غنچه ی کوچک خوشبختی

وقتی دوتایی قنوت می گیریم. وقتی دوتایی به سجده می افتیم و نماز می خونیم

نویسنده: سمانه امیری

حالا وقتی دو تا جانماز پهن می کنم

وقتی دو تا چادر باز می کنم

وقتی دوتایی قنوت می گیریم

وقتی دوتایی به سجده می افتیم و نماز می خونیم

انوقت تازه می فهمم که چقددددددددددر خوشبختم

13545368728

آخ!غنچه ی تر خوشبوی من!

اگه تمااااااااااااام عمر روزه بگیرم،

همه ی ثانیه ها به سجده باشم

و تمام شبها نخوابم و نماز شکر بخونم نمی تونم شکر یک ثانیه بودنت رو به جا بیارم

ببـــال جوانه ی ترد و نازک من!

ببـــــال

بالیــــــــــــــــدنت پیـــــــــــــاپی

۲۷
بهمن ۱۳۹۱
مادربانو
دسته‌ها کوتاه نوشته ها
دیدگاه‌ها ۲ دیدگاه
برچسب‌ها

٬ ٬ ٬

یک پاسخ برای : 2

  1. سمانه امیری گفته:

    … دل من هم نماز خواست … از همان “سر فرصت هایش” … با عطر ِ خـــــــــــوب ِ چادر ِ نمازت … بانوی کوچــــــــــــــک …

  2. الی مامان گفته:

    دردانه ی مادر، عطرِ خوبِ چادر نمازت از همین فاصله هم آنقدر شفاف به مشامم رسید که برای دقایقی خیره ب نگاهِ آسمانی رو به زمینت ماندم

    باورت نمی شود

    آنقدر قلقلکم داد که دلم نماز خواست … از آن سرِ فرصت هایش از آن ها که فقط وضو گرفتنش تمام غصه هایت را به باد می دهد

    از آن هایی که سجده هایش کِش می آیند و تو را ب خدایت نزدیک می کنند

    قبول باشد بانوی کوچک

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>