«بن‌تن» زدایی‌ یک‌ مادر از لباس‌ فرزند

جلد یک دفتر ۲۷۰۰ تومنی سینا را قیچی کردم برای طرح روی شلوار. دو عدد قرقره هم رنگ لباس هم برای چرخکاری زیر و روی لباس و دو عدد دکمه تزئینی هم خریدم. بعد از تکمیل شلوار و استفاده از عکس سینا روی شلوار، دوست داشتم یک نوشته یا یک سری عدد هم روی لباس پیاده کنم.

به گزارش جهان به نقل از تریبون،‌ زهرا عباسی نویسنده وبلاگ راحیل در مطلبی با عنوان «ماجرای من و لباسهای محمّدحسین» به تلاشش برای زدودن لباس‌های فرزند خردسالش از نمادهای ضدفرهنگی پرداخته که متن کامل این یادداشت را در زیر می‌بینید:

قصد داشتم برای پسرم (محمدحسین) شلواری مناسب فصل زمستان بخرم. اما رفتن به بازار با آن وضع افتضاح فرهنگی حاکم بر لباس‌ها و البته قیمتهای سرسام آور و ترس از تکرار اتفاق عید سال گذشته، مانعم می‌شد.

1

عید نوروز سال گذشته برای پسرم (محمدحسین) یک دست لباس خریدم. بعد از چند روز تازه متوجه عکس بن‌تن در پشت لباس شدم. چون حوصله رفتن به بازار و تعویض آن را نداشتم، خودم را توجیه کردم که چون عکس در پشت لباس است خیلی جلب توجه نمی‌کند. روز اول عید که محمدحسین لباسش را پوشید، خیلی دلخور بودم که چرا موقع خرید دقت نکرده‌ام. کاش برای تعویض لباس اهمال کاری نمی‌کردم.

کلی به مغزم فشار آوردم که با این لباس بن‌تنی چه کنم. ۴۰ هزار تومن پول بالایش داده بودم. دور انداختنش اسراف بود و هدیه دادنش، ترویج این تیپ لباس‌ها و طرح‌ها محسوب می‌شد. به این فکر افتادم که یک تکه دوزی آماده بخرم و روی آن بچسبانم. ولی مطمئن بودم، تکه دوزی‌های موجود در بازار هم، همین عکس هاست؛ بن‌تن و مرد عنکبوتی و باب اسفنجی و باربی و زیبای خفته و… بالاخره به خواست خدا، فکری به ذهنم رسید.

خرجش یک دفتر ۲۷۰۰ تومنی و یک ساعت وقت گذاشتن بود. جلد بعضی از دفترهای سینا و ثنا و ثمین، طلقی است و از طرفی طرحهای مفهومی و زیبایی هم دارد. برای محو کردن چهره بن تن از پشت لباس، جلد یکی از دفترهای سینا را قیچی کردم و عکس سینا را از آن وسط درآوردم و روی عکس بنتن دوختم و شد اینکه می‌بینید.

pro_24

امسال هم قصد داشتم شلواری برای محمدحسین بخرم که هم ارزان باشد، هم زیبا، هم منقش به عکس و طرحی جذاب، هم گرم و نرم و راحت، و علی الخصوص جین نباشد. چرا که معتقدم شلوار جین مانع حرکت راحت و ورجه وورجه بچه‌ها می‌شود. مطمئن بودم شلواری با این ویژگی‌ها به هیچ وجه در کل ایران پیدا نمی‌شود چه رسد به سبزوار!

اگر چنین لباسی در بازار پیدا شود که همه جوانب را در نظر گرفته باشد، بایستی به مسئولین فرهنگی کشور دست مریزاد گفت و کلی تقدیر و تشکر و عود و اسفند خرجشان کرد که گوش شیطان کر، چشم نخورند.

2

از آنجا که دستی در خیاطی دارم تصمیم گرفتم خودم شلواری برایش بدوزم که تمام این نکات در آن لحاظ شده باشد. نیم متر پارچه زیبا و گرم و نرم به رنگ سبزخریدم ۱۱۰۰۰ تومن. از آنجا که زیپ و قزن مناسب شلوار بچه‌ها نیست و کودک را اذیت می‌کند، ۳۰ سانت کشباف برای بالای شلوار و دور کمرش خریدم، شد۳۰۰۰ تومن.

جلد یک دفتر ۲۷۰۰ تومنی سینا را قیچی کردم برای طرح روی شلوار. دو عدد قرقره هم رنگ لباس هم برای چرخکاری زیر و روی لباس و دو عدد دکمه تزئینی هم خریدم. بعد از تکمیل شلوار و استفاده از عکس سینا روی شلوار، دوست داشتم یک نوشته یا یک سری عدد هم روی لباس پیاده کنم.

3

مصر بودم که از حروف و اعداد انگلیسی استفاده نکنم. اما روی اینکه از چه کلمه یا عبارت یا عددی استفاده کنم، خیلی فکر کردم. دوست داشتم از عددی استفاده کنم که واقعه یا تصویر خاصی را در ذهن تداعی کند. ابتدا عدد ۱۳۵۷، سال پیروزی انقلاب به ذهنم خطور کرد، اما در آوردنش وقت می‌برد و کمی برایم سخت بود. بالأخره عدد ۹ را انتخاب کردم. مدنظرم ۹ دیماه ۸۸ بود. روز بصیرت ملت ایران.

11

جمعاً با حدود ۱۸۰۰۰ تومن یک شلوار همه چی تمام، برای پسرم دست و پا کردم. خدا را شکر.

۱۶
فروردین ۱۳۹۳
مادربانو
دسته‌ها گزارش تحلیلی
دیدگاه‌ها بدون دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>