به سوی تربیت دینی؛ گام صفرم

هر چه که مقصد حرکت واضح تر و روشن تر باشد ، طی کردن مسیر ساده تر می شود . برای کسی که میداند به کجا میخواهد برسد ، تحمل رنجهای راه آسانتر و صبرو بردباری در مقابل سختیهای مسیر افزون تر میشود .

نویسنده : اعظم بانو

1______________________________

یکی از شروط اصلی و پایه ای برای حرکت کردن در یک مسیر، دانستن مقصد حرکت است. هر چه که مقصد حرکت واضح تر و روشن تر باشد، طی کردن مسیر ساده تر می شود. برای کسی که می داند به کجا می خواهد برسد، تحمل رنج های راه آسان تر و صبرو بردباری در مقابل سختی های مسیر افزون تر می شود. کسی که جهت حرکت را جوری انتخاب کرده است که به مقصد خاصی برسد، طرح و برنامه رسیدن به مقصد مدون تر است، این چنین شخصی سعی می کند راه های انحرافی را بهتر بشناسد، تا از مقصد نهایی دور نشود.

در طی مسیر تنها سعی کردن مهم نیست، چه بسا شخصی هر روز و هر شب تلاش می کند، بسیار کم استراحت می کند، اما چون جهت حرکت را خوب انتخاب نکرده و طرح و نقشه راه را فراهم نکرده است، هر گامی که بر می دارد او را از مقصد دورتر می کند .

راه تربیت فرزند هم مسیری است که والدین خود انتخاب می کنند، اینکه می خواهند فرزندانشان شبیه که شود، چه آینده ای داشته باشد ، یا حتی چه کاره شود، مقصدی است که والدین برای مسیر حرکتشان انتخاب می کنند . این مقصد را بینش، تجربیات و اعتقادات، کاستی ها، مطالعات و ….  والدین می سازد .

در زمانه ما می شود گفت نسبت به گذشته والدین حساسیت بیشتری نسبت به تربیت فرزند در جهت خاصی که مد نظرشان است، نشان می دهند . این را می شود از رویش انواع و اقسام کلاس های مهارتی که در جامعه رخ می دهد، دریافت . از انواع کلاس های هنری و آموزش زبان های دوم و سوم و … ، ورزشی گرفته تا  فرهنگی و قرآنی و … همه و همه نشان می دهد که اغلب والدین طرح و نقشه خاصی برای بزرگ شدن و آموزش فرزندان خود دارند و وارد جرئیات مسیر شده اند . و این بر خلاف زمان های قدیم است که والدین کلیتی از فرزند پروری در ذهن داشتند که در این مجال فرصت بحث در مورد آن نیست .

اما مقصد حرکت والدین متفاوت است، به همین میزان روش های مختلفی هم برای تربیت فرزند خود انتخاب می کنند . در این سلسله مباحث به طور ویژه، مخاطب ما والدینی هستند که دنبال تربیت دینی فرزندان خود هستند .

عده نسبتا زیادی از والدین جوان بنا بر تربیت دینی فرزندان خود دارند، این را می شود از سر در بعضی وبلاگ های مادرانه هم دریافت، از آدابی که از زمان انعقاد نطفه و حتی پیش از آن رعایت کرده اند، از اصرارشان بر شرکت در مراسم های مذهبی،  از حس و حال نوشته هایشان که بوی اعتقادات دینی می دهد، این ها علاوه بر آن چیزی است که در فضای حقیقی یافت می شود .

می توان خوشبین بود که علی رغم سیل تهاجم های افکار و اعتقادات ضد دینی، عرفان های نو ظهور، اخلاق سکولار و …. هنوز هم عده بسیاری خواهان دانستن و یافتن روش های تربیت دینی فرزندان خود هستند و این به خودی خود نقطه مثبت و ارزشمندی است .

