شاه کلید تربیت در کلام پیامبر (ص)

آیا کسی که پای دوستی اش نسبت به چیزی یا کسی می لنگد می تواند این دوستی را به کس دیگری آموزش دهد ؟

نویسنده : اعظم بانو

picture 114

 این یک مقاله تربیتی نیست ، این به اشتراک گذاری یک تجربه خام است که خیلی امیدوارم که نتیجه بدهد .

عمر مادریم طولانی نیست

کتابهای تربیتی و سخنرانیهای مختلف و سایتها و مقاله های زیادی را در زمینه تربیت خوانده و شنیده ام

دنبال یک راهکار کلی برای تربیت می گشتم ، یک راهکار مطمئن

جرقه ای به فکرم زد

خب اگر راهکاری باشد که شاه کلید باشد ، باید در کلام معصوم آمده باشد ، آنهایی که چراغهای هدایتند باید به این نکته کلیدی اشاره ای کرده باشند

تا اینکه رسیدم به این حدیث :

ادّبوا اولادکم على ثلث خصال حبّ نبیّکم و حبّ اهل بیته و تلاوه القرآن‏

فرزندان خود را به کسب سه خصلت تربیت کنید: دوستى پیامبرتان و دوستى خاندانش و تلاوت قرآن.

فکر کردم  شاه کلید را پیدا کرده باشم

اما

اما چگونه می شد کودک را با این سه خصلت تربیت کرد ؟

فرزند من چگونه می تواند دوستی پیامبر و خاندان او را یاد بگیرد ، بدون اینکه این دوستی را در من و پدرش دیده باشد .

اصلا یک سوال کلیدی تر :

چگونه می توان “دوستی” کردن با “چیز” یا “کس “ی را به کس دیگری یاد داد؟

آیا کسی که پای دوستی اش نسبت به چیزی یا کسی می لنگد می تواند این دوستی را به کس دیگری آموزش دهد ؟

کودکان مابدون اینکه آموزش رسمی ببینند ،  می فهمند که مادرشان نوشابه خیلی دوست دارد

پدرشان فوتبال خیلی دوست دارد ، آنقدر که شبهایی که یک مسابقه حساس است ، از خوابش می زند یا ….

می فهمد برق طلاجات چشم مادرش را مسحور می کند ، وقتی با هم بیرون می روند کنار مغازه های لباس فروشی و طلا فروشی نگاههای معنادار مادرش را می بیند

فرزندان ما می دانند که مادرشان خاله فلانی را خیلی دوست دارد ، مدتی از ساعات روز مادرش تلفن به دست با آن خاله صحبت می کند ، مادرش مهمانیهایی که با هم تلاقی می کند را به نفع بودن با خاله بهمانی کنسل می کند . علاقه های مادرشان را در سوالهای کنجکاوانه ای که از فلان دوست می پرسد ” چی خریدی ؟ چی پوشیدی؟ … ” می بینند .

فرزندان ما می فهمند که مادرشان علاقه عجیبی به پشت سیستم نشستن و نت گردی دارد .

فرزندان ما رد علاقه های مادر و پدرشان را در نوع عکس ها و آهنگهایی که در گوشیشان دارند تعقیب می کنند .

فرزندان ما می فهمند که پدرشان علاقه وافری به دانستن مدلهای جدید ماشین  و گوشی دارد …

فرزندان ما می فهمند پدر و مادرشان صدای کدام خواننده و شعرهای کدام شاعر را دوست دارد ، کدام سریالها را و چرا دنبال می کند .

دوست داشتن اینها را ننشسته ایم سر  یک میز برای فرزندانمان توضیح دهیم

دیده اند اینها را

اما آیا محبت و دوست داشتن ما نسبت به پیامبر و امامان را هم دیده اند …

دیده اند کار خاصی برای آنها انجام دهیم

غیر از محرم و صفر دیده اند صحبتی از ائمه در خانه مان شده باشد .

