انسان در مسیر زندگی

آنچه بسیار به دل می نشیند آن است که هنگام مطالعه کتاب به هیچ وجه این احساس که” داری روان شناسیِ رشد می خوانی ” به انسان دست نمی دهد. مطالب همراه با شوخ طبعیِ لطیفی ابراز شده است. کلام گوینده که به نوشتار مبدل شده لبریز از صداقت است و پرواضح، که صمیمانه بر دل می نشیند.

shop.netshahr.com--isbn-978-964-6834-01-6-31

کتاب ” انسان در مسیر زندگی ” نوشته آقای دکتر میرمحمد ولی مجد تیموری، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران که توسط آقای مجید موحدخواه ویراست شده، مجموعه ای از توصیه های بهداشت روانی رشد است که توسط انتشارات بدر، با قطع وزیری و در ۶۰۰ صفحه به چاپ رسیده است. کتاب مجموعه ای از سخنرایی های آقای دکتر مجد است که توسط ویراستار، منظم، طبقه بندی و ویرایش شده است. آنچه بسیار به دل می نشیند آن است که هنگام مطالعه کتاب به هیچ وجه این احساس که” داری روان شناسیِ رشد می خوانی ” به انسان دست نمی دهد. مطالب همراه با شوخ طبعیِ لطیفی ابراز شده است. کلام گوینده که به نوشتار مبدل شده لبریز از صداقت است و پرواضح، که صمیمانه بر دل می نشیند. نویسنده هدف کتاب را اینگونه نوشته است: ” پیش از تعمیق مشکل یک فرد و پدید آمدن یک کسالت روانی هولناک، در اندیشه حل مشکل او باشیم. مردمان این دیار، به جای این که در اندیشه موضوعات عادی و کم ارزش، عمر گرانمایه را تباه کنند، به متون و موضوعات مهم تری بیاندیشند. مثلاً به تولد فرزند خود، به نحوه نگه داری او، روش ارتباط با شوهر، یا ارتباط با زن خود بیندیشند. خود را به جای فرزندانشان یا به جای دیگران بگذارند و از خود بپرسند: آیا آنها در کنار ما احساس رضایت می کنند و آیا دیگران در کنار ما احساس آرامش و لذت دارند یا نه ؟ هر یک از ما برای همسرانمان چه کرده ایم؟”

خواستم بخش هایی از کتاب را برای ارائه در سایت انتخاب کنم، دیدم همه اش جذاب و خواندنی است. شاید به دلایلِ شخصی به این نتیجه رسیدم بخشی تحت عنوان ” اقتدار ” برگرفته از صفحات ۲۶۷ تا ۲۷۴ کتاب را بعنوان مشتی نمونه خروار تقدیم نمایم.

 در یک جمله می توان بیان داشت که دکتر مجد در این کتاب خواسته است نشان دهد که مردم چگونه مهربان باشند، زیرا که او معتقد است مهربانی یکی از عوامل مهم پیش گیری از امراض است.

کتاب هایی از این دست که مردم را به عشق، دوست داشتن، مهربانی، صداقت، وفاداری و همزیستی دعوت می کند در جهان غرب بسیارند. هر روز نیز شاهد ترجمه هایی سطحی و بعضاً نامناسب و با تیراژ بالا از اینگونه کتب هستیم. غافل از آنکه آب در کوزه هست و ما به طمع نام و نان و غرب زدگی گرد جهان می گردیم.

اقتدار موضوعی است که ما در تمام مقاطع زندگی با آن ارتباط داریم. ما در جریان زندگی گاه رئیس می شویم و گاهی مرئوس ایم. بحث اقتدار به ما می آموزد که چه رفتار شخصی در پیش گیریم که به موقع رئیس خوبی باشیم و به موقع مرئوس مؤثر و درستی باشیم. یک شیوه درست برقراری سلسله مراتب در خانواده،فرزندان را آماده می سازد که در آینده رئیس یا مرئوس خوبی باشند.

ما تلاش می کنیم چگونگی حضور مؤثر سلسله مراتب بدون آفت اقتدار و سلطه جویی را در اینجا تبیین کنیم.

