قوانین ِ ناپیدای عالَم

دنیایی که در آن زندگی می کنیم، پیچیدگی های زیادی دارد به وسعت تمام موجودات

دنیایی که در آن زندگی می کنیم، پیچیدگی های زیادی دارد به وسعت تمام موجودات و مخلوقات که ما از درک خیلی از این پیچیدگی ها عاجزیم. نه وقت مطالعه داریم و نه همه اش با مطالعه ادراک می شود.

از امامان معصوم، برای بعضی بیماری ها و گرفتاری ها، دعاهایی نقل شده که بعضی از آنها را می شود در مفاتیح الجنان مرحوم قمی جستجو کرد. سندشان را هم این مرحوم ذکر کرده اند.

این، چه معنا می دهد؟ یعنی برای اینکه شرایط طبیعی و فیزیکی، باعث شده یک بیماری هیچ جوره خوب نشود، اگر چند کلمه خاص را به زبان بیاوریم، بیماری خوب می شود؟ چطور ممکن است؟ با عقل جور در می آید؟ برای کسی که انواع و اقسام درمان ها را برای نازایی به کار برده، نزد متخصص ترین پزشک ها، چند تا کلمه چطور می تواند مشکل را حل کند؟ مگر این کلمه ها چه خاصیتی دارند؟ اصلا این کلمه ها، که از گلو بیرون می آیند، روی چه چیزی تاثیر می گذارند؟

ذکرهایی که باید تعداد خاصی گفته شوند، اگر کم و زیاد شوند چه فرقی دارد؟ یک دانه بیشتر و کمترش فرق می کند؟ چه فرقی؟!

علم الجفر می دانی چیست؟ علم اعداد و کلمات. اصل این علم، نزد امامان معصوم است که بعضی از علمای دین هم از آن اطلاع دارند. وارد بحثش نمی شوم چون توصیه نشده ما آدم های معمولی، سراغش برویم.

این را گفتم که بگویم یک کلمه ساده که بر زبان می آوریم، چه بدانیم و چه ندانیم، چه بخواهیم و چه نخواهیم در این عالم تاثیر می گذارد. کجا و چگونه اش را خدا می داند.

قوانین بسیاری در عالم هستند، حتی در همین عالم طبیعت که ما از آنها بی اطلاعیم و چون به چشم نمی بینیمشان، باورشان نداریم.

به طور مثال ما براساس یک باور قدیمی، یا سنت یا رسم، وقتی می خواهیم عزیزمان چشم نخورد و چشم بد، رویش اثر نگذارد، اسفند دود می کنیم. خیلی از پزشکان این کار را درست نمی دانند که هیچ. ضررهای بسیاری برایش برمی شمارند. مخصوصا اگر این کار در حضور بچه کوچک انجام شود. دود رویش تاثیر منفی می گذارد و امکان دارد به حساسیت و آلرژی دچار شود.

درحالیکه روایت است که با هر دانه اسفند، یک ملک هست و این کار، تا حدی جلوی چشم زخم را می گیرد.

حالا بیا برای کسی که روایت نمی شناسد اثبات کن. ملک را بیاور جلوی چشمش تا باور کند. امام را که قبول ندارد…

مطهره جان! دخترم!

همه این ها را گفتم که بگویم ما تمام تلاشمان را کردیم تا تو به صلاح و رستگاری نزدیک تر شوی. نمی گویم هیچ کم نگذاشته ایم، اما در حد توان و بضاعت مان تلاش کردیم.

مدتی پیش از آمدنت، با پدرت تصمیم گرفتیم حتی فیلم های معمولی هالیوود را هم نبینیم. نکند به روح پاک تو لطمه ای وارد شود که بعد ها برای خوب بودن، به زحمت بیفتی. البته خوب بودن، همیشه همراه سختی و زحمت است. ولی ما نمی خواستیم در این سختی سهم داشته باشیم و بی طهارتی کنیم مبادا ناپاکی هایی که می بینیم، در تو اثر بگذارد.

خیلی چیزها را نخوردیم. خیلی جاها نرفتیم. موسیقی های خیلی معمولی هم گوش نکردیم. حتی از تلویزیون، حتی موسیقی سنتی. چون آقای بهجت (درود خدا بر او باد) گفته اند: «عزیزم! جان من! هیچ نوع از موسیقی انسان را به خدا نزدیک نمی کند.» خیلی تصاویر را ندیدیم که امانت سالمی را که خدا به ما سپرده، زخمی نکنیم. و در مقابل، سوره های یاسین و یوسفی بود که به سیب می خواندم و می خوردم تا به تو برسد و خیلی دعا ها و ذکر های دیگر.

شاید کسی بگوید که خواندن و نخواندن این سوره ها و انجام دادن و ندادن آن کارها، هیچ تاثیری بر شخصیت تو نخواهد گذاشت. و رفتار های تو به خودت بستگی دارد.

و من پاسخ می دهم که هیچ چیزی در این عالم، آنطور که ما فکر می کنیم و عقلمان می رسد، صفر و یکی نیست. پیچیدگی های زیادی وجود دارد. کسی نمی تواند بگوید من اگر ۴۰ بار سوره یاسین نمی خواندم، تو بد اخلاق می شدی و چون خواندم، خوش اخلاق شدی. اما اصرار دارم که بگویم بی تاثیر نبوده است. قطعا تاثیر داشته است. قطعا وضو گرفتن قبل از شیر دادن، تاثیر دارد. البته، معلوم است که این جمله ام را کسی که به نور بودن وضو اعتقاد نداشته باشد، به راحتی رد می کند. این دیگر برمی گردد به زیربنای اعتقادات ما و آنچه که به آن ایمان داریم یا نداریم.

خدایا!

کمک کن که پاره تن مان، لحظه ای از مسیرت دور نشود. هر لحظه، به سمت تو گام بردارد و مورد رضایت تو باشد.

IMG_3996

منبع: وبلاگ به رنگ پدر

۲۴
دی ۱۳۹۱
مادربانو
دیدگاه‌ها بدون دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>