میم مثل مادر

تو عکسش را هم داری! زیباترین عکس رنگی ست که تا به حال دیده ای! مادر شده ای! مادر

نویسنده: زینب سادات موسوی

جواب آزمایشت را گرفته ای ! بی قراری و مضطرب …. کاغذ را از توی پاکت در میاوری ! نگاهش میکنی !

ــ positive

سرت را میبری سمت خدا ! تا نهایت آسمان را نگاه میکنی ! نمیدانی  که او  از تو به او نزدیک تر است ! به او یی که هنوز هیچ نشده ، شده همه چیزت ! همه ی زندگی ات ! مادر شده ای ! مادر !

دوباره پاکت دیگری به دستت میدهند ! با شوق بازش میکنی ! مضطرب نیستی ! خوشحالی ! همسرت حواسش به رانندگی ست ! با اشتیاقی کودکانه عکس مبهم و سیاه و سفیدی را که ضمیمه شده به برگه ای سفید رنگ نشانش میدهی ! با خنده میگویی : نگا کن ، نگا کن ! عکس شو ببین ! چه خوشکله ! همسرت لبخند میزند ! بعد با صدای بلند میخوانی :

حاملگی با یک جنین زنده ، دارای حرکات و ضربان قلب طبیعی …

رشد BPD , CRL , …..

سن حاملگی ….

مایع آمینوتیک

پلاسنتا

دوباره به عکس درهم و برهم نگاه میکنی ! تمام رنگهای طیف سیاه تا سفید برایت معنا پیدا میکنند ! زیباترین عکس رنگی ست که تا به حال دیده ای !!! عکس را به سینه میچسبانی و به روبرو نگاه میکنی ! لبخند میزنی ! لبخند همسرت خیلی وقت است که محو شده است ! ولی تو دلت میخواهد تا آخر دنیا لبخند بزنی ! مادر شده ای ! مادر!

باز هم پاکت دیگری به دستت میدهند ! لبخند بر چهره ات ماسیده ! مضطربی ! خیلی بیش از دفعه ی اول ! پاکت را باز نمیکنی ! تا وقت نوبت بعدی که برسد تمام هستی ات میخواهد از حلقومت خارج شود ! کابوس رهایت نمیکند ! روز موعود فرا میرسد ! قدم هایت لرزان است ! میدانی چه بر سرت آمده ولی باید یک نفر با صدای بلند از خواب بیدارت کند تا اشکت سرازیر شود ! تا بغض انقدر حنجره ات را بفشارد که سوزش چنگالش چشمانت را بسوزاند ! دکتر نگاهت میکند ! فقط میگوید : علتش مشخص نیست دخترم ! توکل کن به خدا ! انشالله چند ماه دیگه دوباره ………….

ولی تو مادر شده ای ! مادر ! این برگه ها سندهای خوبی هستند که مادر بودنت را به رخ دنیا بکشی ! تو عکسش را هم داری !

تو حتی نمیدانی این اویی که تا دیروز بود و امروز نیست دختر بود یا پسر ؟ موهایش فر بود یا لخت !چشمانش ریز بود یا درشت ! رنگی بود یا مشکی ! نمیدانی چه وقت ! چه روز ! در چه ساعتی قرار بود او را در آغوش بگیری و به همه نشانش بدهی ! تو مادر شده بودی ! اگر نه پس این کاغذها چه میگویند !؟

تمام ؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟

چند نفر از خوانندگان این جا غم از دست دادن فرزند را به دوش میکشند !؟

من غمشان را لمس میکنم ! نیازی نیست روزها و شب های آنها را گذرانده باشم تا بفهمم چه میکشند ! کافی ست مادر باشی ! کافی ست طفلی قریب به ۹ ماه در بند بند وجودت رشد کرده باشد ، با اندام کوچکش ضربه هایی زده باشد که قند در دل و جانت آب بشود ! صدای ضربان قلبش را شنیده باشی و احساس کنی این موسیقی خداوند فقط برای تو نواخته شده است !

من پدرها را درک نمیکنم ولی مادرها را به خوبی میفهمم ! وقتی ضربه های کند و ضعیف نبض مانندی را در وجودت حس میکنی و دلت میخواهد همسرت را در این خوشبختی شریک کنی ، وقتی ساعت ها منتظر میمانی تا طفلک چند ماهه ات شیطنت هایش را آغاز کند و تو با عشق میخواهی واسطه ی پدر و فرزند باشی ، وقتی سعی میکنی دست پدر را طوری روی شکمت بگذاری تا بتواند وجود فرزندش را از زیر پوست تو احساس کند ! یعنی که تو مادر شده ای ! مادر !