والدین ایرانی در زمینه نمایش قدرت از نسل های قدیمی تا نسل های جدید راه افراط و تفریط را پیموده اند. در گذشته پدران ما چنان بودند که قبل از ورود به خانه اصواتی داشتند. مثلاً سرفه هایی می کردند یا عصایی داشتند که پیش از ورود به در می زدند که همگان بدانند، آقا وارد می شوند. همگان هم در اثر این اطلاع غش می کردند یا فرار می کردند و توی پستو ها پنهان می شدند که پدر می آید. پدران آن دوره چنان مقتدر بودند که نمی شد به آنها نگاه کرد. اگر نگاه می کردی چشمان خود را می دراندند و همین نگاه را گناه می دانستند. می گفتند: «چشم سفیدی کردی ! » یعنی چنان نگاه کردی که سفیدی چشمت دیده شد. مادران هم این چنین بودند به موقع لازم چشم هایی داشتند چونان دیو !. والدین نسل های گذشته خانه را زندان اهالی و محل قدرت نمایی می دانستند و اهل بی پناه خانه را اسیر به شمار می آوردند. بی شک همه ما پدر بزرگ ها و مادر بزرگ های مقتدر قدیمی را به خاطر می آوریم. در آن زمان در بعضی از شهر ها مرسوم بود که پیش از آمدن آقا، خانم محله و کوچه و خانه را آب و جارو می کرد که: «آقا می آید ! » چنین آقایی وقتی وارد خانه می شد همه مثل برق گرفته ها تسلیم می ایستادند. آقا هم از سر تفقد به کسان نگاه تندی می کردند چنان که «نگه کردن عاقل اندر سفیه ! » را به یاد می آورد. نگاهی که بر اثر آن مو بر تن کسان سیخ می شد !. این اقتدار است، قدرت نمایی است.

 در دوره ما هم روی دیگر سکه خطا، یعنی تفریط اتفاق افتاده است. وقتی آقا وارد خانه می شود، اصلاً اهالی خانه نمی فهمند که کسی آمده یا رفته یا مرده !. نه به آن شوری نه به این بی نمکی ! اهل خانه نمی فهمند که آقاجان آمده یا دارد می رود ! می پرسند: « اصلاً کسی آمده ؟ » این هر دو شکل های افراط و تفریط، دو روی یک سکه هستند. بین این دو حد، خط اعتدالی است. و خط اعتدال حالتی

است که اهل خانه انتظار والد را می کشند. بچه ها می پرسند: « مامان، بابا کی می آید ؟ » وقتی آقا وارد خانه می شود، همه خوشحالند، به استقبال او می آیند. به چنین الگویی از رفتار والد می گویند: « روابط انسانی ».

 ساخت چنین فضایی علاوه بر رفتار محبت آمیز پدر، به تبلیغات مثبت و تمجید مادر از پدر نیاز دارد. بی فاصله اضافه می کنم که تبلیغات مثبت پدران نیز از مادران کاملاً لازم است. بدین ترتیب که وقتی با بچه ها تنها هستیم باید بگوئیم که چه مادر نازنینی. اگر او چنین نبود ما بسیاری از توفیقات را نداشتیم. بدین شیوه والدین هر دو یکدیگر را تبلیغ می کنند و استحکام بنای خانواده، روز به روز افزایش خواهد یافت. باور کنید که همه ما برای محبوب بودن نیاز به تبلیغات داریم.

خانه مکانی است که در آن سلسله مراتب وجود دارد. خانه رئیس و معاون و مرئوس دارد، هم چنان که در همه زندگی و در بخش های مختلف، رئیس و مرئوس وجود دارد. خانواده شامل هرمی است که رئیس در رأس هرم قرار دارد و معاون در کنار او. فرزندان نیز به عنوان مرئوس در قاعده هرم جای دارند. خانواده ای که رئیس ندارد، به خودی خود محکوم است. خانواده ای که بزرگتر و کوچکتر ندارد به نظر ما خانواده بزهکار است. خانواده ای که هیچکس از کسی دستور نمی گیرد، بزرگتر و کوچکتر احترامات ویژه خود را ندارند، بزهکار تحویل می دهد.

همچنین خانواده ای که بچه ها در آن رئیس اند محکوم است. خانواده ای که دو رئیس دارد که همیشه با هم دعوا دارند، محکوم است. خانواده یک رئیس دارد و او هر کسی می تواند باشد. در حال حاضر در دنیا رؤسای خانواده مردان هستند و خانم ها معاونین آنها می باشند. رؤسا باید با معاونین کنار بیایند. یعنی زن و شوهر به طور موازی رئیس اند نه متقاطع.

ما باید ترتیبی در خانه ایجاد کنیم که بچه ها به حضور پدر و مادر افتخار کنند. برای فراهم ساختن این ترتیب، یکی از کارهای لازم انتظار است. مثلاً سفره های ما پهن نمی شوند تا پدر بیاید. غذا را نمی خوریم تا مادر بیاید. پیش پای مادر از جا بلند می شویم که بچه ها احساس کنند که مادر دارای تشخص ویژه ای است.

