤمنین به فرزندشان امام حسن علیهما السلام
  • آنجا که مادری هنرمند و با محبت و پدری حمایت گر و بااخلاق به پیوندی گرم و شیرین رسیده ­اند. آنجا که کودکی می ­گوید: «مامانم را دوست دارم چون بهم محبت می­ کنه و بابام را دوست دارم چون باهام کشتی می گیره، خانه ­مان را دوست دارم چون توی خانه بابا و مامانم با هم مهربونند.» چه خوب است که مادران و زنان، گرم و نرم و مهربان باشند و زن و شوهر با ابراز عشق و احترام با انواع رفتارها و کلمات زیبا به یکدیگر و تقویت روابط گرم خود، زندگی خوبی را در دنیا و اخرتشان رقم بزنند. در سطح رابطه عاطفی بالا، همه اتفاقات خوب رقم می­ خورد، رزق و روزی برکت می­ کند و مشکلات کمرنگ می ­شوند.
  • اجازه گرفتن از اولین اصولی است که باید والدین، حتی به فرزند نابالغ آموزش دهند.

یا أَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لِیَسْتَذِنکُمُ الَّذِینَ مَلَکَتْ أَیْمَانُکمُ‏ْ وَ الَّذِینَ لَمْ یَبْلُغُواْ الحْلُمَ مِنکمُ‏ْ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ  مِّن قَبْلِ صَلَوهِ الْفَجْرِ وَ حِینَ تَضَعُونَ ثِیَابَکُم مِّنَ الظَّهِیرَهِ وَ مِن بَعْدِ صَلَوهِ الْعِشَاءِ ثَلَاثُ عَوْرَاتٍ لَّکُمْ…[۸] اى کسانى که ایمان آورده‏ اید! غلامان شما، و همچنین کودکانتان که به حدّ بلوغ نرسیده‏ اند، در سه وقت باید از شما اجازه بگیرند: پیش از نماز صبح، و نیمروز هنگامى که لباسهاى (معمولى) خود را بیرون مى‏ آورید، و بعد از نماز عشا این سه وقت خصوصى براى شماست (۵۸، سوره مبارکه نور) این حقی است برای والدین و نیازی است برای ادب فرزندان چه کوچک و چه بزرگ. اگر والدین حیای اضافه به خرج بدهند و بخاطر وجود فرزندان، ارتباطات خود را کمرنگ سازند، ظلمی در حق خود کرده و نتایج آن سردی و بی رغبتی شدید همسران به یکدیگر و عدم تأمین نیازهای عاطفی و جسمی هر دو خواهد بود. با آموزش اجازه از ابتدا به طفل خردسال و ایجاد حریم و حدود برای والدین، هم حقوق همسران ادا شده، هم امکان برخورد فرزند با مسائلی که نباید بداند و بفهمد به صفر خواهد رسید. آموزش اجازه  و مفهوم «اِذن» زمینه ساز پیروی و اطاعت از والدین و سپس مرجع و رهبر جامعه اسلامی خواهد بود.

اگر والدین برای هر کاری که می­کنند یا نمی­ کنند، از عقل و شرع اجازه­ بگیرند و با همراهی فرزندان، سؤالات خود را از اهل علم و معرفت و فقاهت بپرسند و از عباراتی مثل: «دست خودم نبود، خوشم میاد، پیش آمد، دوست داشتم و …» استفاده نکنند، الگوی مؤثری خواهند بود. لذا می­توانند به جای امر و نهی و آموزش مداوم، به فرزندانشان پیشنهاد کنند که از مراجع و اساتید فن اجازه بگیرند که چه موسیقی را گوش دهند، به چه مهمانی بروند، چه ارتباطاتی داشته باشد، و برای آشنایی ­های قبل از ازدواجشان به چه صورت اقدام کنند.

