خانواده و نقش آن در تربیت دینی فرزندان

هدف از تربیت دینی آن است که مربی چه در مقام معلم و چه در مقام والدین شور و شوق فطری کودک را نسبت به جلال و جمال الهی پرورش دهد و از رهگذرآن فضایل اخلاقی را به ملکات اخلاقی مبدل سازد.

نویسنده : مریم خورسندی ( کارشناس پژوهشی دانشگاه تربیت معلم)

namaz k

مقدمه

در تربیت اخلاقی، تربیت دینی از جایگاه رفیعی برخوردار است. تحقیقات انجام شده نشان میدهد که تربیت دینی توسط خانوادهها نقش اساسی در سلامت روان و سازگاری اجتماعی دارد. همچنین پژوهشها موید این مطلب است که مذهب میتواند خویشتن داری را که عنصر اساسی در تربیت است افزایش دهد و در این میان خانواده میتواند به عنوان اصلی ترین و اساسی ترین عنصر تربیت دینی تلقی شود.

برای اینکه بتوان تعریفی از تربیت دینی بدست آورد نخست باید به تبیین معنای تربیت و دین پرداخت:

تربیت عبارت است از : «فراهم آوردن زمینهها و عوامل به فعلیت رساندن یا شکوفا ساختن استعدادهای شخص در جهت رشد و تکامل اختیاری او به سوی هدفهای مطلوب «دین در لغت به معنای جزا، اطاعت و قهر و غلبه،عادت،خضوع و پیروی است و در اصطلاح عبارت است از «مجموعه عقاید، اخلاق،قوانین و مقرراتی که برای اداره امور جامعه انسانی و پرورش آنها بکار گرفته میشود.»

بنابراین میتوان گفت: تربیت دینی فرایندی است دوسویه میان مربی و متربی که ضمن آن مربی با بهره گیری از مجموعه عقاید،قوانین و مقررات دینی تلاش میکند تا شرایطی فراهم آورد که متربی آزادانه در جهت رشد و شکوفایی استعدادهای خود گام برداشته، به سوی  هدفهای مطلوب رهنمون گردد.

هدف از تربیت دینی آن است که مربی چه در مقام معلم و چه در مقام والدین شور و شوق فطری کودک را نسبت به جلال و جمال الهی پرورش دهد و از رهگذرآن فضایل اخلاقی را به ملکات اخلاقی مبدل سازد.

اهمیت تربیت اخلاقی و دینی

۱- باید توجه داشته باشیم که تمام دستورهای اخلاقی و دینی زیر بنای فطری دارند، زیرا آنچه به عنوان دستور الهی در قران آمده است و یا پیامبر بزرگوار (ص) به آن اشاره کرده است همه و همه بر اساس نیازمندیهای فطری و طبیعی انسان تنظیم گردیده است نه آن که برنامههای اخلاقی و دینی به افراد تحمیل شده باشد، چنان که پزشک حاذق نسخهی طبی خود را بر اساس نیازمندیهای جسمیو روانی بیمار تنظیم مینماید. روی این اصل افرادی که به نوعی در انجام برنامههای اخلاقی و دینی تعلل و سستی مینمایند در حقیقت به سلامت جسم و روان خویش زیان و صدمه وارد میکنند.

۲- در اهمیت پرورش دینی و اخلاقی کودکان همین بس که در پرتو آن، همهی نیازمندیهای فطری و طبیعی کودکان به وسیله تقویت حس اخلاقی و دینی تقویت میگردند. در نتیجه کودکان به تدریج افرادی سالم و تندرست و از نظر روحی و روانی،شاداب و با نشاط و به دور از اضطراب و تشویش بار خواهند آمد.

۳- مطالعهی آیات قران این واقعیت را آشکار میسازد که کل موجودات آسمانی و زمینی به طفیل وجود انسان آفریده شده اند. آفرینش زمین و آسمان و همهی موجودات به دلیل خلیفه الله بودن انسان بوده است و پر واضح است که هدف، انسانی متعالی و رشد یافته است و باز روشن است که شایستگیهای افراد جز در پرتو تربیت اخلاقی و دینی امکان پذیر نمیشود.

