حرف شنوی در کودکان

در بسیاری موارد می توانید به کودک فرصت یک انتخاب محدود شده بدهید تا خودش تصمیم بگیرد

نوشته: مریم اطمینان

.

در تربیت مؤثر ، وجود حد و مرز برای بچه ها ضروری به نظر می رسد. اگر ما آنها را درست راهنمایی کنیم، کودکان آماده پذیرش می شوند.  اما اکثر ما در تعیین حد و مرز برای کودکان مهارتی نداریم. زیاد صحبت می کنیم ، بسیار عاطفی برخورد می کنیم و نمی توانیم به طور واضح منظور خود را بیان کنیم. اگر می خواهید کودکان از شما حرف شنوی داشته باشند ، مثلاً کتک کاری نکنند، اسباب بازیهایشان را مرتب کنند یا… بهتر است ده راهبرد زیر را به کار گیرید.

cccc

۱- واضــــــح و روشن صحبت کنید.

اکثراً  برای حد و مرز گذاشتن و ادب کردن کودکان سربسته و مبهم صحبت می کنند ، می گویند « مؤدب باش، اذیت نکن ، شلوغ نکن » . این راهنمایی های کلی برای هر کودکی معنی خاصی دارد. بچه ها از ما می خواهند ، انتظاراتمان را به طور روشن و واضح بیان کنیم. حد و مرز مشخص به کودک می گوید دقیقاً چگونه باید رفتار کند. این راهبرد در واقع میزان پذیرش و حرف شنوی کودکان را افزایش می دهد.

۲- انتخابهای دیگــــر را به کـــودک پیشنهاد کنید.

در بسیاری موارد می توانید به کودک فرصت یک انتخاب محدود شده بدهید تا خودش تصمیم بگیرد چگونه دستورات شما را انجام دهد. گاهی آزادی عمل در تصمیم گیری ، به کودک احساس قدرت و تسلط می دهد که به تدریج مقاومت در برابر شما را کاهش دهد. از این رو شما بهتر و سریع تر می توانید به کودک  پیشنهاداتی بدهید. انتخاب محدودی برای کودکان تعیین می کنید. اما می توانند تغییراتی در آن پدید آورند. به عبارتی دیگر این گونه انتخابها محدود ، اما تغییر پذیرند.

۳- قاطــــــع باشید .

زمانی که عدم پذیرش و سرپیچی رخ داده باشد و شاید کودک به خودش یا دیگران آسیب برساند. به موقعیت محدوده کننده قاطع نیاز داریم. یک محدودیت قاطع به کودک می گوید باید رفتار نامطلوبش را متوقف کند و فوراً حرف شما را بپذیرد. مثلاً : « همین الان برو تو کلاس » ، « بس کن اسباب بازیهایت را پرت نکن » . البته این قاطعیت از طریق جدیت در چهره و صدا به خوبی نمایان می شود. همان طور که نرمش بیش از حد شما برای کودک مفید نیست ، رفتار خصمانه شما نیز برای آنها مضر است. اما قاطعیت مرز بین نرمش بیش از حد و رفتار خصمانه است.

۴- بــــر نقاط مثبت کودک تأکید کنید.

بچه ها بیشتر پذیرای فرمانهای مثبت هستند تا منفی. به طور کلی بهتر است واضح و روشن به کودک بگویید باید چه کار کند . دستورات منفی مثل نرو، نریز ، نکن به کودک می گوید چه چیزی قابل قبول نیست ، اما رفتاری که از او انتظار می رود را بیان نمی کند. افراد مستبد اغلب از فرمانهای منفی استفاده می کنند، در حالی که افراد موفق دریافته اند بیشتر باید از فرمانهای مثبت استفاده کنند.

۵- بـــــــی طــــرفــــی خـــودتان را اعــــــــلام کنید.