  • خانواده سالم و متعهد اهل نماز و پوشش شایسته هستند. نه خودشان در این زمینه کوتاهی می­ کنند و نه با سهل انگاری در پرورش فرزندان باعث از دست رفتن نمازهای او و توهین به پوشش شایسته و لازم برای او می ­شوند. کسانی که در جامعه دست به انواع بی­ حیایی می­زنند، اگر از ابتدا پوشش بلند، مناسب و خوبی به آنها ارائه می ­شد، اگر برای لباس عوض کردن به جایی که کسی نبیند راهنمایی می­ شدند، اگر شاهد لباس­های نیمه عریان بزرگترها و حتی لخت شدن فرزندان کوچکتر نبودند، حیای فطری و خدادادی خود را حفظ می­کردند. یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلیکُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَهُ عَلَیْها مَلائِکَهٌ غِلاظٌ شِداداً…[۹] اى کسانى که ایمان آورده ‏اید خود و خانواده خویش را از آتشى که هیزم آن انسانها و سنگهاست نگه دارید، آتشى که فرشتگانى بر آن گمارده شده که خشن و سختگیرند (۶۶، سوره مبارکه تحریم)

جبرئیل بر آدم نازل شد و حیاء و عقل و ایمان را با خود آورده بود، به آدم گفت: خدایت سلام می رساند و مى ‏فرماید: از این سه خصلت یکى را انتخاب کن؟ آدم عقل را انتخاب کرد، جبرئیل به ایمان و حیاء گفت: بروید، گفتند: خداوند به ما دستور داده که از عقل جدا نشویم.[۱۰]


[۱] غرر الحکم و درر الکلم، حکمت ۴۷۷

[۲] نهج البلاغه، حکمت۴۴۹

[۳]  نهج الفصاحه ، ص ۴۷۳

[۴] نهج الفصاحه (مجموعه کلمات قصار حضرت رسول صلى الله علیه و آله)، ص ۴۷۳

[۵] سنن ابن­ماجه، ج۲، ص۱۳۰۲

[۶] غرر الحکم و درر الکلم، حکمت ۲۶۰۳

[۷] تحف العقول، النص، ص ۸۴

[۸]  اى کسانى که ایمان آورده ‏اید، بردگان شما، و همچنین کودکانتان که به حدّ بلوغ نرسیده‏اند، در سه وقت باید از شما اجازه بگیرند: پیش از نماز صبح، و نیمروز هنگامى که لباسهاى (معمولى) خود را بیرون مى‏آورید، و بعد از نماز عشا این سه وقت خصوصى براى شماست امّا بعد از این سه وقت، گناهى بر شما و بر آنان نیست (که بدون اذن وارد شوند) و بر گرد یکدیگر بگردید (و با صفا و صمیمیّت به یکدیگر خدمت نمایید). این گونه خداوند آیات را براى شما بیان مى‏کند، و خداوند دانا و حکیم است.

[۹] اى کسانى که ایمان آورده‏ اید، خود و خانواده خویش را از آتشى که هیزم آن انسانها و سنگهاست نگه دارید آتشى که فرشتگانى بر آن گمارده شده که خشن و سخت­گیرند و هرگز فرمان خدا را مخالفت نمى‏کنند و آنچه را فرمان داده شده‏اند (به طور کامل) اجرا مى‏نمایند.

[۱۰]  ارشاد القلوب،‌ترجمه سلگى، ج‏۱، ص ۲۸۷

۱۷
فروردین ۱۳۹۲
مادربانو
دسته‌ها تربیت
دیدگاه‌ها ۲ دیدگاه

یک پاسخ برای : 2

  1. یحیی خاتمی جو گفته:

    استفاده کردیم، بسیار عالی بود، مشتاقیم از نظرات خوبتون هرچه بیشتر استفاده نمائیم، مرسی.

  2. من خیلی خوشم اومد از این مقاله و جواب خیلی از سوالهام رو توی پیدا کردم
    صمیمانه تشکر می کنم
    نکته های ظریف و مهمی توش بود و من خیلی بهره بردم از این مقاله

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>