در چنین روندی رئیس خانه باید مهربان باشد. پدر باید وقتی وارد خانه می شود هوار نکشد، قدرت نمایی نکند. برعکس موقع ورود به خانه همه اعضاء محرم خانه را ببوسد. حتماً بچه ها را ببوسد. چه قهر باشد چه آشتی باید بچه ها را ببوسد.

اگر پدری خشن باشید، پدری که خنده بر لبهای او ناپیداست، بچه ها در اثر این رفتار شما افسرده می شوند. از صدای فریاد شما تن و جان آنها می لرزد.

اگر پدر و مادر سلطه جو و قدرت نما باشند، بسیار

زورگو، بسیار بداخلاق باشند ) به عقیده خانم دکتر هورنای ( احساسات بچه ها یکی از این سه مسیر را خواهد پیمود:

۱- بچه ها در مقابل اقتدار و سلطه تسلیم می شوند. آنها که در برابر اقتدار تسلیم می شوند، در آینده همیشه و در برابر هر قدرتی تسلیم خواهند شد.

۲- بچه ها در برابر نماد قدرت اعتراض پیشه می کنند. آنها که اعتراض می کنند به مبارزه با قدرت دست می زنند. فرزندانی که از کودکی راه مبارزه با قدرت را پیش گرفته اند، نظامِ خانه را به هم می ریزند. الگوی رئیس و مرئوسی را جا به جا می کنند. به جای اینکه پدر رئیس خانه باشد، فرزند ریاست خانه را به خود اختصاص می دهد. اگر هِرم خانه تخریب شود، تمام زندگی تخریب خواهد شد. فرزندان ما رؤسای ما نیستند، همیشه ما رئیسیم. اگر بچه ها نسبت به رئیس ( هر که باشد، مادر یا پدر ) اعتراض کنند و رئیس « بی عرضه » باشد، چه اتفاقی روی خواهد داد ؟ واقعه بدی اتفاق خواهد افتاد. این ها این روش اعتراض را یاد می گیرند و همه جا اعتراض می کنند. و یک جا با سر به زمین خواهند خورد، سقوط خواهند کرد. ما باید یاد بگیریم که چطور باید اعتراض کرد ؟ کجا باید اعتراض کرد ؟

۳ – بچه ها راه فرار را در پیش می گیرند، در زندگی آینده خود از برابر هر قدرتی می گریزند.

 هر سه واکنش که تاکنون شنیدید غیرعادی بود. واکنش های تسلیم، اعتراض و فرار، غیرطبیعی و بیماریزا هستند. برای جلوگیری از اتفاق هر یک از سه واکنش چه باید کرد ؟ پاسخ در دستوری کوتاه و راحت خلاصه می شود. تنها راه جلوگیری از وقوع چنین واکنش هایی این است که اقتدار و سلطه جویی را از خانه برداریم. اگر بپرسید که چگونه می توان رئیس بود و اقتدار را نیز برداشت، پاسخ می دهیم بدین شیوه که رئیس شخصی باشد که تعریف می گوید:

رئیس:

این تعریف می گوید که:

۱ – رئیس کسی است که توان هایی بیش از دیگران دارد. مثلاً هوشش، جسمش، روانش، مدیریتش، بهتر از دیگران است.

۲ – رئیس در این شیوه مرئوس های خود را درک می کند، آنها را می فهمد.

۳ – رئیس مهربان است.

۴ – رئیس در نهایت مهربانی، مقررات را رعایت می کند و تکالیف خود را به انجام می رساند.

۵ – رئیس سلسله مراتب مرئوسی را گذرانده است. رئیس اول پادو بوده، بعد شاگرد شده، بعد ناظر شده، بعد سرپرست شده است، پس از آن مدیر شده است و اکنون نیز رئیس است.

۶ – کسی است که توان محافظت و مراقبت از مرئوسین خود را دارد.

بی شک تاکنون شما رئیس مهربان را تجربه کرده اید، کسی که در اثر محبت او را دوست دارید، دستورهای او را انجام می دهید. اگر رئیسی مقررات را رعایت کند و کارمندها و مشکلات آنها را احساس کند، شما او را دوست خواهید داشت و فرمان او را به اجرا می گذارید. در راستای چنین تعریفی، ویژگی های رفتاری رئیس خانواده باید چنین باشد:

الف – با بچه ها رابطه ای بسیار احترام آمیز ایجاد کند.