اما آن چیزی که مهم است این است که:

این والدین چه درکی از دین دارند ؟

به نظرشان انسان های تربیت شده دینی چه ویژگی هایی دارند ؟

نگاه آن ها به زندگی و مرگ چگونه است ؟

نگاه آن ها به دنیا و آخرت چگونه است ؟

چقدر در زمینه دین و تربیت دینی و انسان های متدین مطالعه کرده اند ؟

با قرآن به عنوان کتاب زندگی و با نهج البلاغه  به عنوان یک اثر ارزشمند چقدر آشنا هستند ؟

شاخصه های یک زندگی دینی را چه می دانند ؟

خداوند چقدردر زندگیشان حضور دارد ؟

در هنگام سختی ها و خوشی ها خداوند در نظرشان چگونه است ؟

سوال های دینی خود را چگونه پاسخ می دهند ؟

…..

می شود سوالات بسیاری مطرح کرد که پاسخ هر پدر و مادری می تواند به آن متفاوت باشد و به میزان تفاوت در پاسخ ها، روش ها و عملکرد های مختلفی در تربیت فرزند خود اعمال کنند .

هر پاسخ دور و پرتی به این سوال ها، بسیار ساده مسیر حرکت را عوض می کند و ممکن است در طول مسیر، یک بیراهه و یا حتی کوره راه، والدین را از مقصد نهایی دور و دورتر کند و یا به یک هدف پست و پایین دلخوش کند .

به عنوان مادر تازه کاری که قصد تربیت دینی فرزندم را دارم و در ابتدای مسیر حرکت هستم . به طور ویژه ای اعتقاد دارم آنچه در عمل انجام می دهیم و در درون و وجودمان نهادینه شده است، همان چیزی است که به فرزندمان منتقل می کنیم .

حرف ها و صحبت هایی که تنها در حوزه فکرمان مطرح است نمی تواند تاثیر چندانی در تربیت فرزندمان داشته باشد و چه بسا تعارضاتی که افکار و اعمالمان با هم دارند ، فرزندمان را در برزخی از بلاتلکیفی قرار دهد و چه بسا ممکن است روزی علیه آن طغیان کند و از بیخ و بن دین و مذهب را منکر شود، اتفاقی که متاسفانه در نسل جدید کم دیده نمی شود .

اعتقاد دیگری که دارم این است که نقش پدر و مادر در تربیت فرزند، بتن ریزی وگذاشتن پایه های اصلی ساختمان است و نه بیشتر، زیرا معتقدم که هر انسانی به نوبه خود ذی شعور و صاحب اختیار است و ممکن است روزی روش متفاوتی از والدینش را برگزیند، روشی را که شاید متعالیتر و یا پست تر از روش والدینش باشد، اما هر چه باشد ما مامور به وظیفه ایم و به عنوان کسانی که در راستای طولی اراده خداوند فرزندامان را به زمین و زیستن دعوت کرده ایم، باید نهایت تلاش خود را در بالابردن قوه عقل و آگاهی خود به کار گیریم و در پایه ریزی شخصیت فرزندانمان درست عمل کنیم .

به یاری خداوند ادامه دارد …..

 

 

یک پاسخ برای : 11

  1. مامان نی نی گفته:

    خوشحالم که توی این سایت چنین مطلب مفید و ادامه داری قراره باشه. من بیصبرانه منتظر قسمت های بعدیش هستم. باور کنید هرروز سر میزنم که قسمت بعدی رو بذارید و بخونم بلکه یکم تاثیر مثبت بذاره روم. ازتون خیلی خیلی ممنونم اعظم بانو جون.

  2. سارا گفته:

    سلاماعظم بانو جون
    خوشحالم که با شما اشنا شدم
    منم دارم شروع میکنم این خودسازی و تربیت فرزند رو
    میخواستم بدونم میشه به من کمک کنید
    از مکجا شروع کردید چه کاراکردید؟

    “به صورت تجربی وارد کار خودسازی شدم ، سختیهای مبارزه با نفس رو عملا دیدم (خیلی خیلی ضربه فنی شدم و هنوز مسلط بر خیلی چیزها در درونم نشدم ولی با یاری خدا سعی میکنم که مبارزه رو ادامه بدم )
    روی کار خودم و دیگران و اشتباهاتمون دقیق شدم که از کجاها اب میخوره و دیدم همش به نفس آدم و اشکالات عمده ای که در شکل گیری شخصیتمون داشتیم بر میگرده
    به شیطانی که دست از غافل کردن بر نمی داره
    به نفسی که مادر بتهاست