۴- اگر رشد و تقویت حس اخلاقی و دینی را از جامعه انسانی حذف کنیم، جامعهی انسانی به جامعهی حیوانی تبدیل شده و اصول اخلاقی و انسانی جایگاه خود را به درنده خویی خواهد داد و از ملکات اخلاقی، عواطف انسانی،بشر دوستی، تعاون و همکاری نام و نشانی بر جای نخواهد ماند.

۵- انسانی که با تعالیم دینی و اخلاقی پرورش مییابد، رشد و تعالی همه جانبه خواهد داشت یعنی انسان تربیت شدهی اسلامیهمانند نور، علاوه بر این که خودش دارای روشنایی و نور است به دیگران نیز نور و روشنایی میبخشد، در حالی که در دنیای غرب، عواطف و فضائل انسانی روز به روز کم رنگ تر میگردد و از همین جهت کانون خانوادهها در حال تزلزل و از هم پاشیدگی است.

تربیت دینی همچون سایر جنبههای تربیت مانند تربیت جسمانی،ذهنی،اخلاقی و…فرایندی است دو سویه که باید آموخته و فرا گرفته شود.یادگیری در تربیت دینی دارای دو بعد شناختی و رفتاری است که خانوادهها باید در هر بعد وظایف خاصی را بکار گیرند.

۱- بعد شناختی:

خانواده نخست باید به کودک اندیشیدن را بیاموزد و بعد آموزش را از آشنایی کودک با طبیعت آغاز کند. بدین معنا که درباره نظم و زیبایی سخن بگوید، سپس رابطه طبیعت را با خدا تبیین کند، به تدریج که کودک رشد  میکند میتوان مفاهیم دینی را به او آموخت. باید به کودک آموخت که تصور خداوند در هر حالت و هر شکل باید همراه تقدیس و تکریم باشد. باید مراقب بود تا والدین و سایر اعضا ی خانواده بی جهت نام مقدس خدا را به زبان نیاورند که این کار قداست نام خدا را کم رنگ میکند و فرزندان نیز به تبعیت از خانواده، به طور مکرر و بیجهت نام خدا را به زبان میآورند.

۲- بعد رفتاری

مربی در خانواده چه در جایگاه پدر و مادر و چه در جایگاه خواهر و برادر باید سعی کند تا در کودک فضایل اخلاقی به ملکات اخلاقی مبدل گردد. برخی از فلاسفه معتقدند که باید فضایل اخلاقی چنان در روح آدمیرسوخ کند که حتی در خواب هم به عمل خلاف نیندیشد و این ممکن نیست مگر اینکه عادات نیک از کودکی در وی پرورش یابد.به همین جهت تربیت را فن تشکیل عادات دانسته اند.یکی از راههایی که کودک میتواند به وسیله آن دارای عاداتی نیک و رفتاری پسندیده گردد داشتن الگوی مناسب است که بهترین الگو برای کودک خانواده میباشد. غزالی میگوید : کودک امانتی است در دست پدر و مادر و  دل پاک او مانندگوهری است نفیس و نقش پذیر چون موم و از همه نقشها خالی است و چون زمینی پاک است که هر تخم که در وی افکنی، بروید اگرتخم خیر افکنی در سعادت دین و دنیا شریک باشد و اگر بر خلاف این باشد، بدبخت شود و پدر و مادر در هرچه بر وی رود شریک باشند.

اگرچه محیط پیرامون آدمی جامعه، فرهنگ، حکومت و به خصوص مدرسه تأثیر بسزائی در تربیت دینی، اخلاقی و رفتاری کودک دارد اما خانواده از جایگاه ویژه ای برخوردار است و فرزندان از سالهای نخستین زندگی خود از طریق الگو پذیری بهیادگیری میپردازند.

UKIslam-a-muslim-mother-and-daughter-thumb1644453_1024

عوامل موثر برتربیت دینی و اخلاقی:

۱- وراثت

منظور ارث بردن فرزند از صفات و ویژگیهای پدر و مادر و اجداد است که از راه نطفه انتقال مییابد. پدر متدین،  بخشنده و خوش خلق، روحیهی دین داری و بخشندگی و خوش خلقی را به فرزندان خود انتقال میدهد.