ب – به بچه ها سلام ندهد، سلامِ بچه ها را پاسخ گوید..

ج – با بچه ها مهربان باشد.

د – امر و نهی بسیاری نداشته باشد، در واقع بهتر این است که هیچ امر و نهی نداشته باشد. ارتباط او با بچه ها تنها، به شیوه ای غیرکلامی، رفتار درست و نادرست را تعیین می کند، بکن و نکن ندارد، دستور نمی دهد. آن چه را می خواهد و دوست دارد که انجام شود عمل می کند، هیچگونه کلام آمرانه ای ندارد.

 ه – مقررات را در خانه اجرا می کند. مثلاً به شیوه ای عملی نشان می دهد که در این خانه باید ساعت ۵ صبح بیدار شد. ساعت ۱۰/۵ نماز خواند، ۵/۶ صبحانه خورد، ساعت ۷ خانه را ترک کرد. ۵/۱ همه با هم باید ناهار بخورند. بدون اینکه حرف بزند، قانون خانه را اعمال می کند. بدین ترتیب بچه هایی که در این خانه زندگی می کنند، این فرآیند را یاد می گیرند. قانونِ خانه را می فهمند و مقررات خانه را رعایت می کنند.

و – رئیس خانه باید هفته ای یک بار بچه ها را جمع کند، بگوید: « انتقاد کنید » می گویند: « این هفته خیلی خوب بود، فقط شما یک بار عصبانی شدید ». این روش به بچه ها اجازه می دهد که حرف خود را بزنند. پس از این نشست، رئیس خود را تنظیم می کند. ما نیز باید والدین مهربانی باشیم، باید در خانه ما قانون حاکم باشد، باید بچه ها و اعضاء خانه را بفهمیم. باید رابطه را دوستانه بسازیم تا بتوانیم ریاست کنیم. یک رئیس خوب را همه دوست دارند.

 وقتی چنین رئیس مهربانی که تا اینجا تعریف کردیم وجود داشته باشد، چه اتفاقی رخ می دهد ؟ واقعه ای صورت می بندد که آرزوی ماست. فرزندان ما رعایت سلسله مراتب را یاد می گیرند. یعنی هر جایی، مقام پایین تر، خضوع و خشوعی نسبت به مقام بالاتر خواهد داشت. مقام بالاتر رئیس مقام پائین تر است و همین مراتب ادامه می یابد تا به بالاترین مقام می رسد. چنین شیوه ای در کشورهای موفقی مثل انگلیس و ژاپن مراعات می شود و آنها سال هاست که موفق اند.

مرئوس:

مرئوس کسی است که در کمال عقل و بلوغ، کاری را انتخاب می کند. ساعت کار معلوم است، حقوق آن نیز مشخص است. پای قرارداد را امضاء می کند و به تمام بندهای آن متعهد می شود. این مرئوس سر ساعت کار خود را آغاز می کند و سر ساعت مقرر هم کار خود را تمام می کند. طبق ساعت کار به او حقوق می دهند، او هم حرفی ندارد. و حال آن که من به چشم خود مرئوس هایی را دیدم که اصلاً کار نکردند، درخواست حقوق و اضافه کار کردند. اضافه کار به کاری می گویند که علاوه بر ساعت کاری، انجام شود. من اعتراض کردم که شما کار نکرده اید، چگونه اضافه حقوق می خواهید و آن گاه چه شد و چه شد، خدا می داند ! بدین علت کشورهای دیگر ما را استخدام نمی کنند. یک مرئوس در کشورهای دیگر اعتراض نمی کند. مرئوس پشت باجه ای می نشیند کار خود را انجام می دهد. فحش خواهر و مادر هم در لیست وظایف هیچ مرئوسی نیست. ولی در بسیاری از جاها مرئوسینی را دیده ام که بداخلاق بوده اند، رابطه بسیار بدی برقرار می کردند، گاهی توهین می کردند و گاهی هم فحش می دادند !

آموختن مرئوس بودن مربوط به سن یک تا سه سالگی ماست و این همان درسی است که در هیچ یک از خانه های ما داده نمی شود. من امید دارم که با کمک این اطلاعات وضع در جامعه تفاوت کند

 دکتر مسعود شهیدی

۲۶
اسفند ۱۳۹۳
مادربانو
دسته‌ها کتاب بزرگسال
دیدگاه‌ها بدون دیدگاه
برچسب‌ها

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>