    تو مثنوی مطالعات داشتم….
    بعد با ازدواج وارد فاز جدی و عملی شدم و دانسته هام رو امتحان کردم
    دیدم در عمل خیلی جاها آدم کم میاره
    باز سعی کرده و میکنم که در “عمل ” دانسته هام رو اجرا کنم
    به طور عملی نتیجه توکل به خدا ، سعی ، ایمان به رزاقیت خدا رو دیدم
    و خلاصه خودم رو درگیر کردم با این موضوع سخت
    بعد بچه دار شدن
    دیدم که نردبانی از رشد جلوی آدم باز میشه که اگه طالب بالا رفتن باشی
    خیلی جای کار داره”

    میخوام به منم کمک کنی این مراحلی که طی کردی طی کنم

    • اعظم بانو گفته:

      با سلام
      اگر خداوند یاری کنه وبتونم این سلسله مطالب رو بنویسم
      یه جورایی شاید به همه مون کمک بشه
      اول اراده خواستن هستش
      من هم بیشتر طالب مسیر درست هستم
      تا رونده در این راه
      امیدوارم این مطالب اول برای خودم جنبه عملی پیدا کنه و بعد برای هر کسی که دوست داره
      نقطه شروع همینه که بخوای رشد کنی
      یعنی بدونی اینی که هستی تا اونی که براش آفریده شدی (خلیفه اللهی ) خیلی فاصله داره
      بیفتی تو مسیر رشد
      اونوقت می بینی که هر چیزی کمکت میکنه که لبه های تیز و برنده “خود”ت رو صاف و صوف کنی و بیفتی تو مسیر درست
      یک گوی رو دیدی
      چقدر صاف و صیقلیه
      بیفته تو هر مسیری بدون مقاومت پیش میره
      ما هم باید اینقدر “نفس”و “خود”مون رو صاف و صوف کنیم تابیفتیم تو “صراط مستقیم” و بریم جلو

      هر جا یکی گویی بود در حکم چوگان می دود
      چون گوی شو بی‌دست و پا هنگام وحدانی است این

      گویی شوی بی‌دست و پا چوگان او پایت شود
      در پیش سلطان می دوی کاین سیر ربانی است این

      نهایت اینه اما به این آسونی به دست نمیاد
      خیلی مقاومت میکنیم در مقابل تغییرات (تغییراتی که ما رو متعالی میکنه )
      به خصوص در عصر اومانیسم و انسان محوری به جای خدا محوری
      فعلا همین

      در پناه خدا

  3. ye maman گفته:

    بی صبرانه منتظر قسمت های بعدی این مطلب هستم.

    منم اون تاپیک رو توی نی نی سایت دیدم. ولی یه اشکال اساسی داره. اونم اینکه خود مامانا با هم همفکری و مشورت می کنن و در نهایت کسی نیست که واقعا بگه روش درست چیه. خوبه که مشورت انجام بشه. ولی شخصا دوست دارم یه نفر که روی این موضوعات کار کرده و دید خوبی در مورد مسائل تربیتی داره بتونه یه جمع بندی درست داشته باشه که نیست.

    • اعظم بانو گفته:

      دارم به تدریج نوشته های اون تاپیک رو میخونم که یه چیزهایی دستم بیاد
      هم ذائقه مادرهایی که تو اون بحث شرکت کردن
      یا اگه کتابی معرفی کردن و یا سخنرانیی تو لیست مطالعه قرار بدم
      من هم کارشناس این مبحث نیستم
      فقط یه مادرم که از سالها قبل بارداری در مورد انسان و جایگاه اون در هستی و مشکلات سر راه آدن شدن و اینها سخنرانی گوش کردم ، مطالعه کردم
      به صورت تجربی وارد کار خودسازی شدم ، سختیهای مبارزه با نفس رو عملا دیدم (خیلی خیلی ضربه فنی شدم و هنوز مسلط بر خیلی چیزها در درونم نشدم ولی با یاری خدا سعی میکنم که مبارزه رو ادامه بدم )
      روی کار خودم و دیگران و اشتباهاتمون دقیق شدم که از کجاها اب میخوره و دیدم همش به نفس آدم و اشکالات عمده ای که در شکل گیری شخصیتمون داشتیم بر میگرده
      به شیطانی که دست از غافل کردن بر نمی داره
      به نفسی که مادر بتهاست

