لالایی ….

موبایلی که حافظه ی چند گیگا بایتی اش پر از لالایی های جور واجور باشد.

madar-o-farzand

 

آن روزها مادرم موبایل نداشت (هنوز هم ندارد) .موبایلی که حافظه ی چند گیگا بایتی اش پر از لالایی های جور واجور باشد.

آن روزها کاست آهنگ های کودکانه و سی دی هایی که تویشان پر از خاله ها و عموهای قصه گو باشد هم نبود!

آن روزها…

مادرم بغلم می کرد (و گاهی هم با چادر به پشتش می بست که می گوید این را بیشتر دوست داشتم) و توی اتاق راه می رفت و برایم لالایی می خواند…

لالایی هایش گاهی حتی شعر هم نداشت…کلمه هم نداشت…

فقط تکرار مدام لالایی لالایی بود…

ومن هنوز هم که هنوز است

وقتی خسته ام و کم می آورم و نفس ندارم،

جایی در ناخودآگاه خاطره ام

صدای آرام کسی را ، مادری را می شنوم که لالایی می خواند…

لالایی های بی شعر…

لالایی های بی کلمه … .

منبع : طهورا

 

۲۷
اسفند ۱۳۹۱
مادربانو
دسته‌ها کوتاه نوشته ها
دیدگاه‌ها ۲ دیدگاه
برچسب‌ها

٬

یک پاسخ برای : 2

  1. زینب سادات گفته:

    راست می گی

  2. الی مامان گفته:

    توی گوشم پیچید
    لالای لای لای لالای لای لای
    لالای لای لای لالای لای لای
    راوی مادر بزرگم بود …
    آن همه کار بدون تکنولوژی
    آن همه آرامش….
    کجای چرخمان سخت می چرخد؟؟؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>