 چه کسی خواست که من و تو مادر باشیم ؟! چه کسی اگر بخواهد و اراده کند میتواند مرا و تو را از این منصب بردارد ! تو خوب میدانی که لحظه ی حیات و ممات ما به دست اوست ! پس به چشمان بارانی ات بگو وقتی این نوشته ها را میخوانند و میبارند به قلبت بگویند اینقدر آه نکشد ! اینقدر دنیا را نسوزاند ! به قلبت بگویند به آهش بگوید برای من هم دعا کند ، و برای تو ! شاید تو بیش از من در مقام مادر بودن هستی ! شاید دعایت و آهت مادرانه تر باشد !

برای من هم دعا کن !

۱۲
اسفند ۱۳۹۱
مادربانو
دیدگاه‌ها ۱۰ دیدگاه

یک پاسخ برای : 10

  1. زهرا گفته:

    طعم تلخ و شیرینش را من هم چشیده ام،تلخ به خاطر از دست دادن فرزندو شیرین به خاطر نگاه خداوند که گاهی بیشتر حسش میکنی.و حالا من دوباره منتظر معجزه ای هستم از طرف خداوند و محتاج دعای دوستان

  2. m.gh گفته:

    چقدر زیبا نوشتی / چقدر آروم شدم وقتی خوندم :
    اگر با من نبودش هیچ میلی
    چرا ظرف مرا بشکست لیلی

    .. خدایااا یعنی من هم ؟؟!!‌ لایق این ها هستم ؟؟!!‌

    خدایا به همه ی مادرانی که داغ فرزند دیده اند صبـــــــر کردن رو یاد بده …… چه جنین بوده باشه چه شش ماهه چه ده ماهه چه ۴ روزه ! …..

  3. مامانک گفته:

    مطلب خیلی تاثیر گذاری بود خیلی هم هنر مندانه نوشتین ولی جگرم سوخت و از سوزشش اشکم سرازیر شد وهمین لحظه لحظه دعاست …………….. آمین
    یا علی .

  4. سعیده گفته:

    شاید همه با هم موافق باشیم که زیباترین کلمه دنیا مادر است ولی من که یک مادرم میگم زیباترین کلمه دنیا فرزند یک مادر است.
    من هم دعا میکنم برای تمام مادرانی که فرزند دارند سالم و صالح باشند آن دسته از مادرانی که فرزند ندارند خداوند با عنایتش برایشان فرزندان سالم و صالح قار بده. آمین.

  5. صنم گفته:

    شرایط سختیست. تجربه نکرده ام. اما کمی قابل درک است.
    اما
    .
    .
    .
    اگر با من نبودش هیچ میلی
    چرا ظرف مرا بشکست لیلی

  6. آسمان گفته:

    امیدوارم هیچ مادری تجربه تلخ از دست دادن دانه ی درونش را نچشیده باشد سخت است سخت … الان که قریب به ۷ ماه است باردارم می توانم بهتر نوشته ات را لمس کنم
    خدایا چقدر بزرگی …و چه معجزه ای در درون زنها به پا می کنی … مادر شدن

  7. بی نام گفته:

    مطلب تاثیرگذاری بود منم فرزند ۱۰ ماه خودمو از دست دادم ۳ ماه بیشتر تو بیمارستان بودم نه که بهحکمت خدا شک کنم نه ، خدارو شاکرم از این نظر که نذاشت فرزندم بیشتر از این زجر بکشه ولی به خود خدا قسم هنوزم جای خالیش اشکای منو وهمسرمو سرازیر میکنه .تاکسی فرزند ازدست نداده باشه حال دیگران را درک نمی کنه . از خدا می خوام به همه مادرانی که فرزند از دست دادن صبر بده و به همه مادرانی که بچه دار نمی شن فرزند سالم و صالح .و به همه میگن خداوند هیچ کاریش بی حکمت نیست چه ندادنش و چه گرفتنش همیشه شاکرش باشیم

  8. الی مامان گفته:

    اگر موثر باشد …
    دعا می کنم برای تو که آرامشت مستدام شود …
    و برای خودم که جنس ایمانت نصیبم گردد

  9. sareh گفته:

    سلام.

    از تاسیس چنین فضای با سبک و نگاه الهی ممنونم.

    توصیفتون عالی بود فقط تیکه آخرش دل آدم بدجوری….
    موفق باشید

  10. مرجان گفته:

    خیلی زیبا توصیف کردی.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>