تربیت، غول نیست

وقتی کودک در زندگی خود احترام متقابل و علاقه شدید پدر و مادر به هم و به کودک را می بیند نا خودآگاه احترام گذاشتن در پوست و خون او نفوذ می کند.

نویسنده: زهرا جوادی

تربیت خودمان

تازه می فهمم که قدیمی ها چطور به سادگی بچه های خوبی تربیت می کردند!

در روزگار ما تربیت فرزند غول بی شاخ و دمی معرفی شده که هیچ کسی جرئت روبرو شدن با آن را ندارد. هر چند اگر در نمایشگاه کتاب امسال قدم بزنی متوجه می شوی که هزاران جلد کتاب ایرانی و خارجی و مقاله و مجله در مورد تربیت فرزند وجود دارد، اما جالب این جاست که خود روانشناسان کودک هم بعد از مطالعه این همه کتاب آخر سر می گویند ما هنوز اندر خم یک کوچه مانده ایم!

و شاهد این صحبت هم ، کودکان این روزها هستند که اکثرا از نظر عاطفی به خاطر دور بودن از خانواده و غریبه پنداری پدرها و مادرها دچار کمبود های زیادی هستند یا هزاران معضل دیگر که مثلا والدین نمی دانند که این حرف های بد! را بچه از کجا یاد گرفته یا این یک دندگی و لج بازی را و یا ….

در حالی که اصلا موضوع آن قدر ها هم که جلوه شده، پیچیده نیست و نه هفت خوانی در کار است و نه دیو و غولی! کودک همان چیزی را یاد می گیرد که می بیند و این پدر و مادر هستند که به جای پرسه زدن در بین این کتاب و آن مرکز مشاوره، باید دیدنی های بچه را فیل.تر کنند! و مهم ترین قدم در فیل. ترینگ حذف ناهنجاری های خانواده است که خودشان دانسته و ندانسته کودک را در معرض آن قرار می دهند.

بهترین روش تربیت فرزند این است که خودمان را تربیت کنیم. هر قدر هم که به دنبال روش های نوین آموزش باشیم، آخر سر این ما هستیم که تنها الگوهای او برای یادگیری هستیم.

مثال ساده آن نظم و پاکیزگی است که کودک با کاوش های دقیق خود در رفتار پدر و مادر یاد می گیرد که چقدر لازم است در زندگی مرتب و تمیز باشد و چقدر لازم نیست!

هر چند نظم یا چیزهای امثال آن در زندگی بسیار مهم است اما آن چیزی که در تربیت فرزند اهمیت بیشتری دارد این است که بتوانیم برای فرزندانمان الگوی خوبی از زن یا مرد مسلمان باشیم.

وقتی کودک در زندگی خود احترام متقابل و علاقه شدید پدر و مادر به هم و به کودک را می بیند نا خودآگاه احترام گذاشتن در پوست و خون او نفوذ می کند. یا مثلا وقتی کودکی در زندگی می بیند که پدر و مادرش هیچ وقت دروغ نمی گویند یا کسی را مسخره نمی کنند یا حرف رکیک به زبان نمی آورند یا مثلا برای زندگی خود برنامه دارند و تنبلی نمی کنند یا مثلا برای عبادت خود وقت صرف می کنند و یا مثلا به تفریح و درس و صله ارحام و چیزهایی از این دست اهمیت می دهند و یا مثلا از چراغ قرمز عبور نمی کند  و یا هزارن مثال دیگر، به سادگی می تواند درک کند که این خوش رفتاری هایی که در کتاب ها و تلوزیون و مدرسه می گویند چیزهایی واقعی است که بهترین نمونه اش پدر و مادر خودش هستند!

و به این ترتیب با این تیر دو نشان زده می شود که یکی نفوذ این رفتارها در عمق جان کودک و ملکه شدن آنها برای او است و دیگری اعتمادی  است که کودک نسبت  به پدر و مادرش به دست می آورد از این جهت که می داند آن ها در زندگی متعادل خود همیشه به درست رفتار می کنند.

۲۶
بهمن ۱۳۹۲
مادربانو
دسته‌ها Slider تربیت
دیدگاه‌ها بدون دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>