اَلَم یَعلَم بِاَنّ لله یَری؟

گفتم: پسرم خدا همه جا هست، همینجا کنار ماست

نویسنده : مرجان الماسی
child-pray
یادمه از وقتی پسرم کوچکتر بود، من و پدرش سعی میکردیم نقش خدا رو تو روزمرگی و حرفها و وسط شعر ها و بازیهاش زیاد بکار ببریم, یعنی حرفهایی از مهربونی خدا و اینکه همه چیز رو خدا آفریده و خدا اونهایی که کارهای خوب میکنن رو دوست داره و….ا  ….
مثلا موقع پوست کندن میوه، با یک حالت شگفت انگیزی میگفتم: وای ببین چقدر این میوه قشنگه! اینها رو خدای مهربون آفریده!ا!
یا موقعی که از دیدن حشره یا منظره ای خیلی شگفت زده میشد ، با گفتن یک جمله بهش یاداوری میکردم که خالق این زیباییها خداست و ما باید ازش تشکر کنیم..
تا اینکه چند وقت پیش اولین سوال فلسفی- خداشناسیش رو پرسید سوالی که من خودم رو آماده جواب دادن بهش کرده بودم ، میدانستم که باید یک جواب ملموس و زیبا و درست بدهم.
-  .پرسید: خدای مهربون کجاست؟ گفتم: خدا تو دل آدماست, تو قلب آدمهای خوبه,….. گفت: قلب چیه؟
متوجه شدم که این جواب خیلی انتزاعیه و بچه هنوز متوجه این مفاهیم نیست،
گفتم: پسرم خدا همه جا هست، همینجا کنار ماست، اون ما رو میبینه* ولی ما نمیتونیم ببینیمش،…. دیگه ادامه نداد, دیگه ادامه ندادم…
 کمی بعد از خودم پرسیدم:
*اَلَم یَعلَم بِاَنّ لله یُری؟
۰۸
بهمن ۱۳۹۱
مادربانو
دسته‌ها کوتاه نوشته ها
دیدگاه‌ها بدون دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>