۲- محیط

غرض از محیط مجموعهی عوامل و شرایطی است که فرد در آن رشد و نمو پیدا کرده و زندگی میکند. که این عوامل به دو دسته تقسیم میشوند یک دسته عوامل انسانی و دستهی دیگر عوامل غیر انسانی.

۳- نقش دوستان کودک

کودک یک موجود اجتماعی است و احتیاج به انس و الفت دارد و نیازمند بازیهای دوستانه است. یکی از نیازهای طبیعی کودک موانست و مجالست به هم سن و سال خود است و پدران و مادران نیز هرگز نمیتوانند نقش همبازی را برای فرزند ایفا کنند. کودکان بر اساس علاقهای که بهیکدیگر دارند رفتار و کردارشان در همدیگر موثر است.

۴- نقش والدین در تربیت دینی و اخلاقی

کودکان به طور فطری خداشناس هستند و از نظر اخلاقی همهی روحیات خوب را دارا هستند روی این اصل پدران و مادران به جای آنکه دین و اخلاق را به فرزندان خود تحمیل کنند، بکوشند امور فطری کودکان خود را بارور سازند.

شیوه های آموزش اخلاقی و دینی:

۱- الگوهای عملی

فرزندان نیازمندند پدر و مادر خود را در محیط خانوادگی به عنوان یک الگو از نظر اخلاقی و دینی ببینند.۲- کودکان را باطعم و لذت عبادت آشنا سازیم.

هر چیزی طعم و لذتی دارد گاه طعم و لذت مادی و گاه معنوی، والدین  سعی میکنند که جذبه و شوق مناجات و رازو نیاز را با خدا به خوبی به کودکان انتقال دهندو کودکان را از لذات معنوی بهره مند سازند.

۳- تقویت بنیهی اعتقادی در فرزندان

در جلسات آموزش خانواده سوالی که زیاد مطرح است این است که کودکان اعم از دختر و پسر وقتی در آستانهی بلوغ و یا نوجوانی قرار میگیرند در انجام فرائض دینی ابراز سستی و تعلل میکنند. در خانوادههای بسیار متدین هم این مشکل وجود دارد. اعتقاد برا ین است که کودکان در سنین کودکی بر اساس حس تقلید با اصل نماز خواندن آشنا میگردند.

برای اینکه الگو پذیری فرزندان از والدین  در خانواده به نحواحسن صورت گیرد مهمترین عامل یکی بودن کردار و گفتار است. آنچه پدر و مادر میگویند و بدان عمل میکنند برای کودک به منزله حجت تلقی شده و از اعتبار خاصی برخوردار است. همخوانی کردار و گفتار تائیدی است بر آنچه والدین، کودک خود را به آن تر غیب میکنند عدم هماهنگی میان قول و فعل ایشان نه تنها نصایح آنان را بیاعتبار میسازد، بلکه موجب میشود تا شخصیت پدر و مادر نزد فرزند کم رنگ و بیرونق شده و در موارد دیگر نیز خود را ملزم به اطلاعت از پدر و مادر نبیند. توصیههای کلامی و به بیان دیگر پند و اندرز شیوه ای است که اگر با رعایت نکردن نکات روان شناختی همچون حفظ احترام مخاطب، پرهیز از تکرار و توضیح بیش از حد، بهره گرفتن از استدلال و توجیه منطقی انجام شود، تاثیر بسزایی خواهد داشت اما با این وجود عمل، مرتبهای بالاتر را دارا است برای مثال ما به عنوان مربی میتوانیم به کودکان بیاموزیم که چرا و چگونه باید در حفظ بهداشت محیط زندگی خود بکوشیم و چه وظایفی در این زمینه داریم. اما هرگاه بر روی زمین آشغالی دیدیم خو دمان آنرا برداریم و در سطل زباله بیندازیم تأثیر بیشتری خواهد داشت زیرا اولا او را با وظایف خود آشنا کردهایم و ثانیا متوجه خواهد شد که کار برای همه حتی مربی نه تنها وظیفه است بلکه افتخار است.

nnm

مراقبتهای لازم در تربیت دینی فرزندان:

۱- پاسخ درست به سوالات

درک و فهم کودک نسبت به مسائل مذهبی بسیار محدود است و به همین علت او دائما در زمینههای گوناگون به سوال و پرسش میپردازد تا دامنه اطلاعات خود را وسیع تر سازد آن چه مهم است دادن پاسخ به سوالات است که باید درست و قانع کننده باشد موفقیت در این امر بسته به آن است که والدین و مربیان، خود اعتقادات و اطلاعات روشنی داشته باشند و به آنچه که میگویند مومن باشند.

