یک جشن کوچولو طلب ت «مادربانو»…

در دو سوم ِ یک سالگی ِ «مادربانو» شریک شده ام، اجازه داده اند شریک شوم، دست و پا شکسته خودم را چسبانده ام به تولدش، زورکی! یک جشن کوچولو طلب ت «مادر بانو»…

نویسنده: معصومه کریمی گامیشان

tavalod2 copy

نمی دانم تابستان شده بود یا هنوز زمان در روزهای نیمه گرم خرداد ماه دست و پا می زد که وب گردی های همیشگی ام مرا چشم در چشم ِ “مادر بانو” کرد. خدا خیرت بدهد اینترنت! شدی سبب خیر برای م. شدی بهانه برای بسته شدن دل مان به “مادر بانو”، به هر از گاهی چیزَکی نوشتن، به خواندن، به جستجو، به یافتن و گاهی هم نیافتن.

هنوز مادر نشده ام، صرفاً یک زن م، یک زن ِ غیر ِ مادر. هنوز نتوانسته ام پوسته ی “تنها زن بودن م” را بشکنم، من هنوز همان یک بار تولد م را باکر نگه داشته ام، آن دوباره متولد شدن برای م غریب است. چه می دانم، شاید هم دور نباشد، الله اعلم.. اما از “مادر بودن” های تان لبریز ِ شعف م. انگار که مرا در خمره ای از شور مادرانه غرق کرده باشید، من دل داده ام به دل ِ “مادر بانو” بودن تان، به مهر ِ مادری تان.. قرارم با خودم، با “مادر بانو” فعالیت در حوزه ی کاری ام، مرتبط با رشته ام بود. این قرارِ اولیه پودر شد، تصعید شد، به ملکوت اعلی پیوست! هر چه می دانستم و به گمانم برای کودک تان، برای مادر بودن تان کارا بود، می نوشتم. انگار که برای خودم می نوشتم، برای دل یک زن ِ “غیر ِ مادر”ِ دل بسته ی مادر بودن. من خودم را یک مادر ِ “غیر ِ مادر” می دیدم، خودم را به جای همه تان می گذاشتم و می نوشتم، در حد سوادم، در حد دانسته های م، شیرینی این لحظه ها گوشه ی لُپ م اتراق کرده است، انگار همیشگی ست.. از بودن ِ با “مادر بانو” به خودم می بالم، از این که هر از گاهی می خوانید م مفتخر م..

در دو سوم ِ یک سالگی ِ “مادربانو” شریک شده ام، اجازه داده اند شریک شوم، دست و پا شکسته خودم را چسبانده ام به تولدش، زورکی! یک جشن کوچولو طلب ت “مادر بانو”..

یک پاسخ برای : 4

  1. اعظم بانو گفته:

    معصوم گلی جان
    ممنون از حضورت در مادربانو
    بسی ذوق می کنیم از هنرهایت ، دانشت و سیلقه هایت
    جایی میخوندم کمال یک زمان “مادر بودن ” هستش و کمال یک مرد “پدر بودن ”
    و چه بسا مادرانی که به مقام مادر نمی رسند و چه بسا مادر نشده هایی که “مادر” ند
    مادر بودن قلب آدم رو وسعت میده و میدان شفقت و مهربانی و محبت زن رو گسترده تر می کنه و تا اونجا که مهرش همه عالم رو پر کنه جا داره و چه بسا زنهایی که مادر نشده اند و اینوری مادرند برای دیگرانی که حتی نمی شناسنشون
    و چه بسا مادرهایی که برای بچه هاشون هم اینجورمادری نیستند

    مادر باشی همیشه معصوم گلی عزیز
    در پناه خدا

    • معصوم گلی گفته:

      اعظم بانوی عزیزم،
      من از شما و مادربانو و مادر بانو ها ممنونم،
      قلب های بزرگتون، نیت های پاکتون، هدف های زیباتون برام قابل احترام و عزیزه، دوست داشتنیه، راهنمام بوده،
      از اینکه هرچند کم رنگ در این مسیر هم قدم و همراهتون بودم و ان شاءالله باشم به خودم می بالم و خدا رو شکر می کنم.
      من ازتون یاد می گیرم و یاد می گیرم و یاد می گیرم..
      باز هم ممنونم از لطفی که به من داری.
      امیدوارم خالصانه و به لطف خدا بتونیم همراه مادر بانو بهترین مسیر رو طی کنیم ان شاءالله.
      در پناه خدا باشی مهربان بانو.

  2. مامان گفته:

    چقدر خوب. من نمیدونستم شما مادر نیستین. ولی مطالبی که توی این سایت میذارین خیلی مفیده. من تا الان خیلی ازشون استفاده کردم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>