دیده اند در انتخابهایمان گذری زده باشیم که “بهترین” از نظر امامان چیست

دیده اند بهترین لباسهایمان و وقتهایمان برای بودن بر سر سجاده باشد

برای رفتن به مسجدی ، حرمی …

دیده اند قران خواندن ما را

اشکهای ما را سر سجاده

خوشحالی ما را در میلاد ائمه

“انتظار” ما را دیده اند آیا ؟

دیده اند نشسته باشیم با همسرمان از چگونه بهتر شدن ، چگونه بیشتر دوست شدن با ائمه حرف زده باشیم

دیده اند دغدغه مان “شیعه” تر شدن باشد

“خدایی” تر شدن باشد ….

خلاصه همه اینها را که گذاشتم کنار هم فهمیدم

باید این سه خصلت در زندگی مان جاری باشد

حالا هر کداممان برویم و بنشینیم که چقدر این دوست داشتنها در زندگی ما جریان و نمود دارد

 

من کارهایی که خودمان انجام داده ایم اینجا لیست می کنم

کارهای خوبی که انجام می دهیم مرجعشان را ذکر کنیم : من تو اینم زمینه هر کار خوبی که انجام می دهیم ایه و یا حدیثی که در این زمینه در خوانده ام برای دخترم می گویم که مثلا خدای مهربان در قرآن این را گفته یا حضرت محمد (ص) اینطور فرمودند

این کارهای خوب می تواند یک کاری باشد که خیلی عادی و روتین آن را انجام می دهیم

مثل مسواک زدن

مهمانی رفتن یا مهمانی دادن

آداب عذا خوردن (مثل فوت نکردن و با بسم الله گفتن و … )

آداب خوابیدن

خواص میوه ها و سبزیها (به نقل از ائمه )

…….

در برنامه هفتگی مان حتما وقتی برای رفتن به حرم یا مکان زیارتی در نظر می گیریم این وقت معمولا در هفته ثابت است (مثلا جمعه ها صبح یا عصر )فارغ از وقتهایی که “دلی ” می رویم  و یا ” می برندمان “

به مکان و زمان نماز اهمیت می دهیم (از نظر پاکیزگی ،  خوش بویی به وقت نماز ، لباس نماز ، سجاده و … )

قرآن خواندن ما که معمولا برنامه قبل ازخوابمان بود ( وقتی که خانه آرام و ساکت بود و بچه ها خوابیده بودند )به وقتی منتقل شد که بچه ها بیدارند و سرحال و مشغول به کار خود هستند و معمولا باصدای رسا و بلند قران را تلاوت می کنیم

اشکالات اخلاقی خودمان مثل اینکه بلند صحبت نکنیم و یا عصبانی نشویم و … را طی جلساتی با هم و گاهی جلساتی با حضور فرزندمان مورد نقد و بررسی قرار می دهیم و از فرزندمان هم می خواهیم که حتما به ما تذکر بدهد .

سلام به ائمه در ساعات مختلف روز را معمولا بلند بلند می گوییم .

در طی روز زیارت جامعه کبیره  و حدیث کسا (گاهی زیارت آل یاسین ، دعای سمات جمعه ها و … ) را حتما گوش می کنیم .

مسجد رفتن را هم در زمانهایی که مقدور هست در برنامه قرار می دهیم (دست کم دو سه بار در هفته )

….

برای روزهایی هم که میلاد ائمه هست حتما سعی می کنیم دل بچه ها را بیشتر به دست بیاوریم به شیوه های متفاوت

……

خلاصه این حدیث گرانقدر اگر چه تربیت را در این سه بخش کوتاه خلاصه کرده است ، اما انگار آنقدر بنیادی است که” تغییر سبک زندگی “عملی ما را نشانه می رود ، اینگونه که ما زندگی می کنیم رد بسیار کمرنگی از محبت به اهل بیت در زندگیمان موجود است

حالا

شما هم می توانید لیست کارهایی که می شود انجام داد را برای ما بنویسید

کارهایی که نمایشی نباشد ،

از دل برآمده باشد ، کارهایی که اصلاح سبک زندگی به آن شکل که خدا می پسندد را در پی داشته باشد

تعاونوا علی البر و التقوی

یک پاسخ برای : 7

  1. احیا گفته:

    بسیار مطب قابل استفاده و زیبایی بود.
    ما در منزل درشب و روزهای میلاد ائمه و اعیاد بزرگ مذهبی ریسه چراغ هایی که به طور دائم در پذیرایی منزل نصب کردیم، روشن می کنیم.
    مجموعه یرچم هایی با نام ائمه علیهم السلام تهیه کرده ایم و روز میلاد و شهادت هریک ، پرچم مربوطه با اسم ایشان را روی پرده منزل نصب می کنیم.

