پسرم تـاج سرم

اغلب مادرها برای تربیت پسرشان و نوع ارتباط گرفتن با او دچار سردرگمی‌اند و این مسئله زمانی که پسر، به سن بلوغ و نوجوانی می‌رسد، گاه تبدیل به یک بحران خانوادگی می‌شود.

child-163854_640

مادر به واسطه غرایز و به لطف مادر بودنش، مادری را از همان ابتدای در آغوش کشیدن نوزاد درمی‌یابد اما بسیاری از زنان گمان می‌کنند همانطور که فرزند مادری بوده‌اند، حال مادر فرزندی هستند و در این مسیر نیازی به دانستن نیست و همه‌‌چیز به شکل فطری و غریزی مسیر خودش را طی خواهد کرد.

این دیدگاه در مورد مادرانی که فرزند دختر دارند بیشتر دیده می‌شود. آنها چون یک کودک هم جنس را در بغل دارند و از چم و خم‌های روحی و مسائل جسمی‌اش با خبرند و خود، در این زمینه تجربه دارند، احساس اعتماد‌به‌نفس بیشتری می‌کنند اما یک پسر وضعیت را متفاوت می‌کند! اغلب مادرها برای تربیت پسرشان و نوع ارتباط گرفتن با او دچار سردرگمی‌اند و این مسئله زمانی که پسر، به سن بلوغ و نوجوانی می‌رسد، گاه تبدیل به یک بحران خانوادگی می‌شود.

فرزند خود را بشناسید

همه ما انسانیم اما انسان‌هایی با ویژگی‌های متفاوت، حتی ۲فرزند که در یک خانه و تحت یک تربیت رشد می‌یابند، گاه تفاوت‌های اساسی میانشان وجود دارد. بنابراین لازم است که روحیات، افکار، استعدادها، خواسته‌ها و البته مراحل رشد فرزند خود را بدانید. اگر پسری دارید که از کودکی ترسش بیشتر از شجاعتش است یا بسیار احساساتی ا‌ست و… باید روش‌های مختلف و ظریفی را در مسیر تربیتی خود دنبال کنید البته قبل از همه اینها مهم‌ترین نکته این است که شما ریز و جزئیات خصوصیات اخلاقی پسرتان را بدانید.

با احترام و محبت گفت‌وگو کنید

بهترین راه شناخت، گفت‌وگوست. پسر شما زمانی که به سن نوجوانی و بلوغ می‌رسد کمتر تمایل به صحبت کردن دارد و این هنر شماست که از فرصت‌های مناسب برای حرف زدن با او استفاده کنید. نصیحت کردن به شکل مستقیم را کنار بگذارید و مثل یک دوست، با محبت با او به گفت‌وگو بنشینید. یکی از جایگزین‌هایی که به جای نصیحت کردن می‌توانید از آن استفاده کنید ارجاع او به منابع معتبرخارج از خانه است؛ مثلا به او بگویید: «در مورد تغذیه درست برای پسری با سن و سال تو می‌توانی با دکتر… صحبت کنی» یا «من دیدم که در بخش نوجوانان کتابخانه، کتاب‌های خوبی بود، می‌توانی به آنجا سر بزنی» یا به جای نصیحت‌کردن به پیشنهاد دادن بپردازید و جملات‌تان را اینگونه شروع کنید: «نظرت در این‌باره چیه… بهتره این راه رو هم تجربه کنی…» در این صورت از مکنونات زندگی‌اش و آنچه حس می‌کند و در ذهن و دلش یا در موبایلش پنهان کرده با شما صحبت خواهد کرد.

گاهی اوقات داخل اتاقش بشوید، در کنارش بنشینید و با او درباره اینکه برای آینده‌اش چه نقشه‌هایی دارد، درباره آرزوهایش و برنامه‌هایش صحبت کنید. حتی درباره معنویت، اخلاقیات​ و ارزش‌ها با هم حرف بزنید اما هیچ وقت جر و بحث نکنید. خیلی مراقب باشید درصورت اینکه با شما مخالفت کرد به عقایدش احترام بگذارید و او را سرزنش نکنید. هنگام ورود به اتاقش حتما در بزنید. اگر فکر کند که می‌خواهید غافلگیرش کنید یا مچش را بگیرید نسبت به شما کاملا بی‌اعتماد می‌شود و به مخفی‌کاری روی می‌آورد. خوب است درباره بلوغ و مسائل جسمی نوجوانی خودتان با او حرف نزنید. در این مسیر، دادن اطلاعات در مورد مسائل مردان و آغاز دوره بلوغ و… را به پدر بسپارید. محیط مناسب برایشان فراهم کنید یا آنها را به تنهایی به رستوران، مسافرت یا… بفرستید تا با هم در این‌باره به گفت‌وگو بنشینند.

