چهل هفته مقدس

گفتم: حیف که تمام شد …

نویسنده: سیده زهرا برقعی

janin11

گفت: خیلی درد کشیدی؟

گفتم: نه آنقدر که نشود تحمل اش کرد.

گفت: خیلی طول کشید؟

گفتم: اندازه ی چهل هفته…

گفت: اوووه! چهل هفته که یه عمره.

گفتم: چهل هفته یه فرصته.

گفت: فرصت چی؟

گفتم: فرصت برای سفر…

گفت: به کجا؟

گفتم: به اعماق روح…به لایه های درون وجود…به ته ته چاهک دل.

گفت: سختش کردی که.

گفتم: اتفاقا راحت شد… بده که چهل هفته از عمرت به مقدس ترین شکل ممکن بگذره؟

گفت: ولی من آدمش نیستم.

گفتم: من هم نبودم…شدم. فقط حیف!

گفت: حیف؟ حیف چی؟

گفتم: حیف که تمام شد …

۲۱
بهمن ۱۳۹۱
مادربانو
دسته‌ها کوتاه نوشته ها
دیدگاه‌ها ۲ دیدگاه
برچسب‌ها

یک پاسخ برای : 2

  1. الی مامان گفته:

    و ب درستی حیف ک تمام شد که اینقدر زود گذشت
    چه افتخاری داشت دو قلبه زندگی کردن

  2. کاش همه به این ۴۰ هفته و مادر شدن مقدس نگاه می کردن، متاسفانه خیلی ها به خاطر نگاه نادرست شون حاضر نیستن بچه دار بشن…
    و چه نگاه نادرستی است …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>