  2. زهرا گفته:

    مواردی که شما نوشتین خیلی خوب و کاربردی بود و واقعا جا داره که من برای خودم یه کپی ازشون تهیه کنم و مدام جلوی چشمم باشه.
    اما مواردی که من خودم رعایتشون می کنم:
    موقع نماز سرتاپا سفید می پوشم و این مورد رو دخترم از همون بدو تولد دیده، و الان دیگه میدونه که مثلا شلوار سفید برای نمازه.
    میلاد ائمه (ع) رو به برکت اشنایی با همین دوستان مجازی پررنگ تر می کنیم و حتما سعی می کنیم شیرینی بخریم و درباره ی امام معصوم باهاش صحبت کنیم.
    با خودم کلاس قران می برمش و اجازه میدم که تو حیاط بازی کنه وگاهی هم به قران گوش کنه و وقتی که میدونم سرخوشه با ترتیل و صوت و لحن براش قران میخونم، منتها به محض اینکه بگه مامان دیگه نخون خوندن رو قطع میکنم.
    اگه اصرار کنه نماز نخونم برای مدت زمان کوتاهی هم که شده به تعویق میندازم تا باعث ازردگی اون از نماز خوندن من نشه.
    سه تایی نماز مغرب رو گاهی به مسجد میریم.(البته این مورد رو چند وقتی هست که بخاطر گرمای وحشتناک شهری که درش زندگی میکنیم انجام ندادیم)
    همواره تاکید می کنم که ائمه زنده هستن و ما رو میبینن و دوست ندارن که ما کار بدی مرتکب بشیم.

    مزار شهدای گمنام حداقل هفته ای یکبار میریم و درباره ی شهدا و ایثارشون هم باهاش حرف میزنم.
    بازم ازتون ممنونم

  3. اسما گفته:

    سلام
    خیلی خوب بود مطلب شما واقعا یه تلنگر بود برای این سئوال که چرا بچه ها با پدر مادراشون اینهمه متفاوتند البته بعضی ها
    بهضی خانواده ها واقعا موفقند
    متشکرم
    این مطلب رو خوندم یکسری مطالب رو یاداوری کرد

    • اعظم بانو گفته:

      خواهش می کنم
      ان شاءالله به زودی یه خلاصه ای از نظرات دوستان رو که تو تاپیک تربیت مذهبی عنوان کرده بودن رو هم اینجا لیست می کنم
      البته اگر توفیق بود و زنده بودیم
      در پناه خدا

  4. میمنت عابدیان گفته:

    از همسایه قبلی یاد گرفتم میلاد هرامام یک نوع شیرینی یا شکلات به همسایه ها بدهم … ترجیحا بدهیم دست فرزندمان این کار را اتحام دهد و توضیح دهیم به خاطر اینمکه میلاد فلان امام است و از آن امام به همین بهانه توضیح دهیم ..،

  5. مریم گفته:

    مادرم اغلب روزای میلاد یا عید غذایش با بقیه روزها فرق داره و روزهای شهادت تنقلات ممنوعه،البته مادربزرگم هم تقریبا اینگونه بودند.

  6. سلام
    پدرم(ره)امکان نداشت روز میلاد ائمه بدون شیرینی به خانه بیاید.
    به نظافت روز جمعه بسیار اهمیت می داد.مخصوصا ناخن گرفتن و اصلاح موهای سر و صورت.
    نمازش را در مسجد حتما یه جماعت می خواند.
    حرف بیهوده نمیزد و ما را هم نهی میکرد.
    …..

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>