۲- جلوگیری از بدآموزی

والدین و مربیان باید اعتقاد به خدا،  مذهب و تعالیم آنرا به گونهای در کودک پدید آورند که روح مذهب در آنان به صورتی صحیح استوار گردد. هم چنین  مباحث آموخته شده به صورتی باشند که کودک در حال و آینده آنها را منافی باحق و حقیقت نیابد.

۳- ایجاد عادات مذهبی

زندگی خود و خانواده خود را مذهبی کنید آنچنان که رفتار و گفتار، رفت و آمدها،معاشرتها،و موضعگیریها همه رنگ مذهب داشته باشند. روح خیر خواهی نسبت به همنوع را درخود زنده و متجلی سازید تا کودک از آن درس بیاموزد و در تمام آنها به طور مداوم عمل کنید تا در شما و فرزندتان به صورت عادت در آید.

۴ – خستگی جسمی و ذهنی

در اعمال مذهبی ظرفیت جسمانی،روانی،فکری و عاطفی کودک را در نظر بگیریم و ببینیم تا چه حد آمادگی پذیرش و عمل دارد. مثلا ازکودک هفت ساله خود انتظار نداشته باشید که او پا به پای شما در راهپیماییها شرکت کند و چون شما شعار دهد او کودک است و خسته خواهد شد.

۵- هشدار

منظورهشداری است به والدین  و مربیان که بر اثر بی توجهی، سهل انگاری موقعیتی را برای کودکان و دانش آموزان پدید میآورند که آنان در آینده با دشواریهایی مواجه خواهند شد مثلا برخی از مربیا ن و والدین مسئله ای را به غلط به کودکان القا میکنند بدان گمان که در آینده پس از بزرگ شدن کودکان آن را اصلاح نمایند و اینان روزی به خود میآیند که کار از کار گذشته است و در امر تربیت با صدها دشواری مواجه شده اند.

۶-رمز از دست دادن عقاید

والدین و مربیان علاقمند به پرورش مذهبی فرزندان لازم است به موارد زیر هم توجه داشته باشندو رمز ترک عقاید و لا مذهبی فرزندشان را در این زمینهها جستوجو کنند:

- عدم آگاهی و معرفت نسبت به مسائل مذهبی.

- وجود تناقض در رفتار و کردار در گفتار و عمل والدین و مربیان.

- اعمال روشهای خشک و بسته در آموزش مذهبی و در خواست کورکورانه  و بی قید و شرط.

- وجود افسانه و خرافات و موهومات و شبهات به اسم مذهب که سبب بد نام کردن مذهب میشود.

- عدم ایجاد رابطه بین  دین و دانش و حتی اصرار به متضاد نشان دادن این دو موضوع.

- تحمیل تعالیم مذهبی بدون در نظر داشتن ظرفیت جسمی و روانی فرزند.

- عدم استدلال منطقی در این باره که وجودش برای دفاع از کیان عقیدتی هر کس ضروری است.

- وجود تفاوت بین آنچه از لحاظ تعالیم مطرح میشود و عمل آن در اجتماع و مسئولان مذهبی جامعه.

۷- توجه به امانتداری

در همه حال فراموش نکنیم که ما امانت دار خدا هستیم فرزندان امانتی هستند از طرف خدا در دست ما . ما در برابر این امانت مسئولیم و باید حساب پس دهیم. با رمصیبت دو چندان خواهد بود وقتی که ما نه برای خود فکری کرده باشیم نه برای فرزندانمان. بی اعتنایی یا سهل انگاری در انجام وظیفه عقوبت آفرین است.