وقتی می گویید : « الان برو غذا بخور » ممکن است نیروی کشمکش شخصی بین او و شما ایجاد شود. روش بهتر این است که دستورات را به حالت غیر شخصی بیان کنید. به طور مثال به او بگویید « ساعت دو است و وقت ناهار تو » و به ساعت اشاره کنید. در این حالت هر اعتراض و حس ناخوشایندی پدید بیاید، بین کودک و ساعت است ، نه بین او و شما. یا هنگامی که به او می گویید: «کلاس جای فوتبال نیست» او از این قاعده ناراحت می شود نه از شما .

۶- توضیح دهید چـــــرا محدودیت لازم است.

مردم وقتی در مورد قاعده یا دستوری توجیه شوند ، بهتر می توانند آن را بپذیرند ، اما در غیر این صورت آن را مستبدانه می پندارند. بنابراین هنگامی که برای اولین بار کودک را در موقعیت محدود کننده قرار دادید توضیح دهید که چرا  باید آن را بپذیرد. شناخت علت قواعد، باعث می شود رفتار مناسب در کودک درونی شود. یعنی تمایلات درونی اش، او را مطیع قوانین می سازد. برای بیان علت قوانین به جای این که از توضیحات طولانی ، که بچه ها را خسته می کند، استفاده کنید. به طور خلاصه ، دلیل یک دستور را بیان کنید. مثلاً : “دیگران را نزن ! چون بدنشان درد می گیرد” یا ” وقتی اسباب بازی را از دست بچه های دیگر می گیری ، آنها ناراحت می شوند، چون هنوز بازیشان تمام نشده است. “

۷- چاره دیگـــــری پیشنهاد کنید.

هرگاه رفتار کودکی را محدود کردید، سعی کنید به یک فعالیت قابل قبول دیگر اشاره کنید. از این طریق شما مستبد به نظر نمی رسید و کودک حس نمی کند کسی اختیارش را سلب کرده است و احساس محرومیت هم نمی کند. بنابراین می توانید بگویید : « نمی توانی قبل از کلاس درس فوتبال بازی کنی ، اما بعد از کلاس می توانی »

۸- در تــــــــــربیت کـــــودکان ثابت قـــدم باشید.

تعیین حد و مرز برای کودکان ، هنگامی مؤثر است که این قوانین ثابت باشند. به عبارت دیگر، در هر مکانی باید ضوابط خاصی حاکم باشد و شما همواره به آن پایبند باشید و آن را تغییر ندهید. مثلاً اگر ساعت غذا ، یک روز دو و روز دیگر سه باشد ، به جای همراهی ، مقاومت بچه ها را در پیروی از این برنامه به دنبال خواهد داشت. سختی این روش در این است که قوانین مهم و روزمره  باید هر روز به موقع اجرا شوند تا تأثیر گذار شوند.

۹- رفتــــار ناپسند را تذکـــــــر دهید.

مهم نیست بدرفتاری کودک چه باشد، ما باید برای او روشن کنیم که رفتارش را ناپسند می دانیم و آن را قبول نداریم. بنابراین به جای این که بگوییم « پسر بد» یعنی خودت را قبول نداریم، باید بگوییم « کتک کاری نکن » یعنی رفتارت را رد می کنیم.

۱۰- احساسات و عـــــواطف خود را کنتــــرل کنید.

گاهی اوقات به جای خشونت و رفتار خصمانه باید آرامش خود را حفظ کنیم، نفس عمیق بکشیم و تا ده بشماریم . اساساً تربیت یعنی آموزش رفتار صحیح به کودکان ، اما اگر شما عصبی یا احساساتی باشید نمی توانید آموزش را به طور مؤثر انجام دهید. همه ی کودکان به راهنمایی ما برای شناخت رفتار پسندیده نیاز دارند. مهارت ما در ایجاد قوانین و محدودیتها ، همکاری بیشتری از جانب کودکان برای ما به ارمغان می آورد.

۱۲
بهمن ۱۳۹۱
مادربانو
دیدگاه‌ها ۱ دیدگاه

یک پاسخ برای : 1

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>