من مادر شدم ؟؟؟

دو سال و دو ماه میگذره ولی این سوال هنوز برای من تکراری نشده !!!

نویسنده : اعظم بانو

 Copy-of-عکس۰۰۹۵

نگاش میکنم ، سرگرم بازیه

نگاش میکنم ، داره برا خودش قصه میگه تا خوابش ببره

نگاش میکنم به خوبی از پله ها پایین میاد

نگاش میکنم موهاش اونقدر بلند شده که بشه با کش بستشون

نگاش میکنم داره با عقل خودش برام استدلال مبکنه

نگاش میکنم ایستاده مقابل من و لبریز از چراهای گوناگونه ؟؟؟

نگاش میکنم ….

….

و در همه این نگاهها از خودم می پرسم یعنی این دختر منه

یعنی من مادر این موجود دوست داشتنی ام

دو سال و دو ماه میگذره ولی این سوال هنوز برای من تکراری نشده

و هر بار از پاسخی که به خودم میدم سرشار از ذوق و لذت میشم

من مادر شدم

خدایا چه جوری شکر نعمت تو رو به جا بیارم

خدایا امانتی که بهم سپردیو خودت حافظش باش

حافظ جان و جسمش

 

 

۱۲
بهمن ۱۳۹۱
مادربانو
دسته‌ها کوتاه نوشته ها
دیدگاه‌ها بدون دیدگاه
برچسب‌ها

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>