۸- در این راه از چه کسی مدد بگیریم؟

در تربیت فرزندان و دانش آموزان و ساختن و به عمل آوردنشان باید از نیروهایی استفاده کرد. نخست با ید از همت و عزم و ارادهی خود مدد جست که جدا به تربیت فرزند همت گماریم وبکوشیم او را بسازیم و به عمل آوریم. ثانیا از آنها که آگاه و صاحب نظرند مدد بجوئیم که آگاهیها و اطلاعات را در این زمینه در اختیار ما بگذارند. هم چنین از فرصتهایی که در اجتماع وجود دارد و از امکاناتی که دولت و دستگاههای آموزشی در اختیار ما میگذارند باید به نفع سازندگی و اصلاح فرزندمان استفاده کنیم.

نتیجه گیری:

بنابراین خانواده باید تلاش کند که آموختههای مذهبی کودکان با تجارب و احساسات خوشایندی شکل بگیرد. سعه صدر، ابراز احساس خرسندی و روحیه رضایتمندی،گرایش به این احساسات مذهبی را برای کودکان گوارا میسازد. مشاهده رفتار اطرافیان (به خصوص والدین) انگیزه ای قوی و غنی برای یادگیری و آموزش فرزندان است. وقتی که کودک نسبت به رفتار و نحوه حرکات و حرف زدن والدین و اطرافیان کنجکاو میشود باید توجه داشت که کنجکاوی بیهدف و بینتیجه نیست بلکه متضمن الگوگیری و مشارکت فعالانه او به صورت تجربه ای جدید در فرازهای حساس زندگی است. مهیا کردن چنین فضایی به خصوص اگر همراه با مشارکت فعال کودکان و نوجوانان و همسالان آنان باشد برایشان بسیار دلنشین و دلپذیر است و همین امر به تدریج گرایش به امور مذهبی و روحیه اجتماعی را در آنان تقویت میکند. بدیهی است هر قدر الگو محبوبتر باشد یادسپاری رفتار آسان تر میگردد. پدر و مادر و اعضای خانواده اگر توجه داشته باشند که در خانه، سفر،در میهمانی و یا در حین انجام کار و به طور کلی در هر موقعیتی به اصول و احکام دینی پایبند باشند و به آن اهمیت دهند، در تلقی و نگرش فرزندان نسبت به فرایض دینی تأثیر مضاعف خواهد داشت.آداب و عبادات مذهبی چون پاسخی به عالیترین نیازهای معنوی است اگر به طور طبیعی و با جلب رضایت قلبی ارائه شود احساس خوشایند را در آنان بر میانگیزد و متربی آن را به راحتی جذب میکند چرا که عواطف و احساسات مهمترین نقش را در تکوین، رشد و پرورش شخصیت جوان و نوجوان دارند. بدیهی است زمانی که کودکان و نوجوانان در معرض یادگیری و آموزش احکام و عبادات قرار دارند لازم است برای این موضوع  زمینه سازی شود تا همراه با آموزش، احساس خوشایند در او ایجاد گردد و به این ترتیب  نتیجه ای مطلوب به بار آورددر اینصورت تقویت چنین گرایش فطری نیز بسیار آسان و طبیعی خواهد بود. کسب عادتها و رفتارهای مذهبی بیش از آنکه متاثر از اندرزها و سخنان والدین باشد معلول پذیرش رفتار، عواطف و احساسات مرتبط و همراه با مهر و محبت آنان است.

بجاست که خانوادهها با الهام از فرهنگ غنی اسلام و احکام و تعالیم آن به تربیت صحیح فرزندان بپردازند و این جز از طریق عمل صالح و تادب به آداب شریعت و پرهیز از عوامل غفلتزا میسر نخواهد شد.

فهرست منابع و مأخذ:

۱- سالاری فر، محمد رضا (۱۳۸۵)- نظام خانواده در اسلام – تهران – نشرهاجر.

۲- فلسفی، محمد تقی – حدیث تربیت – روزنامه نگاه – اردیبهشت ۸۷٫

۳- قنبر نژاد، سلمان – مراقبتهای دینی – مجله پیوند – فروردین و اردیبهشت ۸۷ – نشر انجمن و اولیا.

۴- ملکی، حسن (۱۳۸۴)- تعلیم و تربیت اسلامی( رویکردکلان نگر) – تهران – نشر عابد.

منبع : مقالات تربیت اسلامی

۱۲
بهمن ۱۳۹۱
مادربانو
دسته‌ها تربیت
دیدگاه‌ها بدون دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>