قصه های خرس کوچولو

قصه‌های خرس کوچولو و خرس بزرگ در فضایی سرشار از عشق و مهربانی اتفاق می‌افتد. این مجموعه با ماجراهایی ساده و بیانی غیرمستقیم تجربه‌هایی تازه را به بچه‌ها
انتقال می‌دهد و در عین حال می‌کوشد که پیوند نزدیک‌تری بین دنیای کودکان و بزرگ‌ترها برقرار کند.

قصه‌های خرس کوچولو و خرس بزرگ در فضایی سرشار از عشق و مهربانی اتفاق می‌افتد. این مجموعه با ماجراهایی ساده و بیانی غیرمستقیم تجربه‌هایی تازه را به بچه‌ها

انتقال می‌دهد و در عین حال می‌کوشد که پیوند نزدیک‌تری بین دنیای کودکان و بزرگ‌ترها برقرار کند.
Thumbnail.ashxروزی روزگاری دو تا خرس بودند. اسم یکی خرس بزرگ بود و اسم دیگری خوس کوچولو. خرس بزرگ بزرگ بود و خرس کوچولو کوچک بود. آن‌ها از صبح تا شام زیر آفتاب درخشان بازی می‌کردند. وقتی آفتاب غروب کرد وشب شد خرس بزرگ خرس کوچولو را به خانه برد. اسم خانه «غار خرس» بود.خرس بزرگ خرس کوچولو را در جای تاریک غار توی رختخواب گذاشت و گفت:« بگیر بخواب خرس کوچولو.» خرس کوچولو سعی کرد بخوابد.خرس بزرگ روی صندلی راحتی خرس نشست و در نور آتش بخاری شروع کرد به خواندن کتاب.اما خرس کوچولو خوبش نبرد……. 

6c1f19b2240ae2a4e5147a6970910c19

خرس‌ کوچولو می‌خواهد بازی‌ کند اما خرس‌ بزرگ‌ یک‌ عالم‌ کار دارد. حالا چه‌ باید کرد؟ اگر بازی‌ کنند خرس‌ بزرگ‌ نمی‌تواند کار کند. اگر هم‌ خرس‌ بزرگ‌ کار کند، خرس‌ کوچولو نمی‌تواند بازی‌ کند… آیا خرس‌ کوچولو و خرس‌ بزرگ‌ می‌توانند راهی‌ پیدا کنند؟

41b4e74af1469b828f6e8b4482c72605

خرس‌ کوچولو می‌خواهد همه‌ چیز را بشناسد و همه‌ چیز را بفهمد. اما چه‌طوری‌؟ وقتی‌ می‌خواهد از روی‌ آب‌ رد شود می‌گوید: «من‌ از همه‌ بهتر می‌پرم‌؟» خرس‌ بزرگ‌ می‌گوید: «مواظب‌ باش‌ خرس‌ کوچولو.» خرس‌ کوچولو می‌گوید: «مواظبم‌.» اما شالاپ‌! خرس‌ کوچولو فریاد می‌زند: «کمکم‌ کن‌، خرس‌ بزرگ‌!» خرس‌ بزرگ‌ باید چه‌ کار کند تا خرس‌ کوچولو کم‌کم‌ همه‌ چیز را یاد بگیرد؟

66877b15796faefbbbeec6d1c28008c4

خرس کوچولو وقتی روی تخت خوابش نشست، به روبرو

نگاه کرد و با خودش گفت: «من برای خودم خرس بزرگی شده ام و توی غار خودم هستم.»

حالا دیگر وقت اسباب کشی است. خرس کوچولو می خواهد برای خود خانه ای داشته باشد و میز و صندلی و تخت خواب.

اما اگر خرس بزرگ تنها بماند و دلش برای او تنگ شود…
a9afcbb56c40cf6eaf72af8aff2bc81e
در این داستان خرس کوچولو و خرس بزرگ در یک روز برفی به گردش می روند. صدای پای خرس بزرگ، صدای قطره های آب، صدای برفی که از روی شاخه ها بر روی زمین می ریزند، صدا باد و درختان کنجکاوی خرس کوچولو را برمی انگیزد و خرس بزرگ نیز با شکیبایی به پرسش های او پاسخ می دهد.

 

نویسنده : مارتین وادل
مترجم : رضی هیرمندی
موضوع : داستان کودک
نوبت چاپ : ۴
تاریخ چاپ : ۱۳۸۴
قطع : وزیری
نوع جلد : شومیز

انتشارات افق

 

مارتین وادل، نویسنده‌ی ایرلندی که تعدادی از کتاب‌هایش را با نام مستعار کاترین سفتون به چاپ رسانده، تاکنون بیش از صد و پنجاه کتاب برای کودکان نوشته است. او جوایز گوناگونی از جمله دوبار جایزه‌ی اسمارتیز و هم‌چنین جایزه‌ی هانس کریستین آندرسن ار دریافت کرده است.

۰۵
اسفند ۱۳۹۳
مادربانو
دسته‌ها کتاب کودک
دیدگاه‌ها ۱ دیدگاه

یک پاسخ برای : 1

  1. اکرم عروجی گفته:

    این کتاب را اخیرا برای پسر سه سال و نیمه ام خریدم و هر روز یکی از داستناهایش را با هم میخوانیم.خیلی جالبه و مورد استقبالش واقع شده، پیشنهاد میکنم این کتاب رو با کوچولوهاتون بخونین خصوصا اگه با نمایش و تغییر صدا همرهاه باشه بهتره

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>