      تو مثنوی مطالعات داشتم….
      بعد با ازدواج وارد فاز جدی و عملی شدم و دانسته هام رو امتحان کردم
      دیدم در عمل خیلی جاها آدم کم میاره
      باز سعی کرده و میکنم که در “عمل ” دانسته هام رو اجرا کنم
      به طور عملی نتیجه توکل به خدا ، سعی ، ایمان به رزاقیت خدا رو دیدم
      و خلاصه خودم رو درگیر کردم با این موضوع سخت
      بعد بچه دار شدن
      دیدم که نردبانی از رشد جلوی آدم باز میشه که اگه طالب بالا رفتن باشی
      خیلی جای کار داره
      ….
      به هر حال خودم به شدت دانشجو هستم در این زمینه
      و اینجا رو جایی دونستم که تولیدی داشته باشم در زمینه کارهایی که کردم
      بلکه با نظرات دیگران
      آشنایی با ایده های آدمهای دیگه
      دیدن تجربه های عملیشون
      دانسته هام چکش خواری بشن و ابدیده و خداوند یاریم کنه که توفیق عمل پیدا کنم
      به این وعده خدا بسیار امیدوارم
      و بسیار در زندگی دیدمش
      الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا
      التماس دعای بسیار
      در پناه خدا

      • فاطمه گفته:

        واقعا لذت بردم. پس من هم میشم دانشجوی شما تا هم در زندگی دو نفره مون از توصیه ها و تجربیاتتون استفاده کنم و هم انشاالله اگر به اونجا رسیدم که بتونم مادر بشم و بچه ای رو تربیت کنم، به وقتش اونجا هم ازش استفاده کنم.

        چقدر احتیاج داشتم از کسی که خودش راه رو طی کرده این مطالب رو بشنوم.
        خدا رو بابتش شکر می کنم.
        ازتون ممنونم دوست گلم.

        می شه بپرسم شما وبلاگ شخصی هم دارید؟

    • فاطمه گفته:

      یه مامان جان، شما درست می گین. متاسفانه کسی نبوده که طی طریق کرده باشه پیش از این و بتونه تاپیک رو مدیریت کنه. به نظرم در هیچ موردی و هیچ تاپیک و هیچ مسئله ای در کل هستی نمی شه کسی رو پیدا کرد که خطا و صحیح، هر دو رو بدونه و بتونه نظر قطعی راجع به مسائل بده و بقیه رو راهنمایی کنه مگر خدا، پیامبر و معصوم. که متاسفانه ما دسترسی مستقیم نداریم بهشون مگر قرآن و حدیث و توکل و توسل.
      ولی خب در این تاپیک تجربه تک تک افراد در کنار هم و مشورت گرفتن و نقد کردن و همفکری کردن خودش خیلی موثره. خیلی هاشون رو دیدم که از این بحث ها نتیجه گرفتن و موضوعی که براشون دغدغه بوده با همفکری سایرین حل شده. ضمن اینکه علاوه بر صحبت با هم از مقالات و سخنرانی ها و توصیه های معلمین اخلاق هم کمک می گیرن. به نظرم تاپیک اونقدر که حسن و فایده داره، نقصان نداره. تلاششون برای من که خیلی ارزشمند بوده و مطالبشونو جمع آوری می کنم.

  4. فاطمه گفته:

    سلام. خوشحالم جایی رو پیدا کردم که نویسندگان برجسته و هدفداری داره و به تربیت مذهبی هم توجه نشون میده.

    خواستم این تاپیک در نی نی سایت رو معرفی کنم که موضوعش هست تربیت مذهبی کودکان:

    http://www.ninisite.com/discussion/thread.asp?threadID=205847&PageNumber=1

    اعضای بسیار خوبی داره که هفته به هفته در کنار هم دغدغه هاشون رو در تربیت مذهبی فرزندانشون به بحث می ذارن و سعی می کنن به یک راه حل مناسب برسن.

    • اعظم بانو گفته:

      سلام
      بسیار از لطفتون ممنونم
      به دانستن اینکه چنین جمعی از مادران در نی نی سایت وجود داره احتیاج داشتم
      حتما بهره های زیادی از حضور اونها خواهیم برد
      موفق باشی
      در پناه خدا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>