عشق اول

فراموش نکنید که شما به‌عنوان مادر، عشق اول او هستید. او تمام کودکی‌اش را با شما گذرانده، تمام خواسته‌ها و نیازهایش را با شما در میان گذاشته، از شما اطاعت کرده و محبت دیده. مادرها منبع خوبی برای آموزش عشق و محبت به بچه‌ها هستند. او از همان ابتدا نوع ارتباط با دیگران، مخصوصا همسر آینده‌اش را از شما فرا می‌گیرد. شما نخستین کسی هستید که تصور و مختصات یک زن را در ذهن پسرتان ترسیم می‌کنید. این زن می‌تواند عصبی، پرخاشگر، خودخواه و حتی دارای محبتی بی‌منطق باشد یا برعکس. پس در هر لحظه و حین هر ارتباطی این مسئله را با خود مرور کنید که چشم‌های پسر نوجوان امروز و مرد فردا به شماست تا محبت و ارتباط درست و به جا را یاد بگیرد و تصویر یک «زن» را در ذهنش بسازد. تحقیقات نشان می‌دهند که نوجوانان در کردار و رفتار ظاهری مانند آرایش موی سر و شکل پوشاک از گروه همسالان خود تبعیت می‌کنند اما در معیارها، هنجارها و ارزش‌های اخلاقی و اعتقادی شدیدا از والدین خود متأثر هستند.

تو خوش‌تیپ‌ترینی

پسر نوجوان شما به‌دلیل تغییرات جسمی که در این سن و سال در خودش می‌بیند، گاه احساس نارضایتی از ظاهر خود دارد و خود را زشت و غیرقابل تحمل می‌پندارد. نقش شما به‌عنوان یک زن و مادر این است که این حس را از او دور کنید. در هر موقعیتی به او بگویید: «این لباس واقعا به تو می‌آید یا تو خوش‌تیپ‌ترین نوجوانی هستی که می‌شناسم» او نیاز به‌خودپنداره مثبت دارد.

حس مشترک

ممکن است پسر نوجوان‌تان هر روز بابت خلق و خوی ناپایدارش بیشتر تعجب شما را بر انگیزد و هر لحظه احساس کنید که از او دورتر می‌شوید اما لازم است که اطلاعاتی در مورد بلوغ در پسران بدانید. در این مواقع می‌توانید از همسر یا برادرتان کمک بگیرید. ممکن است که نوجوان شما خشن و ناآرام شود و این مسئله شما را بسیار ناراحت و آشفته کند. پسرها در سنین نوجوانی بی‌حوصله، ناآرام و گاه خشن می‌شوند. آنها تخیلات خشونت‌باری دارند، مخصوصا اگر تا پیش از این تمام مدت مشغول بازی‌های خشن کامپیوتری بوده باشند. اما نکته‌ای که نباید از خاطر ببرید این است که آنها با وجود ظاهر خشنی که به‌خود می‌گیرند آنقدرها هم وحشتناک نیستند. نقش مادر در چنین شرایطی تزریق آرامش و محبت در عین احترام و قاطعیت است. وقتی فرزندتان پرخاشگر و توهین‌آمیز با شما صحبت می‌کند، به او بگویید: «من با شما اینطور صحبت نمی‌کنم، پس شما هم با من اینطور صحبت نکن». گفتن این عبارت که تهدیدآمیز نیست می‌تواند مفید باشد. البته باید بتوانید بر خود مسلط باشید. اگر نتوانید خود را کنترل کنید و بر سر فرزندتان داد بزنید ارتباط کلامی شما ابتدا به صحنه جنگ تبدیل و سپس کاملا قطع می‌شود. حتما به فرزندتان نشان بدهید که با وجود آنچه او احساس می‌کند، شما هنوز بر خود و بر اوضاع مسلط هستید و حتی اگر از درون آرام نیستید، آرامش ظاهری خود را حفظ کنید.

نکته بعدی اینکه پسران به سختی احساساتشان را بروز می‌دهند. آنها نمی‌خواهند بین دوستانشان برچسب «بچه ننه» بخورند بنابراین ممکن است خودشان را از شما دور کنند. سعی کنید که غیرمستقیم و زمانی که سرگرم انجام کاری هستید سر صحبت را با او باز کنید. مادری که در تعمیر دوچرخه به پسرش کمک می‌کند، ممکن است حین گفت‌وگوهای خودمانی، متوجه چیزهای بیشتری درباره فرزندش بشود تا اینکه بخواهد سر میز شام رودررو، او را به صحبت وادارد. از طرف دیگر سعی نکنید که خیلی خلاف خواسته‌های او و حس استقلال‌طلبی‌اش عمل کنید؛ «خودم می‌برمت مدرسه» «لازم نیست به تنهایی به استخر بری» یا «من با ماشینم می‌رسانمت» اینها جملاتی است که آنها را عصبی می‌کند.

تزریق محبت، تنظیم استقلال

باید به پسر نوجوان خود کمک کنید که همراه با حفظ ارتباط عاطفی با مادر به‌تدریج وابستگی عاطفی خود را کاهش بدهد. در این راه مادر است که باید ضمن حفظ سطح معینی از حمایت عاطفی، کنترل محسوس خود را بر فرزندش کمتر کند. پسر بچه‌ها وابستگی عاطفی زیادی به مادر خود دارند اما همانطور که گفته شد آنها به سوی استقلال قدم بر می‌دارند و از اینکه برچسب بچه‌ننه بودن بخورند بسیار هراس دارند. پس در مسیر استقلال درست او گام بردارید. به این منظور به این نکات توجه کنید:

۱- بیش از اندازه از او سؤال نکنید؛ کجا رفته بودی؟ چی کار کردی؟ کیا بودن؟ از بازی خوشت اومد؟ از لباسی که برات خریدم خوشت می‌آید؟ و در نهایت پاسخی که خواهید شنید این است: من کاری نکردم، دست از سرم بردار. مادرها فکر می‌کنند اگر از پسرشان سؤال نپرسند و از جزئیات زندگی او از زبان خودش چیزی نشنوند، مادر غافل و بدی هستند، درحالی‌که زمانی که شما سیل سؤالات‌تان را متوقف کنید و به جای آن مهارت‌های گوش دادن و گفت‌وگوی مؤثر را بیاموزید، خودش تمام جریانات را برای شما تعریف خواهد کرد. با این حال این به‌معنای رها کردن و هیچ ندانستن و هیچ نپرسیدن از زندگی شخصی نوجوان نیست. راه‌های نامحسوس و غیرمستقیم را برای کنترل فرزندتان داشته باشید. تنها راه دانستن، پرسیدن مستقیم از او نیست.

۲- خودتان را از جزئیات زندگی نوجوانتان دور نگه دارید. به‌نظر نمی‌رسد هیچ نوجوانی از شنیدن این جملات احساس خوبی داشته باشد: «چرا صاف نمی‌شینی؟»، «چرا وقت نوشتن تکالیفت دماغتو به کاغذ می‌چسبونی؟»، «موهاتو از جلوی چشمت بزن کنار» و «پول توجیبی‌ات رو برای این خرج کردی؟ این پول تلف کردنه» والدین گاه به جزئیات بی‌اهمیت زندگی نوجوان توجه بیش از حد می‌کنند. آنها دوست دارند که نوجوانشان طبق الگوی ذهنی آنها رفتار و برخورد کند، حتی گاه سلایق منحصر به فرد او را برنمی‌تابند. توصیه ما این است که کمتر خود را درگیر مسائل جزئی و ریز زندگی او کنید و کمتر به نوجوان «نه» یا فعل‌های منفی بگویید تا در زمان مسائل بزرگ‌تر و مهم‌تر از شما حرف شنوی داشته باشد.

بگذارید پسر باشد

شاید یک پسر بچه ۴ساله با یک دختر بچه ۴ساله در اخلاق و رفتارشان تفاوت مشهودی با هم نداشته باشند اما هر چه به سمت بلوغ قدم بر می‌دارند تفاوت‌ها بیشتر خودش را نشان می‌دهد. توقع نداشته باشید که پسر بچه‌تان مانند یک دختر بچه آرام و ساکت باشد. بگذارید پسر باشد، شیطنت کند، جوک‌های بی‌مزه تعریف کند و… در عین حال به او اجازه گریه‌کردن بدهید. تنها کسی که می‌تواند به او این اطمینان را بدهد که مردها هم گریه می‌کنند، شما هستید. هرگز این اشتباه را مرتکب نشوید و به او نگویید «مرد که گریه نمی‌کنه» اتفاقا شما شانه خوبی برای گریه‌های او خواهید بود، شاید او از گریه کردن جلوی پدرش خجالت بکشد اما طبعا با شما راحت‌تر خواهد بود.

منبع: همشهری آنلاین

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>